تمدن اسلام، آینده‌ای برتر در دنیای رقابت
پروفایل کاربری شما

جمعی از پژوهشگران عرصه تمدن، با مقام معظم رهبری در فضایی بسیار صمیمی دیدار کردند. روز پنج‌شنبه يازدهم بهمن ۹۷، با جمعي از محققان عرصه تمدن نوين اسلامي، خدمت مقام معظم رهبري رسيديم و نماز مغرب و عشا را با ايشان خوانديم و بلافاصله وارد جلسه شديم. رهبري عزيز، باهوش و در مسائل علمي دقيق. رهبري تك به تك ما را چشم در چشم با نگاه محبت‌‌آميزي مورد تفقد قرار دادند و  گفتند: «الآن ساعت شش و نيم است. من تا هشت خدمت شما هستم». قرار بود تعدادي از دوستان صحبت كنند كه بنده هم جزو آن‌ها بودم. مقام معظم رهبري با دقت به سخنان و مباحث افراد جلسه گوش مي‌دادند. شروع جلسه با بیان ضرورت این جلسه و معرفی افراد توسط دکتر فرزاد جهان بین بود و سپس تعدادی از پژوهشگران به ارائه نقطه نظرات خود پرداختند. آقای الویری با موضوع «بینش تمدنی»، آقای طاهرزاده با موضوع «ریشه های افول تمدن غرب و زایش تمدن شیعی»، آقای رهدار با موضوع «ظرفیت های تمدنی جهان اسلام»، آقای خرمشاد با موضوع «انتظار تمدن ساز»، آقای سیدمحمدحسین متولی با موضوع «ساختارسازی، چالش تمدنی انقلاب اسلامی»، آقای واسطی با موضوع «فقه تمدن ساز»، آقای عیوضی با موضوع «آینده پژوهی و تمدن سازی»، آقای حبیب الله بابایی با موضوع «مسئله های اساسی تمدن سازی»، آقای مصطفی جمالی با موضوع «نهاد علم تمدن ساز»، آقای لک زایی با موضوع «شبکه سازی بین پژوهشگران عرصه تمدن و شکل گیری ستادی برای جهتگیری تمدنی ساختارهای کشور» مطالبی را ارائه کردند.

به بیان دیگر:

دكتر الويري تعريفي از بينش تمدني ارائه كردند، استاد طاهرزاده زاويه بحث را به زمينه‌هاي افول تمدن غربي كشانيدند، استاد واسطي بحث خوبي در موضوع فقه تمدن‌ساز، با عنوان فقه فرآيندي ارائه كردند كه رهبري فرمودند: «اين فقه فرآيندي جالب بود!». دكتر بابايي سه مسأله اساسي تمدن نوين اسلامي را تعيين نسبت ما و غرب، يأس امت اسلامي و سرعت تحولات دانست. دكتر لك‌زايي هم به تشكيلاتي شدن ارتباط پژوهش‌گران حوزه تمدن و تشكيل ستاد پي‌گيري تمدن نوين اسلامي اصرار داشتند. من هم در باب بحران تمدن ايران امروز، الگوي تصرف و چگونگي نظام‌سازي فقهي مطالبي عرض كردم. البته دوستان ديگري هم سخن گفتند كه تا حدود ساعت هفت و نيم به طول انجاميد.

 بعد ازگذشت حدود یک ساعت ارائه اساتید، نوبت به بیانات حضرت آقا رسید. امهات فرمایشات ایشان به شرح زیر بود:

خیلی خوشحال شدم از اینکه مسئله را از لحاظ نظری دنبال کرده اید. من از جلسه که بروم باید به خاطر بجثهای شما سجده شکر به جا بیاورم.مراقب باشید در بحثهای نظری غرق نشوید. باید تلاش کنیم، نظریه سازی ما ناظر به میدان و عمل باشد. (البته حضرت آقا در بعد از ارائه آقای متولی در واکنش به تاکید ایشان بر لزوم نظریه پردازی در ضمن عمل و عینیت، فرمودند که البته این کار بدون یک نظریه پیشینی امکان پذیر نیست.)
 این بحثها الان پراکنده است، در حالی که ما می خواهیم جریان اجتماعی درست کنیم. باید تشکلی درست شود که پراکندگی  را پیوند دهد. البته تجربه نشان داده که ستادسازی و بنیادسازی هم نیست، راهگشا نیست. الان شما برای این کار «هفته تمدن» ایجاد کرده اید، به نظر من بهتر از اینکار برگزار کردن سمینارها و جلسات همفکری مثلاً نصف روزه است؛ جلساتی کوتاه و با فاصله کم. در این جلسات باید مشخص شود که حرف دیگران با سایر حرفها چه نسبتی دارد؟ و هر حرفی چگونه می تواند سایر حرفها را تکمیل کند؟(تشکیل یک ستاد اجرایی، پیشنهاد آقای لک زایی بود.)  
وقتی ما صحبت از تمدن سازی می کنیم، فقط نمی خواهیم یک حرف را از سطح سیاسی عمیقتر کنیم؛ گو اینکه خیلی از انقلابهای بزرگ مانند انقلاب هند در همین سطح سیاسی باقی ماند و عمیق تر نشد. بلکه باید توجه کرد که شعار تمدن، طبیعتش بشری و جهانی است و باید به نحوی ارائه شود که مورد پذیرش عموم مردم قرار گیرد. البته شرط این جهانی شدن هم منوط به تشکیل جامعه اسلامی و شرط تشکیل جامعه اسلامی هم، تشکیل حکومت اسلامی (دولت اسلامی) است.  
ایجاد امید در خصوص امکان تمدن سازی اسلامی نیز با ایجاد حکومت و جامعه اسلامی ایجاد می شود. اگر بقیه ببینند که کشوری در مسیر آرمانهای خود باقی مانده است و خود را با آن منطبق کرده است، برای او امید ایجاد می شود. بنابراین، تشکیل حکومت و جامعه اسلامی، مقدمه واجب تشکیل تمدن اسلامی است. حرفی را پنجاه سال پیش از سیدقطب خوانده ام که کاملاً درست است. او نوشته بود که برای تبلیغ اسلاملازم نیست که مبلغ بفرستیم، بلکه اگر یک روستا را اسلامی بسازیم، خود آن بزرگترین تبلیغ است و به صورت طبیعی منتشر می شود. (مسئله امید از مسائل طرح شده توسط آقای بابایی بود.)
این تمدن را به نحو قابل فهمی به مردم کشور معرفی کنید. پایه های این تمدن از نظر من عبارتست از:«توحید»، «عبودیت» (عمل به احکام شریعت اسلام)، «کرامت انسانی» و «سبک زندگی». به نظر من محور این حرکت نیز انسان است. من مخالف محور بودن انسان نیستم و این معنای کرامت داشتن انسان است. البته انسانی محور است که توحید را پذیرفته و به مقام عبودیت رسیده است.
در نظریه پردازی ها، کار و برنامه عملی داشته باشید. الان ما احتیاج به دولت اسلامی داریم. دولت اسلامی یعنی دولتی که همه تصمیماتش بر مبنای اسلام و شریعت اسلام باشد و هم مسئولینش ایمان و انگیزه لازم را داشته باشند و به کارآمدی اسلام مؤمن و معتقد باشند. مَنْ عَمِلَ صالِحاً مِنْ ذَكَرٍ أَوْ أُنْثى وَ هُوَ مُؤْمِنٌ فَلَنُحْيِيَنَّهُ حَياةً طَيِّبَةً وَ لَنَجْزِيَنَّهُمْ أَجْرَهُمْ بِأَحْسَنِ ما كانُوا يَعْمَلُونَ (نحل/۹۷)؛ این مؤمن بودن مسئله مهمی است. دولتی که می خواهد نظام اسلامی را پایداری کند، باید مؤمن و اسلامی باشد. باید با این جهت گیری وارد مسائل اصلی مانند عدالت، مردمی بودن نظام و سایر مسائل شوید.
 ما متأسفانه می بینیم که جامعه هنوز مرعوب تمدن رو به زوال غرب است. هنوز اسم فروشگاه ها و مغازه را «مآل» و «هایپر استار» و «کافی شاب» می گذارند. این ها نشانه مرعوب بودن است. شکستن این فضا، نیازمند شجاعت است.

در پايان يك عكس دست جمعي گرفتيم. سپس من جلو رفتم و كتاب‌هايم را به ايشان هديه دادم و از ايشان انگشتر زيبايي هديه گرفتم. سرم را روي شانه رهبر عزيز انقلاب اسلامي گذاشتم و ايشان را بوسيدم و.... جلسه تمام شد.

به قلم و روایت آقایان علی محمدی و سید محمد حسین متولی امامی