تمدن اسلام، آینده‌ای برتر در دنیای رقابت
پروفایل کاربری شما
موسسه مطالعات راهبردی
موضوع بحث: 

 « چشم‌انداز » چیست؟ چرا؟ و چگونه؟ (انتقال به نمونه سند چشم‌اندازی)

 

مساله بحث: 

 برای دقیق‌سازی مقصد و اهداف در یک برنامه کلان، چه باید کرد تا خروجی نهایی بیشترین شباهت را به اهداف داشته باشد؟ 

 

پیش فرض ها: 

.

فرضیه بحث: 

 

چشم انداز = اعلامیه جهت گیری سازمان و بیانگر هویت، آرمان و شاخص‌های کلان حرکت به‌سوی هدف است.

چشم انداز آرزوهای مدیریت را توصیف کرده، تصویری از مقصد آینده را ترسیم کرده و تعیین‌کننده جهت‌گیری اصلی حرکت است؛ اعلامیه چشم انداز راهنمای پاسخ به سه سؤال اساسی زیر است: ما می خواهیم چه بشویم؟ (آرمان)؛ ما به چه ارزش هایی باید متصف باشیم؟(ارزشها)؛ ما چه ماموریتی را باید به عهده بگیریم؟(ماموریت)

 

تبیین بحث: 

 

اگر برنامه‌ریزی، تعیین نقطه هدف ونقطه شروع و نحوه حرکت از مبدء به مقصد است به‌نحوی که کمترین هزینه با بیشترین منفعت را حاصل کند آنگاه منطق برنامه‌ریزی، ابتدا هدف‌گذاری را الزام می‌کند؛ و اگر اهداف، آثار و پدیده‌هایی هستند که در انتهای حرکت و فعالیت‌های مورد نظر باید حاصل شوند، آنگاه با «ارزش‌ها»مرتبط می‌شوند و براساس ارزش‌ها تنظیم می‌گردند؛ و اگر ارزش‌ها، اعتبارات و ملاحظات برخاسته از واقعیت‌هاباشند،آنگاه با «باورها» مرتبط می‌شوند و براساس باورهاتنظیم می‌گردند؛ و اگر ماموریت هر مجموعه‌ای، تلاش برای تحقق اهداف اولویت‌داراست، آنگاه ماموریت‌ها تابعی از ارزش‌ها و باورها می‌شوند؛ بنابراین قدم اول برای برنامه‌ریزی یامعرفی یک برنامه،توصیف باورها، ارزش‌ها، اهداف و سپس ماموریت آن مجموعه است.

 «چشم‌انداز» شبیه‌سازی آینده براساس باورها، ارزش‌ها و اهداف است و شاخص تعیین ماموریت و راهبردها را ارائه می‌کند. 

 سطوح و لایه‌های برنامه‌ریزی:

 مبانی و زیرساخت‌ها:

 جهان‌بيني = پاسخ به سوالِ «ما چه باورهايي داريم؟ در اين هستي چه خبر است؟»

 ارزش‌ها = پاسخ به سوالِ «ما چه چيزهايي را خوب و چه چيزهايي را بد مي‌دانيم؟»

 گرايش‌ها = پاسخ به سوالِ «در ميان فهرست خوب و بدها، كداميك اولويت دارند؟»

 آرمان‌ها = پاسخ به سوالِ «اصلي‌ترين آرزوهاي ما كدامند؟»

 دكترين = پاسخ به سوالِ «ساختارهاي مابر چه اساسي باید شكل بگیرند؟» (برآیند جهان‌بینی،‌ ارزش‌ها، گرایش‌ها و آرمان‌ها،که به تعیین ساختار منجر شود)

 اهداف کلان:(مبتنی بر زیرساخت‌ها)

 چشم‌انداز = پاسخ به سوالِ «مادرآينده چگونه هستيم؟»

 رسالت = پاسخ به سوالِ «ما اصلاچراهستيم؟ ما چرا ما شديم؟»

 هدف كلان = پاسخ به سوالِ «ما بايدبه دنبال تحقق چه چيزي باشيم؟»

 تعیین مسیر:(مبتنی بر زیرساخت‌ها و اهداف کلان)

 بيانيه ماموريت = پاسخ به سوالِ«ماالان به‌دنبال چه چيزي هستيم؟»

 رويكرد = پاسخ به سوالِ «مابراي رسيدن به اين هدف، چه زاويه ديدي بايد داشته باشيم؟»

 خط‌مشي = پاسخ به سوالِ «ما برايرسيدن به هدف، چه جهت كلي را در حركت بايد داشته باشيم؟»

 استراتژي = پاسخ به سوالِ « در جهتي كه انتخاب كرديم، بهترين حركت براي رسيدن به هدف كدام است؟»

 راهكار = پاسخ به سوالِ «براي فعال‌سازي بهترين حركت، چه قدم‌هايي بايد برداشته شود؟»

«چشم‌انداز»، هویت آینده‌پژوهانه دارد و تابع قواعد و معادلات آن است؛ از بهترین تکنیک‌ها برای «چشم‌انداز نویسی» ، تکنیک «سناریو‌نویسی و شبیه‌سازی» است. (انتقال به بحث آینده‌پژوهی)

در کتاب «قدرت چشم‌انداز» تالیف موریس مونرو آمده است:

«من از افراد زیادي پرسیدم که :"میخواهید با زندگی خود چه کنید؟ چشم‌اندازتان چیست؟" و معمولا جًوابهایی این‌چنینی شنیدم که" میخواهم یک خانه بزرگ بسازم، چندتا ماشین بخرم، و خانواده خوبی داشته باشم." یا "میخواهم ازدواج کنم." " روزي روزگاري، رستورانی خواهم زد." اینها چشم‌انداز نیستند،فقط هدف‌اند. انسانها شکست میخورند زیرا اصلاً نمیدانند میخواهند در چه چیزي پیروز شوند.

وقتی من این سوال را از روحانیون میپرسم،اغلب چنین جواب میدهند که:" چشم‌انداز من، رساندن قومم به رستگاري است." یا "چشم‌انداز من این است که "کلام خداوند را بر تمام مخلوقات ابلاغ کنم و خداوند را بشناسانم"، و یا" چشم‌انداز ما آماده کردن مردم براي خدمت درراه خداست."

همه این پاسخها، نه چشم‌انداز که مصادیقی از ماموریت بودند. چرا؟ چون خیلی کلیتر از چشم‌اندازاند. هر چند چشم‌انداز و ماموریت ، مفاهیمی مرتبط‌اند، اما دقیقا یًکسان نیستند. ماموریت، بیانی کلی از هدف غایی است که دربرگیرنده اندیشه کلی آن چیزي است که میخواهیم در زندگی انجام دهیم. به‌عبارت دیگر،مامویت ماهیتی فلسفی‌مآب و تجریدي دارد و خواص کاربردي بودن و عینیت از آن به دوراست. به علاوه، ماموریت چنان باز و فارغ از هر محدودیتی است که میتوان ساعتها ویا حتی روزها را به صحبت دربارهي جنبه‌ها و کاربردهاي متفاوت آن گذراند. درمقابل، چشم‌انداز شرحی دقیق،همراه با مرزهاي قابل تعریف و تاکیدهاي مشخص است.»

نتایج آثار و لوازم پذیرش بحث: 

تلاش برای تعیین «چشم‌انداز بشریت، چشم‌انداز تمدنی، چشم‌انداز بین‌الملل، چشم‌انداز جوامع دینی» از زیرساخت‌های «تمدن‌سازی» محسوب می‌شود و اگر بخواهیم تمدن الهی مبتنی بر علم دینی بنا شود باید براساس گزاره‌های دین، سند چشم‌انداز تمدن اسلام را تدوین کرد.

 مباحث و مفاهیم کلیدی مرتبط به این بحث:

دین‌شناسی ، تمدن الهی ، علم دینی ، چشم‌انداز بشریت،‌ چشم‌انداز تمدن اسلام ، آرمان‌شهر

 
برچسب ها : 
تیترها