تمدن اسلام، آینده‌ای برتر در دنیای رقابت
پروفایل کاربری شما

نشست هم اندیشی و مناظره ای با  موضوع «هستی و چیستی طب اسلامی» ۲۵ مرداد ۹۷ در سالن امام رضا علیه السلام دانشکده پزشکی دانشگاه علوم پزشکی مشهد با حضور اندیشمندان موافق و منتقد برگزار شد.

این نشست علمی با حضور دکتر سید سعید اسماعیلی مدیرگروه طب سنتی دانشگاه شاهد و حجت الاسلام و المسلمین محمد حسن وکیلی معاون آموزش موسسه مطالعات راهبردی علوم و معارف اسلامی  در جایگاه موافقین موجودیت و علمی بودن طب اسلامی و حجت السلام و المسلمین مهدی ابراهیمی معاون دانشجویی و فرهنگی دانشگاه علوم پزشکی به مناظره در خصوص هستی و چیستی طب اسلامی پرداختند

در این هم اندیشی دکتر یوسفی، رئیس دانشکده طب ایرانی و مکمل با طرح این مسئله که آیا اساسا می توان از مقوله ای به نام طب اسلامی سخن گفت یا نه؟ هدف از این برنامه را رسیدن به یک وحدت نظری در خصوص واکاوی طب اسلامی عنوان کرد.

سپس هر یک از اساتید محترم با تشریح دیدگاه خود به گفتگو تبادل نظر با یکدیگر پرداختند.

برآیندی که از سخنان و نظرات حجت الاسلام و المسلمین وکیلی برآمد این بود که؛ ایشان از منظر هویت و امکان تولید علم دینی به مسئله طب اسلامی پرداخت و برای روشن شدن مسئله مورد بحث به مفهوم شناسی مقوله طب و اسلامی بودن پرداخت و گفت علم دینی، دانشی است که در آن استفاده حداکثری از منابع دینی بشود و بر سه اصل استوار است ۱_ محتوا ۲_ منبع ۳_ حجم فراوانی گزاره های دینی؛ که بر اساس آن اگر روایتی  از منابع دینی استخراج شده باشد و دارای سند قطعی باشد حجیت آن براساس اعتماد به این منابع که وحیانی است حقانیت آن ثابت و می توان به آن تعبد کرد اما اگر یک گزاره طبی در متون اسلامی باشد و در جای دیگر عین آن وجود نداشته باشد و در چرخه آزمون و خطا قرار گیرد می شود بر قطعیت آن اذعان کرد. چنانکه هر گزاره ای در هر مکتب طبی مانند طب چینی و هندی و ایرانی باشد باید در این پروسه قرار گیرد. و نمی توان گفت صرف اینکه روایتی در متون کهن ایرانی و چینی وجود دارد می توان تعبدا آن را پذیرفت بلکه باید آن را به بوته نقد و آزمون و خطا گذاشت و اگر نتیجه داد آن را پذیربفت

حجت الاسلام و المسلمین وکیلی در تشریح  تایید یک فرضیه طبی بیان کرد: مطالبی که به‌عنوان طب اسلامی معرفی می‌شوند اگر استناد آن به اسلام باشد قابل پذیرش است و یک محقق اسلامی می‌تواند بر اساس معیارهای حدیث‌شناسی نسبت به صحت آن روایت و حدیث، اطمینان پیدا کند. زمانی که از صحت یک حدیث و روایت در طب اطمینان به دست آمد می‌توان به استناد اینکه یک منبع وحیانی است و حقانیت آن در دانش های پیشینی مثل فلسفه و کلام اثبات شده است، آن را پذیرفت و در حوزه پیشگیری و درمان از آن استفاده کرد.  اثبات یک فرضیه  یا بر اساس حجت از خود متون است و یا حجت از طریق آزمون و تجربه صورت می گیرد، ایشان در ادامه افزود: در بازخوانی متون اسلامی بسیاری از نکات طبی در زمینه های درمان و پیش گیری درج شده است ولی افراد دانسته و ندانسته بدون توجه به این نکات به بیراهه می‌روند و راه حل آن بازخوانی  مجدد منابع دینی است.

وی با اشاره به اینکه در منابع دینی حجم زیادی از نکات برای پیشگیری و درمان بیماری‌ها وجود دارد که از آن غفلت شده است؛ بیان کرد: اگر از این منابع بهره‌گیری شود بخش زیادی از دانش طب حاضر تحت تاثیر قرار می‌گیرد. 

این استاد برجسته حوزه با اشاره به اینکه طب چینی یا ایرانی نیز براساس فرهنگ و تمدن ایران یا چین و در بستر تمدن شکل گرفته است اما هرگز به دنبال اثبات تاریخی آن نیستیم که آیا این طب در بستر چین و ایران شکل گرفته است یا از جای دیگر منتقل شده است بلکه به همین اندازه اکتفا می کنیم که چون در منابع موجود در بستر تمدن چین و ایران بوده است آن را منتسب به ایران و چین می کنیم و حتی دانشکده ای به نام طب ایرانی تاسیس می کنیم و هرگز به دنبال اثبات تاریخی آن نمی رویم، تصریح کرد: در طب اسلامی نیز ما با حجم گسترده‌ای از گزاره‌هایی رو به رو هستیم که اسناد آن به دست ما نرسیده اما برای درمان موثر است. در حوزه حدیث پژوهی نیز آمده که انسان باید نکات را فرضیه بداند و اگر با شواهدی در پروسه تحقیق صحت آن اثبات شد می پذیریم وگرنه رد می کنیم.

معاون آموزش و تحقیقات موسسه مطالعات راهبردی علوم و معارف اسلامی با بیان اینکه منظور از طب اسلامی این نیست که استناد آن به اسلام قطعی است و ما صرفا چون اسلام فرموده آن را می پذیریم بلکه صحبت در این است که یک طبی است که پشتوانه آن استناد به اسلام است یا منبع دریافتی آن اسلام است ولی به وسیله آزمون و خطا حقانیتش را اثبات می کنیم گرچه سند هم نداشته باشد. پس مساله دوم در اینجا معنای طب و نسبت طب به اسلام است زیرا طب باید روش‌های پیشگیری و درمان را در خود جای دهد. در طب و علم دینی چنین ادعایی وجود ندارد که تمام آنچه مربوط به حوزه پیشگیری و درمان است در طب اسلامی موجود است چنانکه در پزشکی جدید نیز چنین ادعایی وجود ندارد بلکه این نگاه وجود دارد که ما بتوانیم غالب بیماری ها را درمان کنیم و یا مانع بروز بیماری شویم. اگر طب جدید قادر بود به عنوان یک سیستم کامل در حوزه درمان و پیشگیری عمل کند هرگز دستور به احیای طب بومی کشورها نمی داد.
ایشان در پایان اظهارات خود در پنل اول گفتگو با اشاره به اینکه دین این توانایی را دارد که اصول طب به معنای سیستماتیک را درون خود جای دهد، گفت: تمام آنچه که در حوزه طب بیان می‌شود، در اختیار ما نبوده؛ بنابراین منظور از طب یک سیستم کامل و صد در صدی نیست زیرا علم دینی، همچون اقتصاد اسلامی به این معناست که در آن استفاده حداکثری از دین و گزاره های دینی صورت گرفته است؛ بنابراین دعوت به بازخوانی متون دینی، در واقع دعوت به همکاری مشترک بین رشته‌های طبی که بر اساس آمار و تجربه‌ها شکل گرفته با مجموعه داده‌هایی که از منابع وحیانی به دست آمده است.

دکتر اسماعیلی عضو هیئت علمی دانشگاه شاهد، در ادامه این گفتمان با اشاره به اینکه که طب رایج کنونی از عهده درمان بسیاری از بیماری ها عاجز گشته اظهار داشت؛ با توجه به بیماری هایی که به صورت متداول با نوع جدیدی در جامعه بروز می کنند، علم طب در پیشگیری و درمان به بن بست رسیده است. ما اطبا قسم خورده ایم که به بیمار خود داروی مضر ندهیم؟ آیا در طول تاریخ پزشکی جدید یک دارو وجود داشته است که هر چند سال عوارض ناشی از آن بروز نکرده باشد؟ و دارویی جدیدی جایگزین آن نشود؟! آیا ما اطبا آثار منفی ناشی از کورتن و آسپرین و.. را نمی دانیم پس چرا به صورت مستمر و بدون ملاحظه تجویز می کنیم؟! در طی صد سال گذشته تاکنون داروهای شیمیایی بسیاری به دلیل مشکلات و عواقبی که داشته است جمع آوری شده است و به جای آن داروهای جدید آمده است.

به گفته دکتر اسماعیلی صرفاً از طریق آزمون و تجربه نمی توان یک علم را به منصه ظهور رسانید و بر آن اکتفا کرد، چه بسا که بسیاری از داروهایی که در گذشته برای بیماری ها مورد استفاده بوده اند، اکنون منسوخ شده و عوارض آن بیش از فوایدشان محرز گردیده و لذا باید بر متون اسلامی و وحیانی توجه ویژه نمود و از آنها استفاده مفید برد چرا که علم انسان هنوز به متافیزیک وابسته است. و بدین منظور با ذکر شواهد متعددی از تجارب بالینی بیماران خود و پژوهش های صورت گرفته توسط ایشان و دانشجویانشان به مواردی اشاره داشت که توانسته است از طریق روایات موجود درصد ابتلا به یک بیماری و درمان آن به طور نمونه کبد چرب به عنوان یک بیماری شایع را تا حد زیادی پیشگیری و درمان کنند.

عضو هیئت علمی دانشگاه گفت نباید شخص یا اشخاصی را که به دنبال سودجویی هستند و با روش های غیر علمی دیدگاه هایی را به اسلام و طب اسلامی نسبت می دهند، مصداق طبیب اسلامی و طب اسلامی دانست، گفت ما آموزه های وحیانی را با اعتقاد قلبی می پذیریم اما برای گفتگو با جامعه جهانی و مخالفین داخلی این آموزه ها را به صورت مقالات، پایان نامه ها و در پروسه علمی به اثبات می رسانیم تا دیگران نگویند چون هاریسون نگفته است نمی پذیریم؟!

دکتر ابراهیمی به عنوان منتقد طب اسلامی در خصوص مسئله چیستی و هستی طب اسلامی اگفت گر واژه طب را به معنای علم و دانش پزشکی به‌کار ببریم یک تحلیل متفاوت را می‌طلبد و عناصر این علم طب برای اینکه مجهولات سلامت بشری را پاسخ دهند از تجربه استفاده می‌کنند.وی به تفکیک دو مقوله علم طب و گزاره های طبی پرداخت و در تشریح تجربی بودن علم طب و در خصوص علمی بودن طب اسلامی  اظهار داشت: وجود گزاره های طبی در متون اسلامی مورد انکار نیست در علم بودن آن جای بحث است.

دکتر ابراهیمی تعمیم دادن یک شیوه و اکتفا کردن به یک اسلوب، چه در طب اسلامی باشد و چه در تمدنهای دیگر اصولی ندانست و بهترین کار حل مسئله با استفاده از گزاره های ثابت  شده بر اساس شیوه علمی عنوان کرد.  وی در ادامه افزود: طب اسلامی در بطن علم طب قرار دارد ولی خود به تنهایی علم محسوب نمی‌شود زیرا که علم طب یک دانش تجربی است و اگر با شیوه تجربی ارزیابی شود دیگر تعبد به ان معنایی ندارد. لذا در حقیقت باید بر تجربه استناد کرد نه بر متون دینی. و به تعبیری دیگر متون دینی را ارزیابی تجربی کرده اید، بنابر این دیگر طب اسلامی نخواهد بود. به ویژه اینکه احادیث و روایاتی که در باب طب به آن استاناد شده است بطور عمده معتبر نیستند و در مواردی هم که معتبر بودن یک حدیث به تأیید رسیده باشد مبتنی بر توجیهاتی است که در باب شیوه زندگی و با دید کلی بیان شده است.

دکتر ابراهیمی خاطر نشان کرد که ائمه اطهار خود نیز برای امر طبابت و درمان بیماریها از طب رایج استفاده  و بهره برداری میکردند و گزاره های طبی که در سخنان آنان و در متون اسلامی وجود دارد حجتی بر علمی بودن طب اسلامی نمی باشد.

دکتر اسماعیلی در پاسخ گفت یک نمونه در تاریخ اسلام را ذکر نمایید که ائمه اطهار نزد پزشک مراجعه کرده باشند؟! و بالعکس فرموده اند سلونی قبل ان تفقدونی، آیا اگر کسانی از حضرات معصومین سوال طبی می پرسیدند آیا این مصداق سلونی قبل ان تفقدونی نیست؟! بله در شرایطی ایشان کسانی را به اطبا ارجاع می دادند و بسیاری را درمان می نمودند اما خود هرگز به پزشک مراجعه نکرده اند. اساسا اگر بخواهیم بگوییم در اسلام طب نداشته ایم یعنی نقصان در اسلام و نقصان در علم امام. دوستان باید با دقت دیگر بار دیگر علم امام را واکاوری نمایند.

وی افزود اگر بخواهیم علم پزشکی را منحصر در روش تجربی نماییم، قطعا نسل انسان اولیه از بین می رفت اگر طبق آموزه های دین حضرت آدم و حوا را نخستین انسان ها بدانیم و ایشان بنا بود به تجربه و آزمون و خطا غذای خود را تهیه نمایند و یا بیماری خود را درمان کنند قطعا نسل انسان از بین می رفت زیرا بسیاری از گیاهان و غذاهای موجود سمی و کشنده است و همچنین تشخیص درمان بیماری چگونه است؟ بنابراین قطعا علم پزشکی مبتنی بر وحی است و اگر تعالیم وحیانی نبود ما هرگز به تجربه نمی توانستیم جان خود را حفظ نماییم و نسل آدمی ادامه نمی یافت.

استاد وکیلی در پاسخ به نقد دکتر ابراهیمی ضمن تشریح معانی علم از زمان ارسطو تا زمان حاضر گفت تقسیم علم در زمان ارسطو براساس موضوع بوده است و در مراحل بعد از تاریخ علم براساس هدف و غایت علم دسته بندی می شده است اما جایی نداریم که بخواهد علم را براساس روش مورد استفاده تقسیم بندی نماید. ایشان با برشماری و تشریح دیدگاه های پوزتویستی و دیدگاه پوپر در فلسفه علم دیدگاه دکتر ابراهیمی را رد کرد و گفت حتی در نگاه پوپر اثبات یک مسئله محل بحث نیست بلکه باید یک گزاره قابلیت ابطال داشته باشد وی افزود رویکردهای مدرن نیز در اثبات به دنبال اثبات قطعی یک گزاره و مبتنی بر روش های بکار گیری در آن علم نیستند بلکه به دنبال گردآوری شواهد صدق بر آن است.

این گفتمان با پرسش و پاسخ حاضرین و ارائه نظریات اندیشمندان اسلامی، اعضای هیأت علمی و متخصصین طب ایرانی بود ادامه یافت.

دکتر یوسفی در پایان تصریح کرد متولی این نشست علمی مؤسسه مطالعات راهبردی علوم و معارف اسلامی است و طی تفاهم نامه موجود با همکاری نهاد رهبری در دانشگاه و دانشکده طب ایرانی و مکمل برنامه ریزی و برگزاری شده است و دارای امتیاز فرهنگی و با صدور گواهی برای اعضای هیئت علمی محاسبه می‌گردد.

دکتر حجت اسعدی دبیر برگزارکننده این کرسی نقد و نظر به خبرنگار واحد روابط عمومی مؤسسه مطالعات راهبردی گفت به منظور ایجاد فضای هم اندیشی و ترویج کرسی های آزاد اندیشی و نقد و نظر به دنبال این هستیم تا در یک فضای علمی به دور از حاشیه شاهد گفتگوی میان افکار مختلف نسبت به مسئله طب اسلامی باشیم. ایشان با انتقاد از برخوردهای سلبی و افراطی از سوی موافقین و مخالفین، فضا و گفتمان علمی را بهترین راه حل برای خاتمه بخشیدن به دعواها دانست و گفت باید با ایجاد فضای باز آزاداندیشی در عرصه های علمی و دعوت از مدعیان موافق و مخالف، برخورد منطقی داشته باشیم. وی افزود در این کرسی علمی اساتید محترم همگی به وجود داشتن آموزه های طبی کثیری در اسلام اذعان نمودند و همگی متفق القول فرایند علمی را مهمترین راه برای بهره مندی از این گنجینه قویم اسلامی دانستند. و اگر چه اختلاف ظاهری در عنوان طب اسلامی وجود داشت اما مخالفین هرگز منکر وجود چنین آموزه هایی در اسلام نبودند.

دکتر اسعدی ضمن تقدیر ویژه از دانشکده طب ایرانی و مکمل و دفتر نهاد رهبری در دانشگاه علوم پزشکی برگزاری چنین نشست های علمی را نوید بخش فصل جدیدی از روابط علمی میان حوزه و دانشگاه دانست و گفت برآیند چنین جلساتی قطعا منجر به بهبود وضعیت بهداشت و سلامت در جامعه خواهد شد و مؤسسه مطالعات راهبردی آمادگی همکاری علمی در زمینه های مختلف با دانشگاه علوم پزشکی را دارد.