تمدن اسلام، آینده‌ای برتر در دنیای رقابت
پروفایل کاربری شما
موسسه مطالعات راهبردی
موضوع بحث: 

 « فرضیه » چیست؟ چرا؟ و چگونه؟

 

مساله بحث: 

 چگونه می‌توان با جمع‌آوری شواهد و قرائن، حدس روشمندی را برای پاسخ مساله مورد نظر ایجاد کرد؟

 

پیش فرض ها: 

.

فرضیه بحث: 

۱.  فرضيّه = احتمالي كه پس از تجزيه و تحليل اطلاعات، نسبت به راه‌حل و پاسخ سؤال به ذهن مي‌رسد و بیانگر رابطه بین حداقل یک دو متغیر است (موضوع، محمول - متغیر مستقل، متغیر وابسته - مقدم، تالی)؛ و سهم هر یک از متغیرها در موضوع مورد نظر تعیین می‌کند.

۲. در فرضیه‌سازی، ابتدا با استفاده از ابزار الگوریتم‌ها تمام احتمالات ممکن تشخیص داده می‌شود و سپس با برآيندگیری از شواهد و قرائن، احتمال برتر انتخاب می‌شود و سپس به‌صورت جمله‌ای خبری که در آن نوع رابطه میان حداقل دو متغیر تعیین شده است، عرضه می‌شود.

۳. روش‌های تحقیق، در واقع روش تولید فرضیه‌ها و روش آزمون فرضیه‌ها هستند.

 

تبیین بحث: 

فرضيه يك الگوي اوليّه از نتيجه نهايي است؛ فرضیه‌ها صِرفا توصیف‌گر نیستند بلکه در مقام «تبیین» هستند؛ فرضيه‌سازي داراي محوری اصلي است كه عبارت است از: 

«تشخیص احتمال برتر از میان تمام احتمالات ممكن براي حل مشكل»

یعني تعيين عناصر و ارتباطاتي كه قابليت دارند وضعيت موجود را به وضعيت مطلوب برسانند؟ براي رسيدن به پاسخ اين سؤال بايد مراحل زيرانجام شود: 

(البته پس از انجام مراحل تحلیل اطلاعات و کشف متغیرهای مرتبط با مساله و نوع رابطه بین آنها)

۱. تعیین تمام احتمالات ممکن ارتباطی میان متغیرهای مرتبط با مساله (انتقال به چهل اصل خلاقیت - TRIZ)

۲. تعيين حداقل عناصر و ارتباطاتي كه نمي‌توان از آنها صرف نظر كرد.(شاخص پايه)

۳. تعیین متغیری که به نظر بیشترین تاثیر را در نتیجه نهایی دارد.(مرکز ثقل و هسته مرکزی)

۴. تغیین متغیری که به نظر ، شروع فرآیند از او می‌باشد. (نقطه شروع)

۵. تعيين عناصر و ارتباطاتي كه بايدحذف شوند(موانع و نقاط بحران)

۶. تعیین جهت جریان با وصل کردن نقطه شروع به مرکز ثقل و از مرکز ثقل به سمت خروجی مورد نیاز به‌طوری که در این مسیر به نقاط بحران برخورد نکند.

۷. تعیین کمیت،‌ کیفیت، زمان، مکان، شرایط و زمینه برای «بهینه شدن جریان ایجاد شده» 

۸. پاسخ دادن به سوال زير در قالب یک جمله خبری:

به نظر مي‌آيد چه چيز، توسط چه عاملی، تحت چه شرايطي، در چه زمان و مكاني و چگونه بايد انجام شود تا نياز برطرف شود و هدف حاصل شود؟ 

فرضيه‌اي قابل اعتنا است كه اولاً پس از تجزيه و تحليل اطلاعات باشد و ثانياً مراحل فوق را طي كند، بنابراين تشابه كلمة "فرضيه" با كلمة "فرض" كه به معني امري خيالي است نبايد سبب شود تا انسان هر حدس و گماني را فرضيه بپندارد. حدس‌ها،  ابتكارها، خلاقيت‌ها فرضيه نيستند بلكه مي‌توانند منشاء فرضيه‌اي بشوند يعني يك حدس، مي‌تواند سبب توجّه ذهن به عنصر جديد و يا ارتباط جديدي بين عناصر شود كه پس از بررسي‌هاي سه‌گانة فوق، احتمال جديدي براي حل مشكل به‌دست آيد.

براي اينكه روند فرضيه‌سازي و محاسبة تمام احتمالات ممكن به‌صورت دقيق و آگاهانه انجام شود بايد از روش "الگوريتم‌سازي" استفاده شود؛ همچنین  می‌توان از عملكردي به نام "طوفان ذهني" نیز کمک گرفت؛ یعنی افرادي با سنين مختلف و ديدگاه‌هاي مختلف به‌همراه افراد متخصص دور هم جمع مي‌شوند، موضوع و مشكل مطرح مي‌شود، هر كس هر آنچه را كه به ذهنش خطور مي‌كند بازگو مي‌كند. در برخي موارد گفته‌هاي افراد سبب ايجاد جرقه‌اي در ذهن متخصصين مي‌شود و با پيگيري حدسي كه زده‌اند فرضيه‌اي را ارائه مي‌كنند.

برای کشف متغیرها و روابطی که احتمال دارد از دید مخفی شده باشند، راهکارهای عملیاتی زیر در «فرآیند حل‌مساله» و «فرآيند خلاقیت» پیشنهاد شده است: 

(محورهای زیر از كتاب "۱۰۱تكنيك حل‌ خلاق مساله"، جيمز هيگينز، ترجمه دكتر محمود احمدپوردارياني اخذ شده است)

براي تحليل محيط و شناسايي مساله مي‌توان از روش‌هاي زير  استفاده كرد:

  1.  مقايسة محيط مورد نظر با محيط‌ها و مسائل ديگر
  2. توجه و حساسيت نسبت به علائمِ ضعيف و به‌ظاهر بي‌اهميت
  3. فرض محيط‌هاي برتر و جديدو مقايسه با وضعيتي آرماني
  4. پُر كردنِ چك‌ليست‌ها
  5. طوفان فكري معكوس(در وضعيت به‌ظاهرخوب به‌دنبال مساله‌تراشي باشيم نه راه حل)
  6. اهميت به نظرخواهي و پيشنهادات وشكاياتِ ديگران
  7. ايفاي نقش(خود را به‌جاي فرد يا محيط ديگر بگذاريم و از دريچة اوبه خود نگاه كنيم)
  8. طرح سوالِ "چه تفاوتي نسبت به قبل پديد آمده است؟"
  9. طرح مساله با فرد ديگر و بررسي واكنش او
  10. تهية نموداري از كليّة علل احتمالي(شروع از علل ساده به سوي علل پيچيده)
  11. نوشتن مساله به‌صورت‌هاي مختلف و ديدهاي متفاوت
  12. عصاره‌گيري از مساله(ابتدا فقط اجزاء بسيار مهم آن را بنويسيد و كم‌كم گسترش دهيدتا تمام حيطه‌ها را در بر بگيرد؛ اين عمل با طرح "چراهاي متوالي" و"چيست‌هاي متوالي" انجام مي‌گيرد يعني بعد از هر پاسخ به يك سوال، يك"چرا" و يك "چيست" براي همان پاسخ مطرح كنيد و دوباره پاسخ دهيد.)،
  13. نمودار "چرا_چرا" را رسم كنيد(طرح يك چرا براي اصل مساله و فهرست كردن علل احتمالي، سپس طرح چرا براي هر يك از علل)
  14. مساله را با فعل ومفعولي به‌صورت مصدري بنويسيد.(مثلا: "بهينه‌سازيِ اطلاعات و قابليت‌هاي اساتيدِ معارف به‌منظور تقويت گرايشات ديني دانشجويان").

 

براي حركت به‌سوي حل‌مساله و دست‌يابي به پاسخ مي‌توان از روش‌هاي زير استفاده كرد:

  1. هرچه را دربارة مساله مي‌دانيد بنويسيد(ظن و گمان‌ها، قرائن و شواهد، اطلاعات پراكنده و احتمالي)
  2. بررسي اطلاعات نوشته شده براي دست‌يابي به الگويي كه ارتباط دهندة اين اطلاعات است
  3. مقايسه و تشبيه موضوع با نمونه‌يي كه در طبيعت وجوددارد (مثلا آسان‌سازي استخراج سنگ از معادن از مشكلات عمدة معدن‌داران است، باتداعيِ ذهني‌يي كه بين شيوة طعمه‌خوردن ملخ و بيرون كشيدن سنگ از معدن انجام شددستگاه استخراجي با چنگك‌هاي مخصوصي طراحي شد)
  4. راه‌حل‌هاي گذشته و ديگران تحليل شود كه چرا موفق بوده يا نبوده است؟،
  5. برشمردن صفاتِ موضوع و دسته‌بندي آنها وتغيير دادنِ يك‌به‌يك آنها با استفاده از آزمون و خطا و تحليلِ نتيجه
  6. برشمردن موضوعات مرتبط با موضوعِ اصلي و انجام مراحلي كه در برشمردن صفات ذكر شد
  7. رديابي مساله تا رسيدن به سرچشمه و نقطه آغازين(مثلا: چرم/ دباغي/ حيوان/ دامداري/ زمين/...) و تغيير دادن هر يك از حلقه‌ها و بررسي اثر و نتيجة تغيير
  8. معكوس كردنِ مساله (متضاد مساله را طرح كنيد و براي آن راه حل بدهيد. مثلا: مساله اصلي دست‌يابي به شيوة بهبودِ محصول است، آن را به ضدش تبديل مي‌كنيم، صورت مساله مي‌شود: دست‌يابي به شيوه خرابتر كردنِ محصول)
  9. دربارة مساله و موارد مرتبط سوالِ "چه مي‌شود اگر...؟" را مطرح كنيد(بررسي پيامدهاي تمام احتمالات ممكن)
  10. مساله را يك سطح به عقب ببريد و به كلي‌ شدن نزديك كنيد (مثلا: به‌دنبال راه كاهش پرسنل هستيم، آنرا تبديل به "راه صرفه‌جويي در نيرو" كنيم)
  11. با كساني كه پيشنهادات شما را دائم رد مي‌كنند جلسه داشته باشيد و از نقدهاي آنها ايده بگيريد
  12. جريان برخورد خود با مساله و تلاش براي حل آن را به‌صورت يك داستان و سناريو بنويسيد
  13. از نمودارها و ماتريس‌ها براي احاطه بر جوانب موضوع استفاده كنيد.

بالخصوص در مواردي كه گفته‌هاي افراد مربوط به يك فعّاليت در چرخة هستي باشد. ساخت هليكوپتر و هواپيما از روي حركت پشه و مگس، يا تلاش براي دست‌يابي به آمپول‌هاي بدون درد از روي نحوة نيش‌زدن پشه، نمونه‌هايي از اين مطلب هستند. قاعدة اين‌گونه تفكّر در قرآن آمده است: "فَبَعَثَ اللَّهُ غُراباً يَبْحَثُ فِي الْأَرْضِ لِيُرِيَهُ كَيْفَ يُوارِي سَوْأَهَْْ أَخِيهِ"۱

"قابيل متحير شد كه با جسد برادر چه كند؟ خداوند كلاغي را فرستاد تا در برابر ديدگان او طعمه و غذاي خود را در زمين پنهان نمايد تا به او بفهماند كه چگونه بايد جسد برادرش را دفن كند." علامه طباطبايي رحمه الله عليه در تفسير اين آيه مي‌فرمايند:

"نظام هستي، نظامي است كه قابليت دارد به انسان آموزش بدهد. انسان به‌وسيلة ارتباط برقرار كردن با اجزاء و عناصر هستي، آنچه براي اهداف زندگي خود نياز دارد را مي‌تواندبيآموزد."

 

نتایج آثار و لوازم پذیرش بحث: 

فرضیه‌پرداز باید از روش‌های موضوع‌شناسی و مساله‌شناسی و تولید شبکه مسائل و شبیه‌سازی واقعیت‌ها، و فرآیندهای خلاقیت، بیشترین بهره را بگیرد.

مباحث و مفاهیم کلیدی مرتبط به این بحث:

 

روش‌شناسی ، روش تحقیق، مدل‌سازی‌، الگوریتم‌سازی

 
تیترها