إلَهِي لَمْ يَكُنْ لِي حَوْلٌ فَأَنْتَقِلَ بِهِ عَن مَعصِیَتکَ إلا فِی وِقتٍ أَیقَظتَنِی لِمَحَبَّتِكَ وَ كَمَا أَرَدْتَ أَنْ أَكُونَ كُنتُ». ای خدا من قدرتی که از معصیت بازگردم نداشتم مگر در آن دم که تو به عشق و محبت مرا بیدار گرداندی و آنچنان بودم که دوست داشتی که باشم.
بیان شد که اگر انسان بخواهد اعمالش را به خود نسبت دهد. در پرونده عملش جز معصیت و غفلت هیچ افتخاری پیدا نخواهد کرد. و اگر زمانی کاری انجام داده زمانی بوده که خداوند او را با محبت خود بیدار کرده است؛ یعنی توفیق و قوه ترک گناه و اقبال به خداوند نیز از جانب خداست؛ چرا که هیچ حرکت و استطاعتی جز به مشیت خداوند بزرگ نیست: «لَا حَوْلَ وَلَا قُوَّةِ إِلَّا بِالله».
لذا تنها راه برای ما این است که خود را به خدا واگذار کرده و از خداوند بخواهیم به ما کمک کند؛ ما توانی در ترک معصیت و قدرتی در اطاعت پروردگار جز با توفیق و یاری او نداریم.
نکته ظریف دیگر در دعا این است که می فرماید آن دم که به من توفیق ترک معصیت عطا کردی؛ در حقیقت توفیق رسیدن به محبتت را به من دادی و از غفلت بیدارم نمودی تا به محبتت برسم (بنابر اینکه «لمحبّتك» به معناى «إلى محبتك» بوده و اضافه به مفعول باشد)؛ پس هدف نهایی اطاعت، کشش و محبت به سوی خداوند است و خود عمل معیار و ملاک نیست؛ از این رو حضرت فرمودند: حقیقت دین محبت است: هَلِ الدِّينُ إِلَّا الحُبُّ (آیا دین چیزی جز محبت هست؟)
پس اگر خواستیم خود را محک بزنیم نباید خود را با کم و زیادی عمل بسنجیم؛ بلکه باید ببینیم آیا محبت خدا در قلبمان روز به روز در حال افزایش هست یا نه؟ چون محبّت هدف است و نشانه صحت و درستی عمل رسیدن به هدف آن است.
احتمال هم دارد «لمحبّتک» اضافه مصدر به فاعل باشد؛ یعنی به جهت محبتی که تو به من داشتی مرا از خواب غفلت بیدار نمودی و اشاره نماید به اینکه الطاف الهی همه از سر محبت و لطف او بر بندگان نازل میشود.
بر سفره توحید (شرح مناجات شعبانیه)، صفحه ۱۳۸ و ۱۳۹
نوشته حاج شیخ محمد حسن وکیلی
.