فهرست مطالب

موضوع بحث

مسأله بحث

پیش فرض ها

فرضیه بحث

تبیین بحث

مدل‌سازی

نتایج آثار و لوازم پذیرش بحث

مباحث و مفاهیم کلیدی مرتبط به این بحث

موضوع بحث

« طراحی سیستم و مدل‌سازی » چیست؟ و چگونه؟

مسأله بحث

چگونه می‌توان با استفاده از آثار و ظرفیت‌های چند موضوع و پدیده و برقراری ارتباط میان آنها، محصول و پدیده‌ای جدید تولید کرد؟ و چگونه می‌توان فرآیندهایی را که در پیدایش یک پدیده و محصول دخالت دارند تشخیص داد و تحت کنترل درآورد؟

پیش فرض ها

۱.  سیستم = مجموعه اجزاء مرتبط با یکدیگر و مرتبط با عناصر محیطی که منجر به تولید اثری می‌شوند.

۲. نگرش سیستمی = بررسی یک پدیده در ضمن کل و  در ضمن فرآیندهای بیرونی و درونی که با او مرتبط هستند.

فرضیه بحث

۱. طراحی سیستم = تعریف اجزاء درونی و عناصر بیرونی، + هدف و اثر مورد انتظار، + روابط میان اجزاء و میان عناصر و اجزاء

۲. مدل‌سازی = تعریف یک سیستم با تعیین کمیت و کیفیت ورودی،‌ خروجی و پردازش سیستم (تعریف فرآیند بهینه در سیستم، تعریف تابع تبدیل سیستم)

۲. تمام اطلاعات در مورد یک موضوع، تا تبدیل به مدل نشوند، به واقعیت نزدیک نخواهند شد و اثر و محصولی از آن به‌ دست نخواهد آمد.

۳. مهندسی اجتماعی يعنی طراحی مستمرّ سیستم‌ها و مدل‌های زندگی فردی و جمعی برای بهينه‌سازی حركت به‌ سوی هدف تعيين شده.

در مهندسی اجتماعی برای كليّه لايه‌ها و جوانب زندگی (كه عنصری در سيستم كلان زندگی هستند) الگوسازی می‌شود و خط ‌مشی‌های كلّی و دستورالعمل‌های كلان تدوين می‌گردد و با اخذ نتيجه‌هايی كه در اجراء به ‌دست می‌آيند به اصلاح و يا تكميلِ طرح اوليّه  پرداخته مي‌شود. [1] مثلاً: نامه اميرالمؤمنين عليه‌السلام به مالك اشتر(هنگام گماردن او به فرمانداری مصر) نمونه بسيار روشن از مهندسی اجتماعی است. [2] 

۴. دست‌یابی به «علم دینی» منوط به سیستم‌سازی و مدل‌سازی براساس گزاره‌های دین است. تجمیع گزاره‌ها، مشکلی را حل نخواهد کرد، نظام‌مند کردن آنها به ‌طوری که هر کدام در موقعیت خاص خود قرار گیرند سبب دست‌یابی به بسته‌ای علمی برای تولید محصولی دینی خواهد شد.

تبیین بحث

سيستم، مجموعه‌ای از عناصر است كه با يكديگرارتباط برقرار می‌كنند و برای تحقّق يك هدف در تلاش‌اند. در هر سیستم، تغيير هر جزء بر ديگر اجزاء و بر كلّ، تأثير دارد و هيچ ‌يك از عناصر، اثری مستقل و جدا ازمجموعه نمی‌گذارند و نمي‌پذيرند.

مؤلّفه‌های اصلی سيستم يا شبكه سیستم‌ها عبارتند از:

اجزاء و عناصر(متغيّرها)، روابط بين اجزاء، هدف، مرز سيستم و محيط سيستم (تفكيك بين عوامل خارج از سيستم و عوامل داخلی آن)، جريان سيستم (نحوه فعاليّت متغيّرهای داخلی و خارجی برای رسيدن به هدف سيستم)، بازخورد (بررسی نتايج به ‌دست آمده از جريان سيستم و اصلاح نقاط نامناسب و بهينه‌سازی جريان، و اعمال دوباره آن به سيستم)، پايداری سيستم (ميزان قابليت مقابله يا انعطاف سيستم در برابر تغييرات احتمالی)

هر سیستمی، رفتاری را از خود بروز می‌دهد، رفتارسيستم یعنی چگونگی فعاليت متغيّرهای آن برای رسيدن به هدف سيستم.

در بررسی سیستم‌ها عملیات «تحلیل سیستم» انجام می‌شود و تحليل سيستم یعنی بررسی يك سيستم به هدف حلّ نارسايی و مشكل، يا به هدف ارتقاء وضعيت و رساندن به موقعيت بهتر. در تحليل سيستمی به‌ دنبال تجزيه سيستم به عوامل تشكيل‌دهنده آن و روابط بين آنها و بررسی ميزان فعل ‌وانفعال بين اجزاء و دست‌يابی به ميزان موفقيّت اين تعاملات در تأمين هدف سيستم هستيم. تحلیل سیستم نیازمند تفكّر سيستمی است و تفكّر شبكه‌ای (سيستمی)، روشی است كه می‌توان آن را در دستور العمل‌های زير خلاصه كرد:

مشكل و نياز را پيدا كنيد؛ هدف خود را مشخص كرده و اهميّت آن را تعيين نماييد؛ هرچيزی كه احتمال دارد با اين هدف ارتباط داشته باشد شناسايی كنيد؛ كميّت و كيفيّت ارتباطات فوق را دقيقاً مشخص نماييد؛ مجموعه ارتباطات را با هم ارزيابی كرده و بهترين راه را برای ارتباط بين امكانات و نيازها انتخاب نماييد؛ راه حل را به مرحله اجراء بگذاريد؛ نتايج را ارزيابی كنيد؛ نقاط ضعف را برطرف نموده و دوباره آن‌ را اجرا نمایید.  [3]

مهندسی سيستم، نگرشی بين‌رشته‌ای است كه همه تلاش‌ها را به‌ منظور خلق و ارزيابی مجموعه‌ای متعادل و يكپارچه ميان انسان، نياز، محصول و راه‌حل‌ها در بر می‌گيرد. وظيفه اصلی و بنيادين مهندسی سيستم، برقراری مصالحه ميان متغيرهای بخش‌های گوناگون سيستم است. در مهندسی سيستم، بازخوردها به‌ طور دائم خروجی را با معيارها مقايسه می‌كنند واطلاعات لازم برای بهينه شدن را به سيستم تزريق می‌كنند. [4]

در نظريه عمومی سيستم‌ها، چهار حوزه مورد بررسی است:

  1. عوامل توصيف‌كننده سيستم‌[5]
  2. عوامل مربوط به تنظيم و حفظ سيستم[6]
  3. عوامل مربوط به پويايی و تغيير در درون سيستم[7]
  4. عوامل مربوط به افت و شكست سيستم‌[8]

يك اصل اساسی در نظريه سيستم‌ها اين است كه اگر بخواهيد در يكی از اجزاء سيستم تغييرايجاد كنيد، سيستم برای بازگرداندن جزءِ تغيير يافته به حالت اوليّه خود وارد عمل می‌‌شود مگر اينكه اين تغيير در ضمن تغيير در كل سيستم اعمال شده باشد. [9]

قبل از شروع هر پروژه سيستمی چند سؤال اساسی و مشخص بايد مطرح شود كه كليات آن عبارتست از:

از اين سيستم چه می‌خواهيم و چرا؟، با اجرای اين سيستم چه به‌ دست مي‌آوريم؟، هزينه ای كه بايد انجام شود و امكاناتی كه بايد تخصيص يابد كدامند؟، با توجه به كمبودها ونارسايی‌ها آيا آنچه به‌دست مي‌آيد ارزشمند است؟[10]

نمونه جدول تحلیل سیستم را می‌توان به ‌صورت ساده به شکل زیر نشان داد:

ردیف محور تحلیل توضیح محور
۱. ورودی سیستم تعیین و ارزیابی اجزاء و عناصری که در شکل گیری سیستم دخالت دارند.
۲. جريان سيستم فعاليت متغير اصلی سيستم است كه با فعال شدن (يعنی برقراری ارتباط با عناصر و اجزاء ديگر سيستم)، متغيرهای ديگر را فعال می‌كند (اثر مورد انتظار از آنها بروز می كند).
۳. رفتار سيستم چگونگی فعاليت تمام متغيرهای آن برای رسيدن به هدف سيستم است. برآيند فرآيندهای سيستم،‌ رفتار سيستم است.
۴. شاخص پايه در سيستم متغيری است كه جهت‌گيری‌ها و جريان‌ها با توجّه به آن شكل می‌گيرند و حداقلّ قابل قبول و غيرقابل صرف‌نظر در هدف سيستم را ايجاد می‌كند.
۵. نقطه ثقل سيستم عنصری است كه بيشترين توجّه و هزينه و امكانات را به خود جلب می‌كند و جهت‌گيری اصلی جريان سيستم و فعاليت‌های آن را تشكيل می‌دهد.
۶. نقطه بحران در سيستم موقعيّت، متغير يا جريانی است كه اگر فعّال شود سيستم را از هدف خود دور خواهد كرد.
۷. اولويّت‌گذاری و تعيين ضريب اهميت عناصر سيستم تشخيص موضوع و عنصری است كه تحقّق هدف سيستم (يا زيرسيستم‌ها) بيشترين وابستگی را به آن دارد كه در اين صورت اين موضوع حالت محوری خواهد داشت و كمترين تغيير را مي‌پذيرد و ديگر اجزاء و عناصر بايد خود را با او هماهنگ كنند.‌‌
۸. خروجی سیستم تعیین شاخص های محصول سیستم و قالب نهایی محصول
۹. بازخورد سیستم تعیین موارد نیازمند اصلاح و تعیین فرآیند اصلاح در سیستم

نمونه تحلیل سیستم یاددهی – یادگیری

با روش سخنرانی (جدول اول) و با روش کارگاهی (جدول دوم)

۱.                      جريان سيستم انتقال اطلاعات به ذهن علم‌آموزان
۲.                      رفتار سيستم حضور علم‌آموز و استاد در كلاس ∠ انتقال محتوای درس توسط استاد به ‌صورت سخنرانی ∠ تلاش علم‌آموز برای ثبت و فهم مطالب∠ مرور دوباره مطالب درس بعد از كلاس ∠حضور دوباره سر كلاس
۳.                      شاخص پايه در سيستم وجود متن آموزشی
۴.                      نقطه ثقل سيستم سخنرانی استاد
۵.                      نقطه بحران در سيستم حواس‌پرتی علم‌آموز
۶.                      اولويّت‌گذاری و تعيين ضريب اهميت عناصر سيستم وجود متن آموزشی

سخنرانی توضيحی استاد

حفظ مطالب

۱.                      جريان سيستم فعال‌سازی ذهن علم‌آموزان
۲.                      رفتار سيستم برقراری ارتباط ادراكی ميان استاد و شاگردان∠ زمينه‌سازی استاد با طرح سؤال و مسأله كاربردی و مرتبط با صحنه‌ زندگی برای فعال ‌شدن ذهن شاگردان جهت توليد جواب∠ تفكر علم‌آموزان∠ مباحثه و مطالعه تطبيقی يافته‌ها ∠ توليد پاسخ گروهی ∠ نقد و بررسی پاسخ‌ها و توليد پاسخ بهينه ∠ تكميل و اصلاح پاسخ كلاس با مقايسه با پاسخ متن يا پاسخ استاد يا منابع معتبر∠ نوشتن مقاله تحقيقی (نَه جمع‌آوری) در مورد موضوع درس به‌ طوری ‌كه حداقل به يك مورد از مسائل زندگی تعميم داده شده باشد.
۳.                      شاخص پايه در سيستم طرح سؤال و مسأله كاربردی
۴.                      نقطه ثقل سيستم توليد پاسخ برای مسأله مطرح شده
۵.                      نقطه بحران در سيستم ابهام سؤال و مسأله مطرح شده
۶.                      اولويّت‌گذاری و تعيين ضريب اهميت عناصر سيستم وجود سؤال و مسأله

تفكر فردی

بحث گروهی

مطالعه تطبيقی

تكفر نقادانه

توليد مقاله علمی

مدل‌سازی

ثمره اصلی بحث از سيستم و نگرش سيستمي، در طراحی و مدل‌سازی متبلور است. تنها راه دست‌يابی به توليدات و نتايج كارآمد در افكار و اشياء، مدل‌سازی است و تنها راه دست‌يابی به يك مدلِ كارآمد، نگرش و تفكر سيستمی است.

چگونه فرضيه را به يك حقيقت كاربردی تبديل كنيم؟ چگونه مفاهيم را به اموری قابل كنترل و پيش‌بينی تبديل كنيم؟ بحث مدل‌سازی پاسخ سؤال است. اگر در تجربيات زندگی خوددقّت كنيم می‌يابيم كه هر يك از جوانب زندگی بر اساس الگو ومدل خاصّی استوار است.

مدل يا الگو عبارتست از: شبيه‌سازی واقعيّت خارجی به وسيله ترسيم روابط علّت و معلولی بين اجزاء درونی و همچنين روابط مجموعه با متغيّرهای بيرونی و فرموله كردن متغيّرها، به جهت ايجاد قدرت پيش‌بينی رفتارهای آن پديده و درك ويژگی های آن. [11]

مدل، ابزاری ست كه به وسيله آن مي‌توان فرآيند خط ‌ّمشی‌ها را شناخت. مدل، ابزار تعيين ميزان آسيب‌پذيری يك پديده يا سازمان در برابر نوسانات مختلف است؛ مدل، ابزار مطالعه پديده‌ها برای درك نحوه رفتار هر پديده بصورت قابل كنترل است (يعنی بتوان به مشاهده دقيق رفتار مؤلفه‌های تشكيل‌دهنده و علل پديدآورنده آنها پرداخت و اطلاعات لازم را با يك نگاه و به سرعت بدست آورد.)؛ مدل، نظام نظری منسجم برای تشريح پديده‌ها و تعيين فعل‌ وانفعال بين آنهاست؛ مدل، شبيه‌سازی واقعيّتِ دربسته است. [12]

پیش‌نیاز مدل‌سازی، دست‌یابی به تفکر تحلیلی است؛  فهم تحلیلی = کشف اجزاء و عناصر درونی و بیرونی مؤ ثر بر موضوع، و کشف تمام روابط ممکن و احتمالی بین آنها و کشف رابطه بهینه.

برای دست‌يابی به فهم تحليلی، نياز به نگرش كلان و نظام‌واره (شبكه‌ای يا سيستماتيك) نسبت به موضوعات است. هر پدیده‌ای و یا هر متنی، سيستم و شبكه‌ای ‌است كه مؤلف طراحی و مدل‌سازی كرده است. مفهومی كه در عناوين و جملات و كلمات و تصاوير به كار رفته است عناصر درونی اين سيستم هستند؛ نوع مخاطب و سطح آنها و زمينه‌های فرهنگی، اجتماعی، زبانی و سياسی كه با آنها روبرو بوده‌اند، عناصر بيرونی سيستم هستند. بدون نگرش شبكه‌ای ‌نمی‌توان علم را برای زندگی به كار برد و به مقصود رسيد. الگوی دست‌يابی به نگرش شبكه‌ای و فهم تحليلی دو مرحله دارد:

‌أ. تجزيه و شناخت عناصر شبكه (شناخت موضوع، نياز وامكانات موجود)

‌ب. تركيب و طراحی شبكه (برقراری ارتباط لازم بين عناصرانتخاب شده)

“تجزيه و شناخت عناصر شبكه” خود، دارای سه مرحله است:

۱.     تعريف وضعيت موجود (تعريف متغير نياز):

  • چه نيازی سبب شده است كه فكر به كار افتد[13] و در‌صدد چاره برآيد؟
  • ‌آيا اين نياز يك نياز بسيط است يا اينكه خود از چند عنصر تشكيل شده است؟
  • اين نياز چقدر مهم است؟ (ضريب اهميّت نياز)
  • اگر مشكل حل نشود و نياز برطرف نشود، چه تبعاتی خواهد داشت؟
  • آيا اين نياز يك نياز واقعی است يا يك نياز كاذب وساختگی است؟
  • تعيين نيازهای سلبی (آن چه نمی‌خواهيم و نياز داريم كه نشود كدامند؟)
۲.     تعريف اهداف (تعريف وضعيت مطلوب):
  • ‌تعيين هدف كلّی و اساسی و ضريب اهميّت آن (اگرحاصل نشود چه تبعاتی دارد؟ )
  • ‌تعيين اهداف ميانی (اهدافی كه بين وضعيت موجود ومطلوب قرار دارند و برای رسيدن به هدف نهايی زمينه سازی مي‌كنند)
  • ‌تعيين زمينه اوليه (شرايط اوليه برای شروع حركت به سوی اهداف فوق)
  • ‌تعيين اجزاء درونی اهداف (تعريف متغيرهای دروني)
  • ‌تعيين كميت و كيفيت عناصر فوق (از هر كدام چقدر و با چه كيفيتی؟ يعنی عناصر فوق به‌ صورت قابل اندازه‌گيری تعريف شوند)
  • ‌تعيين ضريب اهميّت هر يك از عناصر فوق
  • تفكيك بين حداقل لازم (مقداری از هدف كه به هيچ وجه قابل صرف نظر نيست و بايد حاصل شود) و حداكثر مطلوب
  • ‌تعيين اهداف منفی (آنچه نمی‌خواهيم و نبايد بشود)
۳.     تعريف ارتباطات (تعريف عناصر مرتبط با وضعيت موجود و اهداف مطلوب):
  • چه چيزهايی سبب پيدايش نياز و مشكل شده‌اند؟ ضريب تأثير هر كدام در پديد آمدن مشكل چقدر است؟ (تشخيص سرچشمه‌ها)
  • چه مسائلی در اثر اين مشكل به‌ وجود آمده‌اند؟ اين مشكل، چه آثاری را ايجاد كرده است؟ بر چه نقاطی تأثير گذاشته است؟ (تشخيص آثار و نتايج)
  • چه عناصری مي‌توانند مفيد باشند؟ ضريب مفيد بودن هريك چقدر است؟ (تشخيص امكانات)
  • چه عناصری مي‌توانند مضر باشند و برای رسيدن به اهداف مانع ايجاد كنند؟ ضريب مانعيت هر يك چقدر است؟ (تشخيص موانع)
  • بررسی فعل و انفعال هريك از متغيرها با يكديگر: يعنی كليه ارتباطات محتملِ عناصر درونی با هم، عناصر بيرونی با هم، عناصر درونی و بيرونی نسبت به يكديگر فهرست شود. و كميت و كيفيت اثرگذاری آنها بر يكديگر مشخص شود.(تشخيص ارتباطات)
  • قوانين خلقت كه سرمنشأ تك تك اين ارتباطات هستند مشخص شده، فعل و انفعال اين قوانين با يكديگر تعريف شود. (تشخيص معادلات و قوانين حاكم بر ارتباطات)
  • چه تغييراتی در اين ارتباطات می‌توان ايجادكرد؟ (بهبود امكانات)
  • ‌چه ارتباطات جديدی را مي‌توان ايجاد كرد؟ (توسعه امكانات)
  • ‌ايجاد تغيير عناصر و ارتباط آنها يا ايجاد عناصر و ارتباطات جديد چه آثار مثبت و منفی می‌تواند داشته باشد؟ (بررسی هزينه تغيير)

تركيب و طراحی سيستم نيز دارای دو مرحله است:

۱.     تعيين تمام احتمالات ممكن برای حل مشكل (مدل سازی اوليه)
  • تعيين حداقل عناصر و ارتباطات لازم كه نمی‌توان ازآنها صرف نظر كرد (شاخص پايه)
  • ‌تعيين عناصر و ارتباطاتی كه بايد حذف شوند (موانع)
  • ‌پاسخ به سؤالاتِ: چه چيز، توسط چه كس، تحت چه شرايطي، در چه مكان و زمانی و چگونه بايد انجام شود تا نياز برطرف شود و هدف حاصل شود؟
۲.  مدلسازی (تعيين تركيب عناصر و نوع ارتباط آنها برای رسيدن به مطلوب)
  • بررسی هزينه‌ هر يك از راه حل‌ها
  • ‌رعايت اصل بيشترين تأثير به وسيله كمترين هزينه و زحمت
  • ‌انتخاب بهترين راه حل و راه‌حل‌های جايگزين احتمالی
·     ‌تدوين الگوی اجراء و اقدام به ‌صورت زير:
  1. تعيين نقطه شروع
  2. زمينه لازم برای شروع
  3. محرك لازم برای شروع
  4. انجام دهنده كار و شرايط آن
  5. كيفيت و كميّت كار
  6. مراحل كار
  7. نتايج مورد انتظار در هر مرحله
  8. نقاط توقّف و شرايط آن
  9. محرّك مجدّد
  10. ۱۰.شرايط اتمام كار
  11. ۱۱.نقطه پايان
  12. ۱۲.بازنگری و ارزيابي
  13. ۱۳.اصلاح نقاط ضعف، تقويت نقاط قوّت
  14. ۱۴.ايجاد زمينه لازم برای انجام حركت‌های جديد

بنابراین مراحل مدل‌سازی عبارتند از: مشاهده مجموعه فرآيند، دريافت ضرورت كنترل و پيش‌بينی رفتار پديده، انتخاب متغيّرها، تعيين ضريب تأثير آنها[14] تعريف روابط علّی و معلولی، آزمايش (تفسيرنتايج حركت مدل درعمل)،اصلاح و بازنگری. [15]

روش طراحی مدل به ‌ترتیب زیر است:
  1. استقراء مؤلّفه‌ها و متغيّرهای درونی و بيرونی تأثيرگذار و تأثيرپذير
  2. تعريف شاخصه‌های پايه (زمينه اوليّه و هدف حداقلی)
  3. تعيين هدف نهايی و ايده‌آل (هدف حداكثری)
  4. بررسی كميّت و كيفيّت تاثير هر مؤلّفه (با دقت بر ميزان قابل كنترل بودن يا نبودن)
  5. تعيين ارتباط اصلی و شرايط و تاثير كليدی
  6. ترسيم روابط علّی و معلولی
  7. تعيين زمينه‌ها و پيش‌فرض‌ها (وضعيتی كه مدل براساس آن طراحی می‌شود)
  8. مرحله‌بندی حركت از حداقل‌ها به سوی حداكثرها
  9. تعيين نقاط بحران
  10. طراحی حلقه‌های كنترلی و بازخوردها.
ملاك اعتبار يك مدل:

اعتبار يك مدل با اين عوامل سنجيده می‌شود: قدرت پاسخگويی به سؤالات و پيش‌بينی وضعيّت بعدی، ميزان كميّت‌پذير كردن عوامل ناملموس و فرض ها (قدرت اندازه‌گيری ضريب‌های تاثيرگذاری و تاثيرپذيری)، رفع نقاط كور و ابهام، قدرت اندازه‌گيری حساسيّت‌ در برابر تغييراتِ شرايط بيرونی و درونی (يعنی بتوان متغيرها را دستكاری كرد و رفتار سيستم را مطالعه نمود.)

روحِ مدل‌سازی، متغيرشناسی و فرموله كردن رابطه ميان متغيرها و تولید فرآیند لازم است.

منظور از فرموله كردن متغيّرها، دست‌يابی به تابعِ تبديل سيستم است. يعنی: پس ازمشخص شدن ورودی و خروجی، اجزاء، مرزها و جريان اوليّه سيستم، بايد مشخص شود كه چه نوع ارتباطاتی بين متغيّرها بايد ايجاد شود تا با كمترين هزينه بيشترين بازدهی را داشته باشد. تعيين معادلات تبديل ورودی سيستم به خروجی آن، مبنای مدل‌سازی است. [16]

در مدل‌سازی نيازمند الگوی تخصيص هستيم. الگوی تخصيص يعنی پاسخ به اين سؤال كه چه كميّت و كيفيتی از موضوع بايد توليد، توزيع و مصرف شود تا جريانِ هدف در سيستم برقرار گردد.

نكته: برای دست‌يابی به آثار و خصوصياتی كه مورد نياز است، بايد سيستمی طراحی شود كه برآيند معادلاتِ بروز خصلت‌های عناصر موجود در سيستم، معادله بروز خصلتِ مورد نيازباشد. برای دست‌يابی به اين معادلات، بايد نسبت ميان عناصر و متغيرها تحليل شود.( چه مي‌شود اگر x  پديد آيد؟) مجموعه معادلات مانند سلول‌هايی هستند كه يك الگوی كلی را تشكيل می‌دهند با فراهم‌سازی سلول‌ها می‌توان مدل را ساخت[17]

تصویر زیر نمونه‌ای از تعیین مواردی است که باید در مدل‌سازی تعریف شوند:

نتایج آثار و لوازم پذیرش بحث

در مدل‌سازی نيازمند الگوی تخصيص هستيم. الگوی تخصيص يعنی پاسخ به اين سؤال كه چه كميّت و كيفيتی از موضوع بايد توليد، توزيع و مصرف شود تا جريانِ هدف در سيستم برقرار گردد. برای دست‌يابی به آثار و خصوصياتی كه مورد نياز است، بايد سيستمی طراحی شود كه برآيند معادلاتِ بروز خصلت‌های عناصر موجود در سيستم، معادله بروز خصلتِ مورد نياز باشد. برای دست‌يابی به اين معادلات، بايد نسبت ميان عناصر و متغيرها تحليل شود.( چه مي‌شود اگر x پديد آيد؟) مجموعه معادلات مانند سلول‌هايی هستند كه يك الگوی كلی را تشكيل مي‌دهند با فراهم‌سازی سلول‌ها می‌توان مدل را ساخت[18]

 « علم دینی » به دنبال کشف راه‌حل‌های دین برای مسائل انسان است؛ کشف توصیف‌ها،‌ تبیین‌ها، تفسیرها و توصیه‌های دین در حرکت‌های انسان در این هستی به‌طوری که برآيندش « عدل شبکه‌ای » [19]و حرکت به سوی «بی‌نهایت الهی» باشد. دست‌یابی به برآیندها،‌ نیازمند مدل‌سازی است. نمونه‌ای از این مدل‌سازی در پروژه تحقیقاتی « نان در اسلام » به انجام رسیده است. (انتقال به فایل نان در اسلام) + (انتقال به اسلاید نان در اسلام)

 مباحث و مفاهیم کلیدی مرتبط به این بحث

روش‌شناسی،‌ رویکرد سیستمی، طراحی مدل و مدل‌سازی، علم دینی

پی نوشت ها:

[1]. جهت مطالعه و بررسی بيشتر مي‌توانيد به منابع زير مراجعه فرماييد:

 (مجموعه مقالات)مباحثی در مهندسی اجتماع؛ دكتر ابوالفضل صادقپور؛ نشر مركز آموزش مديريت دولتي۱۳۷۵

جامعه‌سازی قرآني(مجموعه مقالات)؛ محمدرضا حكيمي؛ دفتر نشر فرهنگ اسلامي۱۳۸۰

مديريت تغيير؛ فيليپ سادلر؛ ترجمه غلامرضا اسماعيلي؛ نشر مير۱۳۸۰

[2]. نهج‌البلاغه صبحي‌صالح صفحه ۴۲۶

[3] . برای بررسی بيشتربه منابع زير مراجعه فرماييد:

پويايی سيستم‌ها؛دكترمحمدرضا حميدي‌زاده؛ نشر افق‌اميد۱۳۷۹

تجزيه و تحليل و طراحی سيستم؛ دكتر علی رضائيان؛ انتشارات سمت۱۳۸۰

[4]. در دائره‌المعارف اينكارتا اين‌گونه آمده است: Model is a copy of an object, especially one made on a smaller scalethan the original.

دردائره‌المعارف بريتانيكا اين‌گونه آمده است: A model is a simplified representation of the real world and, assuch, includes only those variables relevant to the problem at hand.

[5]. ر.ك. به پويايی سيستم‌ها، دكتر حميدي‌‍زاده، انتشارات دانشگاه شهيدبهشتي۱۳۷۹

[6]. در تحليل‌ها حتما بايد گره‌ها كه نقاط اصلی و محرك‌های موجود هستند تعيين شده و وزنِ هر يك از آنها محاسبه شود.

[7]. مقاله “نگرش سيستمی در طراحی و ساخت موشك”، مهندس محمدهاشمصدرايي، ماهنامه صنايع هوايي، فروردين۱۳۸۰

[8]. مفاهيم زير مربوط به عوامل توصيف‌كننده سيستم هستند: باز و بسته،ارگانيسمی و غيرارگانيسمي، كلی و جزيي، حالت، همپاياني، حد و مرز، محيط، زمينه وحوزه، تعامل، اولويت و ترتيب، جدايي، تمركز، رهبري.

[9]. مفاهيم زير مربوط به عوامل تنظيم و نگهداری سيستم هستند: پايداري، پايايي،تعادل، بازخورد، تغيير، نظم‌جويي، كنترل، تعمير و بازتوليد، ارتباط.

[10]. مفاهيم زير مربوط به عوامل پويايی و تغيير سيستم هستند: سازگاري، برگشت‌پذيري،يادگيري، رشد، غايت‌گرايي، هدف، پويايی و ديناميك

[11]. مفاهيم زير مربوط به عوامل افت و ركود سيستم هستند: فشار، اغتشاش، هنجار،افت، خرابي.

[12]. مقاله” آنچه بايد طراحان آموزشی درباره نظريه عمومی سيستم‌هابدانند”، ديويد ساليباري، ترجمه توحيد ميامي، نشريه رشد تكنولوژی آموزشي،شماره ۱۰۸

[13]. مقاله “موفقيت در سيستم‌ها، طرح سؤالات اساسی و خطوط برنامه‌ريزي”،ترجمه حميدرضا نوربخش، نشريه فولاد، شماره ۱۵

[14]. برای حركت صحيح و جامع در مراحلِ مدل‌سازی بايد از تكنيك‌های حل‌مسأله استفاده كرد. توصيفی اجمالی از تكنيك‌های حل‌مسأله كه از كتاب “۱۰۱تكنيك حل‌ خلاق مسأله”، جيمز هيگينز، ترجمه دكتر محمود احمدپورداريانی اخذشده است را در زير ملاحظه فرماييد:

برای تحليل محيط و شناسايی مسأله مي‌توان از روش‌های زير  استفاده كرد:

مقايسه محيط مورد نظر با محيط‌ها و مسائل ديگر،توجه و حساسيت نسبت به علائمِ ضعيف و به‌ظاهر بي‌اهميت، فرض محيط‌های برتر و جديدو مقايسه با وضعيتی آرماني، پُر كردنِ چك‌ليست‌ها، طوفان فكری معكوس(در وضعيت به‌ظاهرخوب به‌دنبال مسأله‌تراشی باشيم نه راه حل)، اهميت به نظرخواهی و پيشنهادات وشكاياتِ ديگران، ايفای نقش(خود را به‌جای فرد يا محيط ديگر بگذاريم و از دريچه اوبه خود نگاه كنيم)، طرح سؤال “چه تفاوتی نسبت به قبل پديد آمده است؟”،طرح مسأله با فرد ديگر و بررسی واكنش او، تهيه نموداری از كليّه علل احتمالي(شروع از علل ساده به سوی علل پيچيده)، نوشتن مسأله به‌صورت‌های مختلف و ديدهای متفاوت،عصاره‌گيری از مسأله(ابتدا فقط اجزاء بسيار مهم آن را بنويسيد و كم‌كم گسترش دهيدتا تمام حيطه‌ها را در بر بگيرد؛ اين عمل با طرح “چراهای متوالي” و”چيست‌های متوالي” انجام مي‌گيرد يعنی بعد از هر پاسخ به يك سؤال، يك”چرا” و يك “چيست” برای همان پاسخ مطرح كنيد و دوباره پاسخ دهيد.)، نمودار “چرا_چرا” را رسم كنيد(طرح يك چرا برای اصل مسأله و فهرست كردن علل احتمالي، سپس طرح چرا برای هر يك از علل)، مسأله را با فعل ومفعولی به‌صورت مصدری بنويسيد.(مثلا: “بهينه‌سازی اطلاعات و قابليت‌های اساتيدِ معارف به‌منظور تقويت گرايشات دينی دانشجويان”).

برای حركت به‌سوی حل‌مسأله و دست‌يابی به پاسخ مي‌توان از روش‌های زير استفاده كرد:

هرچه را درباره مسأله مي‌دانيد بنويسيد(ظن و گمان‌ها، قرائن و شواهد، اطلاعاتپراكنده و احتمالي)، بررسی اطلاعات نوشته شده برای دست‌يابی به الگويی كه ارتباط دهنده اين اطلاعات است، مقايسه و تشبيه موضوع با نمونه‌يی كه در طبيعت وجوددارد (مثلا آسان‌سازی استخراج سنگ از معادن از مشكلات عمده معدن‌داران است، باتداعی ذهني‌يی كه بين شيوه طعمه‌خوردن ملخ و بيرون كشيدن سنگ از معدن انجام شددستگاه استخراجی با چنگك‌های مخصوصی طراحی شد)، راه‌حل‌های گذشته و ديگران تحليل شود كه چرا موفق بوده يا نبوده است؟، برشمردن صفاتِ موضوع و دسته‌بندی آنها وتغيير دادنِ يك‌به‌يك آنها با استفاده از آزمون و خطا و تحليلِ نتيجه، برشمردن موضوعات مرتبط با موضوعِ اصلی و انجام مراحلی كه در برشمردن صفات ذكر شد، رديابی مسأله تا رسيدن به سرچشمه و نقطه آغازين(مثلا: چرم/ دباغي/ حيوان/ دامداري/ زمين/…) و تغيير دادن هر يك از حلقه‌ها و بررسی اثر و نتيجه تغيير، معكوس كردنِ مسأله (متضاد مسأله را طرح كنيد و برای آن راه حل بدهيد. مثلا: مسأله اصلی دست‌يابی به شيوه بهبودِ محصول است، آن را به ضدش تبديل مي‌كنيم، صورت مسأله مي‌شود: دست‌يابی به شيوه خرابتر كردنِ محصول)، درباره مسأله و موارد مرتبط سؤال “چه مي‌شود اگر…؟” را مطرح كنيد(بررسی پيامدهای تمام احتمالات ممكن)، مسأله را يك سطح به عقب ببريد و به كلی شدن نزديك كنيد (مثلا: به‌دنبال راه كاهش پرسنل هستيم، آنرا تبديل به “راه صرفه‌جويی در نيرو” كنيم)، با كسانی كه پيشنهادات شما را دائم رد مي‌كنند جلسه داشته باشيد و از نقدهای آنها ايده بگيريد، جريان برخورد خود با مسأله و تلاش برای حل آن را به‌صورت يك داستان و سناريو بنويسيد، از نمودارها و ماتريس‌ها برای احاطه بر جوانب موضوع استفاده كنيد.

[15]. برای مطالعه بيشتر به منابع زير مراجعه فرماييد: “نوآوری نظام‌يافته(TRIZ)”؛ تاليف جان ترنينكو، آلا زوسمن،بوريس زلاتين؛ ترجمه دكتر مصطفی جعفری و همكاران؛ موسسه خدمات فرهنگی رسا ۱۳۸۰؛”مقدمه‌ای بر مورد‌كاوی و مورد‌نگاری در مديريت (مباحث ويژه در مديريت)”؛ تاليف غلامرضا خاكي؛ انتشارات دانشكده مديريت دانشگاه تهران ۱۳۷۳؛ “راهنمای تحقيق”، شيخ‌عبدالحميد واسطي، انتشارات دارالعلم۱۴۲۳.

[16]. ر.ك.به كندوكاوها و پنداشته‌ها (مقدمه‌ای بر روش‌های شناخت جامعه و تحقيقات اجتماعی)؛ دكتر فرامرز رفيع‌پور؛ شركت سهامی انتشار۱۳۸۰

[17]. ر.ك. به رابطه منطقی دين و علوم كاربردی، عليرضا پيروزمند، انتشارات اميركبير۱۳۷۴

[18]. ر.ك. به رابطه منطقی دين و علوم كاربردی، عليرضا پيروزمند، انتشارات اميركبير۱۳۷۴

[19]. عدل شبکه‌ای = برآیند مطلوبیت در ۵ محور: مطلوبیت جسمی، مطلوبیت فکری و روحی، مطلوبیت محیطی،‌ مطلوبیت جمعی (در مقیاس خانواده، محله، شهر،‌ کشور و بین‌الملل)،‌ مطلوبیت پایدار