فهرست

موضوع بحث

مسأله بحث

پیش فرضها

فرضیه بحث

تبیین بحث

نتایج آثار و لوازم پذیرش بحث

اهداف رشته فلسفه

مباحث و مفاهیم کلیدی مرتبط به این بحث

موضوع بحث

«مهارت‌محوری» چیست؟ چرا؟ و چگونه؟

مسأله بحث

چگونه می‌توان از اطلاعات و علم، برای حل مشکلات و مسائل زندگی استفاده کرد؟ (صِرف دانستن نباشد،‌ به «توانستن» منجر شود)

پیش فرض­ها

  1. علم، الفاظ و عبارات نيست بلكه حقايقی است كه در نفس لمس و احساس شوند.
  2. علم نهایی، احساس عظمت خداوند و توجّه با تمام وجود به مبدأ هستی است.
  3. برای دست‌يابی به علم بايد به مشاهده و تحليل پرداخت و آنچه مهم است دست‌يابی به تحليل‌هاست كه در نتيجه آن لمس و احساس واقعيات در نفس ايجاد می‌شود.
  4. دستيابی به حقايق وقتی صورت می‌پذيرد كه فرد قدرت استنباط و يا تحليل داشته باشد.
  5. قدرت تشخيص و ارزيابی وقتی به‌ دست می‌آيد كه فرد با مبدأ هستی ارتباط روحی برقرار كند و فقر خود و غنای او را لمس نمايد.
  6. در تحليل و بررسی بايد به دنبال سرچشمه‌های خلقت بود.
  7. دستيابی به سرچشمه‌های خلقت، علم و آگاهی شفّاف را ايجاد می‌كند.
  8. برای رسيدن به علم و آگاهی شفاف، بايد جريان خلق كردن را تجربه كرد و با تمام وجود احساس نمود.

فرضیه بحث

  1. مهارت‌ = توانایی مستمر مستقل برای انجام کاری یا ایجاد تغییری
  2. مهارت‌محوری = تدوین اهداف و شاخص‌های یک برنامه راهبردی یا عملیاتی بر اساس مهارت (استفاده از کلمه «بتواند» در تدوین اهداف و شاخص‌ها)

تبیین بحث

علم برای زندگی است، ما می‌آموزيم تا روح از محدوديت‌ها خارج شود و به پهنه بی‌انتهای هستی متصل شود، ما می‌آموزيم تا به جهان‌های برتر و فراسوی ديد مادی دست يابيم و ابديت خود را بسازيم. انسان‌ها می‌خواهند به كمال برسند پس بايد نيازها و نواقص خود را برطرف كنند. امّا چگونه؟

جهانی كه در آن زندگی می‌كنيم دارای قوانين و معادلات ثابتی است. موجودات آن هريك دارای خواص و آثار منحصر به خود هستند و با ديگر موجودات فعل و انفعالاتی ضابطه‌مند دارند. ما خود جزئی از اين جهان به هم‌پيوسته و قاعده‌مند هستيم و با تمام اجزاء آن ارتباط داريم (اثر می‌پذيريم و اثر می‌گذاريم).

كسی كه قواعد و قوانين هستی را بشناسد می‌تواند با فراهم سازی زمينه به جريان افتادن آنها، نيروها و آثار مورد نياز خود را توليد كند و نقص خود را برطرف نمايد. شناخت معادلات هستی و روش فعالسازی آنها، ” فهم كاربردی” است؛ مهارت‌محوری با «فهم کاربردی» گره خورده است.

قال رسول الله صلی ‌الله‌ عليه ‌وآله :

  1. «إنَّمَا زَهِدَ النَّاسُ فِی طَلَبِ العِلمِ لـِمَايَـرُونَ مِنْ قِلَّة  انْتِفَاع مَنْ عَلِمَ بـِلا عَمَلٍ» .

” مردم به ‌دنبال علمی ‌كه فايده‌ای در عمل از آن نبينند نمی‌روند. “

  1. «عِلم بـِلا عَمَلٍ كَشَجَر بـِلا ثَمَر».

” علم بدون كاربرد مانند درختی است كه ميوه نداشته باشد. “

  1. «العِلمُ الَّذِی لا يُعْمَلُ بـِه كَالكَنـْز الَّذِی لايُنـْفَقُ مِنهُ  أتـْعَبَ صَاحِبُهُ نـَفْسَهُ فِی جَمْعِه ِ و لمْ‌يَصِلْ إلی نَفْعِهِ».

“علمی ‌كه به كار برده نشود مانند ثروتی است كه صاحبش برای جمع‌آوری آن زحمت بسيار بكشد ولی هيچگاه آن ‌را برای نياز خود مصرف نكند.”

وقتی فردی عملی را انجام دهد فعل و انفعالات زير در نفس او صورت پذيرفته است:

  1. احساس يك نياز
  2. تفكر برای يافتن رفع كننده نياز
  3. توجّه به رفع كننده نياز و محاسبه نفع و ضررهای احتمالی آن
  4. ميل و گرايش به سوی رفع كننده نياز
  5. تمركز قوا برای برقراری ارتباط با آن
  6. اراده نهايی برای بروز دادن آثاری كه اين ارتباط را ايجاد می‌كند.

می‌بينيم كه هر عملی تجلّی افكار انسان و تمايلات اوست، تجلّی روح اوست و البته تمايلات انسان نيز بسته به ميزان آگاهی و سطح فهم و درك تغيير می‌كنند. تا مفيد بودن چيزی تشخيص داده نشود، گرايش به سوی آن به وجود نمی‌آيد. (گرچه اين تشخيص ممكن است غلط و نادرست باشد.) اعمال انسان نمود شخصيت اوست؛ و انسان به مقداری كه می‌داند، می‌تواند عملكرد داشته باشد.

از سوی ديگر چون انجام يك عمل نيازمند تمركز كليه نيروهای درونی است (هر عملی بسته به ميزان دقّت و اهميتش، ضريبی از تمركز را نياز دارد) بايد نفس، حالت و قالب خاصی به خود بگيرد تا بتواند يك عمل مشخص را انجام دهد. به تجربه می‌يابيم كه هر كاری در هر موقعيت روحی قابل اجرا نيست و افراد برای انجام فعاليت‌های خود بايد زمينه مساعد روانی ايجاد كنند. اين تلاش، سبب می‌شود شكل و قالب قبلی نفس به شكل و قالبی جديد تبديل شود و در اثر تكرار عمل، شكل ثابت به خود بگيرد و به صورت ملكه در آيد.

علم برای زندگی است و زندگی نيازمند مهارت‌های گوناگون است. انسان در اجتماع زندگی می‌كند امّا زندگی اجتماعی او در صورتی متعادل خواهد بود كه بتواند مستقل و متكی به خود باشد. زندگی، عمل است و عمل، زندگی است. بايد بياموزيم تا عمل كنيم و با عمل كردن روح خود را رشد دهيم.

بدون عمل نمی‌توان به روح شكل صحيح داد و آن را به سوی ادراك حقايق هستی حركت داد. بدون عمل نمی‌توان در زندگی مادی به رفع نياز رسيد و نمی‌توان استقلال و ثبات خود را به‌ دست آورد. علم برای زندگی است و زندگی جز با عمل بر اساس علم صحيح، به نتيجه نخواهد رسيد.

اين عالم، عالم تدريج است. برای رسيدن به هدف بايد مراحلی را از حداقلِ ممكن به سوی حداكثرِ مطلوب گذرانيد. همان­طور كه در فهم و ادراك و در احساس و گرايش‌های روحی، لايه‌های تدريجی وجود دارد، در مورد عمل نيز سطوح و لايه‌هايی وجود دارد. انسان در عمل و اجراء، ابتدا يا با آزمون و خطا آغاز می‌كند يا تقليد می‌كند؛ سپس سعی می‌كند با دقّت و بدون خطا دوباره انجام دهد؛ در اثر تكرارِ عمل، به سرعت و دقّت لازم می‌رسد و در نهايت برايش عادی می‌شود و بدون نياز به تمركز، كار را انجام می‌دهد.

۱. آزمايش اوليه       ۲. دقّت و بررسی نتايج       ۳. تكرار عمل      ۴. سعی برای ايجاد سرعت و دقّت لازم      ۵.عادت و مهارت كافی

 مطالبات زندگی، گوناگون و جوانب آن مختلف است و هر كدام نيز نيازمند دقّت و تمركز كافی است. اگر بخواهيم برای هر كاری در مرحله‌ی سعی و خطا باقی بمانيم از عهده زندگی برنخواهيم آمد. ما نيازمند ملكه شدن و عادی شدن افعال حياتی و مستمر خود هستيم آن هم با دقتی كه پاسخگوی نيازهای مادی و معنوی ما باشد. يك شناگر ماهر، يك خطاط قابل و يك سالك نورانی، آگاهی‌های خود را با دقّت به‌طور مستمر به كار برده‌اند و نفس و بدن خود را شكل داده‌اند تا به اين رتبه نائل شده‌اند.

تا به آنچه می‌دانيم عمل نكنيم، رشدی نخواهيم داشت. استاد بايد طوری به شاگردان علم را بياموزد كه مستقيما به عمل و كاربرد منجر شود و علم‌آموزان راه و روش پياده‌سازی معلومات را نيز به‌دست آوردند. جدول زير، نمايی از لايه‌های “عمل واجراء” است:

(اقتباس شده از جدول بلوم، با دخل و تصرف)

ردیف لايه و سطح افعالی كه نشان دهنده اين لايه هستند.
۱ آزمون و خطا

تقليد

آزمايش می‌كند، بررسی ‌می‌كند، جستجو می‌كند، نمونه ­برداری می‌كند، می‌سنجد، نگاه می‌كند، تكرار می‌كند، مونتاژ می‌كند.

۲ اجرای مستقل به تنهايی عمل می‌كند، طراحی می‌كند، می‌سازد، دوباره ­سازی می‌كند.
۳ دقت و استمرار كنترل می‌كند، ارزيابی می‌كند، ظريف ­كاری می‌كند، اصلاح و تعمير می‌كند.
۴ عادی شدن و ملكه شدن به‌راحتی انجام می‌دهد، چند كار را همزمان به خوبی انجام می‌دهد، بلافاصله اجرا می‌كند، معطل نمی‌ماند.

نتایج آثار و لوازم پذیرش بحث

نمونه‌ای از اهداف مهارتی در برخی علوم و رشته‌ها: (به‌عنوان نمونه)

اهداف رشته فلسفه

  1. بتواند اثبات كند واقعيت‌هايی هستند. (خارج از خيال و توهم ما)
  2. بتواند اثبات كند اين واقعيت‌ها،‌ يك شبكه و دستگاه منسجم و يكپارچه وجودی را تشكيل داده‌اند و تصادفی و از هم‌گسسته نيستند.
  3. بتواند روابط[1] بين موجودات و ساختار كلان هستی را ترسيم كند و برای مدعيات خود استدلال بياورد.
  4. بتواند به ‌سؤالات هفت‌گانه چه هستيم؟ از كجا آمده‌ايم؟ چگونه آمده‌ايم؟ به كجا می‌رويم؟ در كجا هستيم؟ با چه موجوداتی هستيم؟ چگونه حركت می‌كنيم؟ پاسخ عقلانی بدهد.[2]
  5. بتواند وجود خدا و خصوصيات وجودی او را با برهان عقلی اثبات كند.[3]
  6. بتواند كيفيت ربط موجودات با خداوند را توضيح دهد و برای مدعای خود استدلال بياورد.
  7. بتواند كيفيت خلقت جهان را توصيف كند و استدلال بياورد و با فرضيات فيزيك جديد مقايسه كند.
  8. بتواند تصوير فلسفی با استدلال از جهان مادی، ماده، فضا، زمان، نور، انرژی ارائه دهد و با فرضيات فيزيك جديد مقايسه كند.
  9. بتواند توصيفی از جهان‌های ماوراء ماده ارائه دهد و بر آن استدلال بياورد و با توصيف‌های عرفانی (صادق و كاذب) مقايسه كند و اعتبارسنجی نمايد.
  10. بتواند حقيقت نفس و روح و ذهن و رابطه آنها با يكديگر و با بدن را با استدلال توصيف كند و با فرضيات روان‌شناسی و توصيف‌های عرفانی مقايسه كند.
  11. بتواند نگرش‌های مطرح در فلسفه اسلامی را در يك جدول تطبيقی عرضه كند و تاثير انواع نگرش‌ها به هستی و شبكه موجودات، در زندگی را به تصوير بكشد به ‌‌گونه‌ای كه مخاطب اهميت دست‌يابی به نگرشی صحيح و جامع از هستی (داشتن اطلاعات فلسفی درست) را لمس كند.
  12. بتواند تاثير مبانی فلسفی را در تعليم و تربيت، برنامه‌ريزی و مديريت، دين‌شناسی، تصميم‌گيری و معنی زندگی، با شواهد و مستندات نشان دهد.
  13. مدعای فلسفه‌های الحادی و فلسفه‌های شرقی و غربی را بشناسد و بتواند حداقل يك نقد نسبت به آنها ارائه كند.
  14. فهرستی از برهان‌های عقلی و استدلال‌های فلسفی به‌ كار رفته در قرآن و روايات را در دست داشته باشد و بتواند تبيين‌های فلسفی متخصصين از اين آيات و روايات را تحليل و تشريح كند.[4] (مثلاً بيان‌های موجود در كتاب الميزان و كتاب بحارالانوار)[5]
  15. بتواند سخنرانی ها و مقالات تخصصی فلسفی را درك كند و به سؤالاتی كه در مورد محتوای آنها پرسيده می‌شود پاسخ بدهد.

(انتقال به فایل کامل اهداف مهارتی در علوم حوزوی)

در الگوی پیشرفت و توسعه نیز می‌توان «مهارت‌محوری» را به‌عنوان رویکرد حاکم بر الگو قرار داد؛ یعنی کلیه اهداف و شاخص‌ها باید از اهداف شناختی و شاخص‌های مدارک علمی،‌ ارتقاء به اهداف و شاخص‌های مهارتی پیدا کند.

مباحث و مفاهیم کلیدی مرتبط به این بحث

روش‌شناسی،‌ رویکرد مهارت‌محور، مدل پیشرفت و توسعه

پی نوشت­ ها:

[1] . كيفيت، كميت و جهت اثرگذاری و اثرپذيری بر يكديگر و موقعيت و رتبه هر يك از موجودات در اين شبكه

[2] . بتواند مقاله يا سخنرانی ای را كه با جمله «ما در جهانی زندگی می‌كنيم كه از جهت وجودی ….» آغاز می‌شود ارائه كند. بتواند سرمنشأ هستی را با استدلال نشان دهد. بتواند كيفيت خلقت را با استدلال توصيف كند.

[3] . بتواند به ‌گونه‌ای عالم وجود و خداوند را توصيف كند كه تصور چنين خدايی مستلزم تصديق به وجود آن باشد.

[4] . در يك مقاله علمی يا در يك سخنرانی يا در يك گفتگوی علمی

[5] . و در مواردی كه تحليلی تخصصی يافت نشود بتواند فهم اوليه‌ای از آنها به‌ صورت روشمند پيدا كند مثلا بتواند بر گفتگوی حضرت رضا عليه‌السلام با عمران صابی توضيحی ارائه كند يا بتواند نسبت به محتوای احاديث كتاب توحيد صدوق، فهم اوليه‌ای را در مخاطب ايجاد نمايد.