تمدن اسلام، آینده‌ای برتر در دنیای رقابت
پروفایل کاربری شما

بسم الله الرحمن الرحیم

الحمدلله رب العالین و صلی الله علی سیدنا محمد و آله الطاهرین.
اَللّهُمَّ كُنْ لِوَلِيِّكَ الْحُجَّةِ بْنِ الْحَسَنِ صَلَواتُكَ عَلَيْهِ وَ عَلى آبائِهِ في هذِهِ السّاعَةِ وَ في كُلِّ ساعَةٍ وَلِيّاً وَ حافِظاً وَ قائِداً و َناصِراً وَ دَليلاً وَ عَيْناً حَتّى تُسْكِنَهُ أَرْضَكَ طَوْعاً وَ تُمَتِّعَهُ فيها طَويلاً.

مسله جایگاه زن در جامعه­ی اسلامی و به دنبالش حقوق و تکالیفی که در جامعه به عهده­ی زنان است از دیرباز تا آن­جا که تاریخ نشان می­دهد همواره مورد توجه اندیشمندان بوده و مثل همه­ی مسائل اجتماعی دیگر مورد خلاف­های شدیدی هم واقع شده­است.

تا آن­جایی که ما اطلاع داریم در همه­ی ملت­ها، در همه­ی زبان­ها، در همه­ی پیروان مذاهب اختلافاتی در این مسئله در حد افراط و تفریط وجود داشته. در عالم اسلام هم امروز در کشورهای اسلامی همین دو گرایش افراطی و تفریطی کمابیش دیده می­شود. برخورد با این مسئله شاید خوب است در سه سطح انجام بگیرد. یکی به عنوان یک سؤال مربوط به زندگی اجتماعی یا بفرمائید جامعه­شناسی که اصولا صرف نظر از ادیان، مذاهب، اقوام، زبان­ها، نژادها، ما باشیم و عقل­مان درباره­ی زن چگونه باید قضاوت کنیم.

دو قطب نظر در این طیف سؤال و جواب­ها وجود دارد. یکی این­که زن مثل مرد کاملا مساوی و مشترک است و هیچ امتیازی بین مرد و زن از نظر حقوق و تکالیف وجود ندارد. و قطب مخالف دیگر در نقطه­ی مقابل است به صورت­های مختلف حالا بعد قطبش را عرض می­کنم، نقطه­ی مقابل آن به یک معنا زن را در انسانیت مساوی مرد نمی­داند. گاهی می­گویند اصلا نوع دیگری است، گاهی می­گویند انسان درجه­ی دوم است، و طبعا در حقوق و تکالیف هم اصالتا با مرد هیچ اشتراکی ندارد. باید دید به اندازه­ی این­که سهمی در کمک کردن به جامعه دارد بهره­ای هم ببرد.

به هر حال این یک سطح مسئله است که بررسی می­­شود که با توجه به داده­های علمی و بر اساس استدلالات عقلی در این زمینه چه باید بگویی؟ صرف نظر از ادله­ی تعبدی.

سطح دوم این است که اگر ما در همه­ی جوانب مسئله نتوانستیم جواب قاطعی پیدا کنیم، شاید حالا در کلیاتش بتوانیم یک نظری بگوییم اما در جزئیات نتوانستیم. فرض بفرمائید در زمینه­ی ارث، آیا باید تفاوتی بین مرد و زن باشد یا نه؟

در این­جا بر اساس ادله­ی عقلی و نقلی و بر اساس یک مبانی­ای که صاحب­نظران در این زمینه دارند چه باید گفت؟ یعنی درمقام اثبات حقوق و تکالیف بالفعل برای یک قومی که مبانی­ خاصی دارند و از جمله اسلام را پذیرفتند. سطح سوم این است که ما به یک وضعی در دنیا با مسئله­ی زنان مواجهیم، چه در کشورهای اسلامی و در غیراسلامی طبعا این مسائل ابتدائا از کشورهای غربی مایه گرفته، جوانه زده، رشد کرده، کم­کم موجش به کشورهای اسلامی هم رسیده، با نوساناتی که داشته، قبل از انقلاب و بعد از انقلاب، یک شرایط خاصی پیش آمده.

ما چونه باید برای حل این مسائل اقدام کنیم، بعد از این­که نظر اسلامی را در اصل شناختیم. اما حالا با این مشکلی که مواجه هستیم و امروز چگونه باید برخورد کنیم با این مسئله. راه اصلاح اشتباهات، جلوگیری از افراط و تفریط­ها، عملا چه راهی را باید انتخاب کنیم؟ این سطح سومی می­تواند باشد. بعد می­گوید که حل شد از نظر عقلی، بعد هم نظر اسلام و از راه تعبد و احکامش و حقوق و تکالیف و عملش عوض شد، الان یک مشکلی داریم ما، اختلافاتی است بین مردم و بین خود مسلمان­ها، بین مردان و زنان، در خیلی از جاها، چگونه باید با اینها اصلا برخورد کنیم، عملا، چه روشی را برای اصلاح اجتماعات باید یش بگیریم؟

طبعا از مثل بنده­ای با این بضاعت مزجات علمی و با این سن پیری و کهولت، با این وقت کم، فرصتی برای این­که در هر سه بخش بپردازیم یک جواب مشروع قانع کننده­ای ارائه بدهیم انتظار نمی­شود داشت.

من اشاره­هایی به بخش اول می­کنم، در فرمایشات آقای دعایی، جمله­های آخرش که من رسیدم، اشاره­هایی بود. و حقش بود خود ایشان این مسئله را بیان می­فرمودند، ما هم استفاده می­کردیم...

به هر حال من با عذرخواهی قبلی در حد توانم چیزهایی که به ذهنم می­رسد عرض می­کنم.

در مسئله­ اول ما وقتی بخواهیم از راه عقل بررسی کنیم، صرف نظر از مسائل دینی و ادله­ی تعبدی و نقلی و این حرف­ها. خوب اساسا ما برای این­که برای یک گروهی در جامعه حقوقی اثبات کنیم و در کنارش در مقابلش تکالیفی، بر چه اساسی باید کار کرد؟ عقل چه می­گوید؟

این مسئله آن­قدر گسترش پیدا می­کند که تا برای اصل حقوق انسان هم مطرح می­شود. که اصلا انسان حقوقی دارد یا ندارد، اگر دارد به چه دلیل، این حقوق از کجا آمده و در مقابلش چه تکالیفی دارد.

متأسفانه، بین پرانتز عرض می­کنم، از وقتی­که این مسئله در کشور ما ادبیات سیاسی و اجتماعی ما مطرح شد، کار جدی علمی کافی انجام نگرفت. از اول کسانی آن­چنان مسئله­ی حقوق بشر و منشور جهانی و این حرف­ها آن­جا تأثیر کرد در روحیات افراد اینها که بعضی از خیراندیشان، از اهل علم سعی کردند بگویند که اسلام هم همین را می­گوید. رساله­هایی را نوشتند، کتاب­هایی نوشتند، بحث­هایی کردند، اصلاً محورش این بود. یعنی یک نوع، حرکت مذبوحانه در مقابل یک جریان غالب حاکم. خودباختگی. گفتند بله این خیلی مطلب عالی است. این حتی بالاتر از وحی است. حتی بشر حق دارد که دین را نفی کند، بازی کند و... چیزی است بالاتر از دین. آن­قدر این مسئله خلاصه جا افتاده بود در فرهنگ اجتماعی که خوبان ما افراد خیلی صالحی که حالا نمی­خواهم اسم ببرم، و غالب­شان هم از دنیا رفته­اند، خدا إن­شاءالله درجات­شان را عالی کند. کتاب نوشتند که بله مسئله­ی صحیحی است و اسلام هم همین­ها را می­گوید. و شروع کردند از آیات و روایات مطالبی آوردند که بله اسلام هم حقوق بشر را قبول دارد و این چیز تازه­ای نیست. اسلام قبل از شما گفته.

در صورتی­که تا امروز که بنده خدمت شما هستم صدها کتاب از خود غربی­ها از درباره­ی حقوق بشر نوشته شده که آیا این دلیلی دارد یا ندارد، با چه اساس اصلا این منشور تهیه شده، آیا فقط انگیزه­های سیاسی بوده یک مشت قلدر آمدند اینها را تهیه کردند خواستند تحمیل کنند بر دیگران؟ برای فریبکاری دیگران اینها را درست کردند یا واقعاً این افراد حسن نظر هم داشتند یک چیزی بیشتر نفهمیدند، این­طوری فهمیدند ... و حالا بالاخره ما به عنوان یک عالم، دانشمند، صاحب نظر، فیلسوف در این زمینه چه باید بگوییم؟ عقل چه می گوید آخر به چه دلیلی ما می­گوییم این حقوق برای بشر ثابت است؟ صدها کتاب در این مسئله وجود دارد که یکی از آقایونی که شاید بشناسید، اسمش را شنیده باشید آقای Legenhausen شاید بیش از بیست تا از این کتاب­ها را خلاصه­­اش را آمدند با ما بحث کردند، ایشون خودش دارد یک کتابی در این زمینه می­نویسد، صدها کتاب در این زمینه مطالعه کرده، خلاصه­برداری کرده، خیلی هایش را، شاید بیش از بیست تا از این کتاب­ها را خلاصه اش را آمده با ما بحث کرده، برای این­که اصلا چنین چیزی، اساس علمی، عقلانی دارد یا نه، یا عبثی است؟ ولی ما پیشاپیش از صد سال پیش، پذیرفته گفته ایم این است بله اسلام هم همین را می­گوید، شما چیز تازه­ای نیاوردید. در بست قبول.

به هر حال در مسئله حقوق زن و ... نظیر همین­ها وجود دارد. در بعضی از کشورهایی که خیلی روشنفکر مأب­تر از ما هستند، یک وقتی در زمانی مصر، پیشگام بود در این جهات، دانشمندان مصری و استادان الازهر و ... خیلی زود حرف­های غربی­ها را می پذیرفتند و در غالب اسلامی درمی­آوردند، بزک می­کردند تحویل میدادند در قالب مسائل اسلامی. از این کارها در آن­جا شروع شده­بود. و چیزهایی از این قبیل بحث­ها و بعدها هم در کشور ما هم پیگری شد از طرفین در حد افراط و تفریط بحث­هایی شد. به هر حال حالا این­که چه باید کرد، خواستم عرض کنم که این یک پیشفرضی دارد که اصلا روش تحقیق در این مسئله چیست؟

ما اگر بخواهیم ببینیم حقی برای یک کسی براساس عقل اثبات بکنیم، چه روشی را باید پیش بگیریم؟ فرمول این کار چیست؟ ازکجا باید شروع کرد اثبات کنیم یا نفی کنیم؟  

خوب این برمی­گردد به در واقع یک بحث اساسی که یک بخش عظیمی از فلسفه­ی امروز را تشکیل داده به نام معرفت­شناسی و بحث­های زیادی است هم در شناخت­های نظری و هم شناخت­های عملی، و بخصوص در بخش عقل عملی نظرهای بسیار متفاوتی در این زمینه وجود دارد که آیا عقل اصلاً حکم عملی مستقل دارد یا نه؟ منظورم این است که اگر بخواهیم ما از روی معنی اش خود این را اول باید بحث کنیم که مبنای ما در مسائل اخلاقی و ارزشی و عملی چیست؟ از کجا باید شروع کنیم تا یک نتیجه­ی صحیحی بگیریم. به دنبالش یک بخش دیگری از فلسفه امروز در محافل آکادمیک دنیا مطرح است، تمام فلسفه­ی ارزش­ها، دنباله­ی همان بحث، آن­که آن بخش عقل عملی چه اندازه می­تواند چیزی را اثبات کند، آیا بدیهی هم دارد یا نه و چگونه باید اثبات کنیم. این مسئله هم که خوب است بشر حقش برایش رعایت بشود، حق داده بشود یا نه؟ خوب است این­طور رفتار بشود با زن، این یکی از ارزش­ها است، شاخه­ای از ارزش­های اجتماعی بزرگ است بنابراین این متأثر از این بخش فلسفه­ی ارزش­ها خواهد بود.

لازم به توضیح است این همایش توسط موسسه فرهنگی تحقیقاتی صدف عفاف برای خواهران فرهیخته در حوزه های مختلف فرهنگی، اجتماعی و  سیاسی، با همکاری واحدخواهران جمع عالی حکمت اسلامی برگزار گردید.

// پایان بخش اول