تمدن اسلام، آینده‌ای برتر در دنیای رقابت
پروفایل کاربری شما
isin
موضوع بحث: 

 « نیازسنجی » چیست؟ چرا؟ و چگونه؟

 

مساله بحث: 

  چگونه می‌توان نیازهای یک فرد یا مجموعه یا کشور را تشخیص داد؟ (اصل نیاز، ابعاد نیاز، عمق نیاز،‌ صادق یا کاذب بودن، پایدار یا موقت بودن، ضریب اهمیت نسبت به موارد دیگر و...)

 

پیش فرض ها: 

۱. نياز، كشش روح به سوي يافتن چيزي در خودش است. (اتحاد وجودی)

۲. هر احساسِ نيازي منشاء پیدایشی دارد که باید کشف شود تا قابل مدیریت شود.

۳. نیازها دارای انواع صادق و کاذب، ضعیف و قوی،‌ خودآگاه و ناخودآگاه، موقت و دائم، ساده و ترکیبی، جسمی و روحی، اولیه و متعالی هستند.

۴. نیازها دارای نقشه و مدل هستند.

۵. توسعه و پیشرفت و تمدن‌سازی = تلاش برای پوشش بهینة کلیه نیازهای انسان در تمام سطوح و حیطه‌ها

۶. اسلام مدلی را برای شبکه نیازهای انسان تعریف کرده است. 

(انتقال به بحث تفصیلی در مورد نیاز و مدل نیازها)

 

 

فرضیه بحث: 

۱. نیازسنجی = تعیین خلاءهایی که درنگرش، احساس، رفتار و مهارت یک فرد یا سازمان وجود دارند و مانع می‌شوند تا هدف با بیشترین کیفیت یا کمیت حاصل شود. (لازمه نیازسنجی، هدف‌گذاری در برنامه عملیاتی است یعنی تعیین تغییرات مطلوبی که باید ایجاد شود تا هدف اصلی به‌صورت بهینه محقق گردد.)

 

تبیین بحث: 

 

با تبیین رسالت، ماموریت، اهداف ، راهبرد ها وبرنامه ها، الگوریتم و مسیر قدم به قدم حرکت به سمت تحقق اهداف و رسالت وایجاد تعالی و پیشرفت و در نهایت ایجاد یک سازمان یا کشور یا تمدن را می‌توان طراحی کرد؛ گام اول برای طراحی این نحوه مدیریت و برنامه‌ریزی ، شناسایی و تحلیل شرایط موجود است و در شناسایی و تحلیل شرایط موجود ، گام اول ، کشف نظام و شبکه نواقص ، عیوب ،کاستی‌ها و نیازهای آن سازمان ، کشور یا تمدن در شرایط حال و آیندهاست. گام دوم در این برنامه‌ریزی، تدوین اهداف با ارائه شاخص‌های قابل اندازه‌گیری است. 

تعیین فاصله میان وضعیت موجود (نیاز) و وضعیت مطلوب (هدف)، زیرساخت تدوین راهبردها و راهکارها برای فعال شدن برنامه است؛ عملیات نیازسنجی در این فضا متولد می‌شود. 

نیازسنجی = تعیین شفاف و روشمند آنچه نداریم و باید داشته باشیم تا به هدف برسیم؛ نیازسنجی منجر به تعیین تغییرات مطلوبی می‌شود که باید درنگرش، احساس، رفتار و مهارت یک فرد یا سازمان به‌وجود بیاید تا هدف با بیشترین کیفیت یا کمیت حاصل شود.

هدف از شناسایی شبکه آسیب‌ها و نیازها در عملیات نیازسنجی در مقیاس سازمان‌ها :

۱ – برنامه ریزی راهبردی و عملیاتی برای حل مشکلات و تحقق اهداف و رسالت های آن سازمان (و در مقیاس کلان تولید یک تمدن)

۲ – ارتقاء مدیریت کیفیت و بهره وری سیستم از طریق استانداردسازی و بهسازی روش‌ها و فرآیندها در یک سیستم

۳ – آموزش و بهسازی نیروی انسانی از طریق طراحی و برنامه ریزی محتوایی و دوره های آموزشی و مهارتی برای نیروی انسانی

۴ – بهبود عملکرد در آینده از طریق کشف شبکه آسیب‌ها و نیازهای آینده یک سازمان از طریق اعمال عنصر آینده پژوهی درفرآیند برنامه‌ریزی راهیردی

۵ – توسعه و پیشرفت فردی و سازمانی از طریق ارتقاء کیفی فرآیندها ، کشف فرآیندهای برتر و تولید محصول و خروجی با کیفیت بالاتر

۶ – ارتقاء در ارزیابی منابع از طریق میزان کارآمدی فرآیند ها در رفع نواقص و نیازهای یک سازمان

۷ – جلوگیری از اتلاف منابع انسانی ، زمانی و مالی از طریق کشف فرآیند های استاندارد و تطبیق و هماهنگی فرآیندهای موجود با فرآیند‌های استانداردبه گونه ای که مجموعه فرآیندها با کمترین هزینه بیشترین اثربخشی سازمانی را تولیدکنند .

نیاز سنجی از یک سو ابزاری عملی برای گرد آوری اطلاعاتی است که پایه و اساس برنامه ریزی هاست و از سوی دیگر با کشف نیازهای صریح ، ضمنی و صادق ، سازمان‌ها را از یک موضع انفعالی وابهام برانگیز (غیر شفاف) در فرآیندهای سازمانی خارج می‌کند و در یک موضع فعال، شفاف در برابر آسیب‌ها و تهدیدها قرار می‌دهد . 

راه تشخیص نیازها و میزان اهمیت آنها، استفاده از «تفکرمعکوس» است یعنی تلاش برای یافتن پاسخ این سوال که: اگر به سمت وضعیت مطلوب حرکت نکنیم و وضعیت موجود همچنان ادامه پیدا کند، با چه آسیب‌ها یا بحران‌هایی مواجه می شویم؟ و این بحران‌ها چه مقدار قابل تحمل هستند (عمق و گستردگی تخریب ایجاد شده؟) 

وجود آسیب در یک فرآیند، باعث عدم تحقق اهداف و خروجی (یا تحقق ناقص خروجی) در آن فرآیند می‌شود پس برای کشف آسیب‌های یک فرآیند،ابتداء توجه به اهداف و خروجی‌های سیستم لازم است. 

اگر تحقق اهداف در یک سیستم، تابعی است از نحوه عملکرد صحیح (استاندارد) فرآیندهای سیستم و در نقطه مقابل عدم تحقق اهداف در یک سیستم، تابعی است از نحوه عملکرد غیر صحیح(غیر استاندارد) فرآیندهای سیستم آنگاه: آسیب ها تابعی از نواقص ، کاستی‌ها وکمبودها در ورودیها یا نحوه ارتباطات بین اجزاء است. 

از آنجائی‌که فرآیندها ، شبکه‌ای از ارتباطات بین اجزاء هستند پس کشف و رصد آسیب‌های موجود و آینده باید به صورت شبکه‌ای انجام گیرد. (نظام آسیب‌ها) 

مقصود از نظام آسیب ها ، توجه به علت های بروز آسیب‌ها ، علت‌العلل آسیب‌ها ، نحوه صدور بقیه آسیب‌ها از آسیب اصلی، نحوه تقدم و تاخر علت ها از یکدیگر و ارتباط آسیب ها با یکدیگر است .بنابراین نظام نیازها نیز که تابعی از نظام آسیب‌ها می باشد، دارای همین مراتب است ( نیاز های اساسی و بنیادین ، اصلی ترین نیاز ، سلسله مراتب نیازها و ارتباط نیاز ها با یکدیگر ) 

- مخاطبان اصلی اطلاعات بدست آمده از نیازسنجی ، مدیران و تصمیم سازان عالی رتبه سازمان ها می باشند.

- نظام نیازها تابعی از نظام آسیب ها و بحران ها است.      

- اساس فرآیند نیازشناسی تفکر معکوس است .

- نیاز علت پیدایش انگیزه است و انگیزه علت بروز رفتار برای ارضاء نیاز است.  

- نیازها پس از تولید ،نیاز به شفاف سازی و اولویت بندی دارند .

- شفاف‌سازی نیازها ازطریق سوال پردازی و تبدیل نیاز به مساله صورت می گیرد .

- مجموعه کلیدواژه‌ها ،مفاهیم و سوالات اگر از یک منطق روشی آگاهانه تبعیت کند، تمام زوایای یک نیاز را شفاف خواهد کرد. 

برای نیازسنجی باید به سوالات جدول زیر پاسخ داد:

 

 

ردیف

محورها

مسائل متناظر با نیاز

۱

محور

کلی نیاز

آیا این نیاز خود یک محور کلی است یا اینکه زیر مجموعه محور دیگری از نیاز ها است ؟ اگر این نیاز یک محور کلی نیست ، محور کلی آن نیاز چیست ؟

۲

محور های جزئی نیاز

نیاز های زیر مجموعه این نیاز کدامند ؟

۳

نحوه انشعاب نیاز های زیرمجموعه از آن محور کلی

نحوه انشعاب نیاز های زیر مجموعه از آن محور کلی نیاز چگونه است ؟

۴

هویت این نیاز

هویت این نیاز چیست ؟

۵

منشا تولید این نیاز

منشا تولید این نیاز چیست ؟

۶

بنیادین بودن یا فطری بودن پاسخگویی به این نیاز

آیا این نیاز از نیاز های بنیادین یا فطری بودن بشر است ؟

۷

اجزاء و لایه های این نیاز

اجزاء و لایه های این نیاز تا ذرات بنیادینش چیست ؟

۸

فرآیند تولید این نیاز

فرآیند تولید این نیاز چگونه است ؟

۹

فرآیند شناخت و توجه به این نیاز

فرآیند شناخت و توجه به این نیاز چگونه است ؟

۱۰

نحوه بروز این نیاز

نحوه بروز این نیاز چگونه است ؟

۱۱

مقیاس خرد این نیاز

مقیاس خرد این نیاز چیست ؟

۱۲

مقیاس کلان این نیاز

مقیاس کلان این نیاز چیست ؟ این نیاز چگونه تبدیل به مقیاس کلان می شود ؟

۱۳

هدف از پاسخگویی به این نیاز

هدف از پاسخگویی به این نیاز چیست ؟ پاسخگویی به این نیاز چه آسیبی را برطرف می کند ؟

۱۴

صادق یا کاذب بودن این نیاز

این نیاز یک نیاز صادق یا کاذب است ؟

۱۵

شاخص صدق و کذب این نیاز

شاخص تشخیص صدق و کذب این نیاز چیست و چگونه است ؟

۱۶

نحوه تشخیص پاسخگویی به این نیاز

چگونه می توان نحوه پاسخگویی به این نیاز را تشخیص داد ؟

۱۷

نحوه پاسخگویی به این نیاز در مقیاس خرد

نحوه پاسخگویی به این نیاز در مقیاس خرد چگونه است ؟

۱۸

فرآیند و سیستم پاسخگو به این نیاز در مقیاس کلان

فرآیند و سیستم پاسخگو به این نیاز در مقیاس کلان کدام است ؟

۱۹

بحران حاصل از عدم پاسخگویی به این نیاز

بحران حاصل از عدم پاسخگویی به این نیاز چیست ؟

۲۰

نحوه رابطه علی و معلولی این نیاز با سایر نیاز ها

رابطه علی و معلولی این نیاز با سایر نیاز ها چگونه است ؟

۲۱

اهمیت و فوریت پاسخگویی به این نیاز در بین سایر نیاز ها

اهمیت و فوریت پاسخگویی به این نیاز در بین سایر نیاز ها چگونه است ؟

۲۲

آثار پاسخگویی به این نیاز در زندگی ( حل مساله )

آثار پاسخگویی به این نیاز در زندگی ( حل مساله ) چیست ؟

۲۳

شاخص صحت پاسخگویی به این نیاز

شاخص صحت پاسخگویی به این نیاز چیست ؟ و چگونه می توان آن را تشخیص داد ؟

۲۴

جایگاه این نیاز در بین سایر نیاز ها در هرم نیاز ها ( طبقه این نیاز در بین طبقه بندی نیاز ها

جایگاه این نیاز در بین سایر نیاز ها در هرم نیاز ها چگونه است ؟

۲۵

نحوه تضاد این نیاز با سایر نیاز ها

نحوه تضاد این نیاز با سایر نیاز ها گونه است ؟

۲۶

منشا و علت تضاد این نیاز با سایر نیاز ها

منشا و علت تضاد این نیاز با سایر نیاز ها چیست ؟ این علت تضاد چگونه بوجود می آید ؟

۲۷

نحوه حل تعارض این نیاز با سایر نیاز ها

نحوه حل تعارض این نیاز با سایر نیاز ها چگونه است ؟

۲۸

ملاک برتری یک نیاز بر سایر نیاز ها در مقام پاسخگویی

ملاک برتری یک نیاز بر سایر نیاز ها در مقام پاسخگویی چیست ؟ ( شاخص ها )

۲۹

نحوه ارزیابی صحت پاسخگویی به این نیاز

نحوه ارزیابی صحت پاسخگویی به این نیاز چگونه است ؟

۳۰

نحوه علت یابی عدم تحقق پاسخگویی صحیح به این نیاز

نحوه علت یابی عدم تحقق پاسخگویی صحیح به این نیاز چگونه است ؟

۳۱

نحوه توسعه کیفی و کمی پاسخگویی به این نیاز

نحوه توسعه کیفی و کمی پاسخگویی به این نیاز چگونه است ؟

۳۲

دوام و پایداری نحوه پاسخگویی به این نیاز

چگونه می توان پاسخگوئی به این نیاز را بادوام و پایدار کرد ؟

۳۳

آسیب ها یا بحران های حاصل از عدم پاسخگویی پایدار و مداوم به این نیاز

آسیب ها یا بحران های حاصل از عدم پاسخگویی پایدار و مداوم به این نیاز چیست ؟

۳۴

نحوه اعمال نگاه رو به بینهایت و ابدیت در پاسخگویی به این نیاز

نحوه اعمال نگاه رو به بینهایت و ابدیت در پاسخگویی به این نیاز چگونه است ؟

۳۵

آسیب ها یا بحران های حاصل از عدم اعمال نگاه رو به بینهایت و ابدیت در  پاسخگویی به این نیاز

آسیب ها یا بحران های حاصل از عدم اعمال نگاه رو به بینهایت و ابدیت در  پاسخگویی به این نیاز چیست ؟

۳۶

نحوه رصد این نیاز در آینده

نحوه رصد این نیاز در آینده چگونه است ؟

۳۷

نحوه تغییر این نیاز در آینده

نحوه تغییر این نیاز در آینده چگونه است ؟ نمونه تغییر یافته آن در آینده چیست ؟

۳۸

مهندسی این نیاز در بین نقشه نیاز ها

مهندسی این نیاز در بین نقشه نیاز ها چگونه است ؟

 

کشف نیازهای انسان دو راه کلیدارد:

۱. کشف مستقیم نیازها با استقراء:

در این طریق باید به دنبال استقراء مصادیق نیازهای انسان باشیم؛ این مصادیق از طریق جستجوی کلیدواژه‌های زیر در منابع، مصاحبه‌ها، پرسشنامه‌ها و ...به دست می‌آیند:

سؤال،مسأله، پرسش، مشكل، اختلاف، بحران، آسيب، ناهنجاري‌، اختلال، دغدغه، انحراف، شبهه،كجروي‌، بيماري، معضل، راه‌حل، نياز، درخواست، تقاضا، انتظار، تمايل، حساسيّت،اهميّت، آمار، نگراني، تأمين، خدمت، آرزو، اولويّت، و ....

۲ - کشف غیر مستقیم نیازها:

۲-۱ از طریق بررسی «ارتباطات انسان»:

طریق استقراء نیازها دچار مشکل عدم جامعیت در نگاه است؛ یعنی استقراء مستقیم (اگر استقراء تام نباشد) ما را دچاربخشی‌نگری و جزئی‌نگری خواهد کرد. آیا راهی برای خلاصی از این مشکل هست؟ پاسخ برای حل این مشکل استفاده از استقراء همراه با یک مکمل است، و آن مکمل نیز عبارت است از ترسیم یک طرح پیشینی که جامعیت نگاه ما را تضمین کند؛ یکی از نگاه‌های پیشینی منتهی به نیازهای انسان، بحث «ارتباطات انسان» است.

نیاز انسان نقصی است که در قیاس با یک هدف کمالی، مطلوبیت پیدا می‌کند؛ پس از اینکه نیاز ادراک شد به دنبال برطرف کردن آن می‌رویم؛ برای برطرف شدن نیاز، باید نقص را با کمال مرتبط کنیم؛ بنابراین برای برطرف شدن هر نیازی، یک ارتباط برقرار می‌شود؛ پس هر «ارتباط» حکایت از یک حوزة نیاز می‌کند؛ بنابراین اگر سرشاخه‌های ارتباط انسان به دست بیاید، می‌تواند بالتبع حوزه‌های نیاز انسان را نیز مشخص کند.

۲-۲ از طریق بررسی «پاسخ‌های موجود به نیازها»:

همواره انسان به دنبال پیدا کردن پاسخی برای نیازهایش بوده است؛ این پاسخ‌ها در دسته‌های مختلفی به نام «علم» جمع شده‌اند؛ لذا با مراجعه به هر یک ازعلوم، و تبدیل عناوین هر بخش از آن علم به مسأله‌ای که زمینه‌ساز تولید آن بخش شده است (= فهرست مسائل هر علم)، می‌توان بخشی از نیازهای انسان که در آن علم به آنها پاسخ داده‌اند را کشف کرد.

مراجعه به فرهنگ‌های موضوعی قرآن و روایات و تبدیل هر کدام از موضوعات به مسأله‌ای که آن موضوع در پاسخ به آن مسأله هست، سبب تولید شبکه مسائلی می‌شود که دین برای زندگی بشر دیده است.

مراجعه به فضاهایی که سعی کرده‌اند سرشاخه‌های اصلی نیازهای انسان را تعیین کنند و کشف منطق شبکه کردن آنها،‌از دیگر ابزارهای نیازشناسی است؛ فضاهایی مانند: طبقه‌بندی علوم، آرمان‌شهرها، قانون اساسی کشورها، شبکة وزارتخانه‌ها، نقشةجامع علمی کشور، و ...

۳. شبکه کردن نیازها:

پس از آنکه فضاهای مرتبط با شبکةنیازها مورد بررسی قرار گرفت و دید نسبتاً جامعی نسبت به زوایای مختلف آن به دست آمد اینک نوبت آن است که مجموعة نیازهای انسان را به دید «سیستم‌های مورد نیاز یک تمدن» دسته‌بندی و اولویت‌گذاری کنیم تا به شبکة نیازهای انسان دست پیدا کنیم. 

 

کلیدواژه‌هابرای جستجوی اطلاعات در مورد «نیاز»

 

نیازهای انسان، تحلیل پدیده نیاز، مدیریت نیازها، مهندسی نیازها، فهرست نیازها، نیازهای اساسی، طبقه بندی نیازهای انسان، نظام نیازهای بشر، نیازهای آینده، لایه‌های نیازها، پاسخگویی به نیازها،‌ برطرف کردن نیازها، هرم نیازها، ارتباط نیازها با یکدیگر، فرآیند نیازشناسی و نیازسنجی

نیاز

گره

خطرات

مطالبه ها

امکانات

رشد

کمال

نیاز انسانی

نقص

شبهات

عصیانها

پرسشها

شرائط

بهینه سازی

تمام

نیاز واقعی

کمبود

سستی

لغرشها

سؤالات

زمینه

تربیت

بی نیازی

نیاز کاذب

احتیاج

حیرت

موانع

اقتضائات

مقدمه

 

بینهایت

عوامل نیاز

فقر

سرگردانی

ناهنجاری

 

ضروریات

 

هدف

انواع نیاز

محدودیت

کوتاهی

دردها

 

فرصت

 

خوشبختی

علل نیاز

مسائل

درماندگی

اضطرارها

 

لوازم

 

سعادت

نیازسنجی

مشکل

جهل‌های بشر

اصطکاکها

 

حیات

 

رضایتمندی

نیازشناسی

تنگناها

اندوههای بشر

اختلافها

 

بقاء

 

خوشی

 

اختلال

دغدغه ها

شرارتها

 

خواهشها

 

آسایش

 

خلأ

ضعفها

چالش

 

استعداد

 

موفقیت

 

کاستی

 

معضل

 

قابلیت

 

ایده آل

 

 

 

مفاسد

 

طلب

 

جامع

 

 

 

معایب

 

 

 

آرمانهای بشر

 

 

 

بحران

 

 

 

مطلوبیت

 

 

 

تعارضها

 

 

 

هنجار

 

 

 

تضادها

 

 

 

 

 

 

 

نابسامانی

 

 

 

 

 

 

 

آسیب

 

 

 

 

 

تکنیک‌های نیازسنجی: 

(این قسمت از مقاله «تکنیک‌های نیازسنجی تالیف آقای علیرضا یوسفی اخذ شده است.)

 الگوهای توافق‌محور (دلفی، تل‌استارت،فیش‌باول، سه‌بعدی سویگرت)

الگوهای مساله‌محور (رویداد‌مهم،درخت خطا، وظایف کلیدی، تحلیل شغل)

الگوهای هدف‌محور (الگوي قياسياستقرايي كافمن، كلاين ، تحليل سازماني استوت و ماتريس مهارت، تجزيه و تحليل شغل ،تحليل وظيفه ، تحليل عملكرد)

الگوهای کیفی (مشاهده ، مصاحبه ، تكنيك مشاورانكليدي ، طوفان مغزي، بررسي اسناد و مدارك ، طرح شاغل شايسته و تكنيك اقناعي) 

۱. تكنيك فيش باول (Fishbowl) اين تكنيك نيازسنجي در گروه تكنيك هاي توافق-محور دسته بندي مي شود. اين تكنيك زماني مورد استفاده قرار مي گيرد كه تعداد افرادي انتخاب شده براي جمع آوري اطلاعات نيازسنجي, محدود باشند و امكان تجمع آنها در يك كارگاه آموزشي نيز وجود داشته باشد. در اين تكنيك, افرادي را كه براي كسب اطلاعات و سنجش نياز جمع شده اند، مشابه آنچه در كارگاه هاي آموزشي معمول است, به گروه هاي كوچك تقسيم مي كنند و هر گروه با تبادل نظر, فهرستي از نيازها را تهيه ميكند تا در جلسه عمومي با حضور همه شركت كنندگان, گزارش كار گروه ها عرضه شود و پس از بحث و تبادل نظر, فهرست نيازهاي مورد توافق و اولويت بندي آنها انجام مي گردد. بديهي است براي استفاده از اين تكنيك، مجريان نيازسنجي بايد نسبت به نحوه برگزاري كارگاه و شيوه انجام كار گروهي, واقف و مسلط بوده و شركت كنندگان را نيز در موردنحوه انجام كار گروهي توجيه كنند. اين روش نيازسنجي از روش هايي است كه در مدت زمان محدود مي تواند اطلاعات مناسبي را فراهم نمايد و براي سازمان‌هايي كه درمحدوده جغرافيايي كوچكي فعاليت مي كنند، روش مناسبي مي باشد.

۲- تكنيك تل استار (Telstar) اين تكنيك نيازسنجي نيز در گروه تكنيك هاي توافق-محور قرار مي گيرد. اين تكنيك بسيار شبيه تكنيك فيش باول است. اين تكنيك زماني مورد استفاده قرار مي گيرد كه تعداد افرادي كه بايد از آنها كسب اطلاعات شود, زياد است. در اين حالت, افراد در مناطق مختلف گرد هم مي آيند و از طريق تكنيك فيش باول به تعيين نيازهاي آموزشي مي پردازند و سپس نماينده يا نمايندگاني از هرمنطقه در گردهمايي مركزي روي نيازهاي آموزشي و اولويت بندي آنها توافق مي كنند. درمرحله دوم, نمايندگان مناطق با شيوه كارگاهي مشابه تكنيك فيش باول توافق سازي مينمايند. تكنيك هاي توافق-محور (دلفي، فيش باور، تل استار) همگي براي تعيين نيازهاي آموزشي در نظام سلامت و آموزش پزشكي و بويژه آموزش هاي مداوم، كاربرد مناسبي دارند.

تكنيك هاي نيازسنجي مسأله - محور، مشكل- محور:

تكنيك هاي مورد اشاره در اين گروه از تكنيك هاي نيازسنجي، عمدتاً ناظر بر شناسايي مشكلات فردي و مشكلات موجود در سيستم مي باشد كه ممكن است كارآيي يك سازمان را كاهش دهد. در اين گروه چهارتكنيك معرفي شده است: ۱- تكنيك رويداد مهم (CriticalIncident) در اين تكنيك, فرض بر اين است كه رويدادهاي درون سازمان به عملكرد مثبت و يا منفي كاركنان مربوط مي شود، از اين رو، باشناسايي عملكرد كاركنان برجسته و ضعيف، كوشش مي شود عملكردهاي برجسته از طريق آموزش به ديگر كاركنان تعميم يابد و عملكردهاي ضعيف زدوده شود. در اين تكنيك, در واقع,فاصله عملكرد كاركنان برجسته و ضعيف نيازي مي باشد كه بايد براي افزايش كارآيي سازمان برطرف گردد. ۲- تكنيك درخت خطا (Fault Tree) اين تكنيك بيشتر با محاسبات رياضي همراه است و به نوعي, تحقيق درعمليات سازمان محسوب مي شود. در اين تكنيك, احاطه به كل سيستم و ارزيابي دروندادها و عمليات و بازده ها ضروري است. هرگونه تغييرات و يا تصميم گيري, كه محصول تحقيق در عمليات سيستم مي باشد و لازم است براي افزايش كارآيي مورد نظر قرار گيرد,به عنوان نياز محسوب مي شود. ۳– تكنيك آزمون وظايف كليدي (Key Tasks Assessment) در اين تكنيك, با انجام آزمون از كاركنان درباره وظايف شغلي آنها، ميزان سؤالاتي كه از سوي پاسخگويان جواب داده نشده است به عنوان نياز مطرح مي شود كه بايد براي رفع آن كوشش شود. ۴- تكنيك تجزيه و تحليل شغل (Job Analysis) در اين تكنيك, از طريق مشاهده، مصاحبه با كاركنان و سرپرستان و بررسي اطلاعات مربوط به شرح شغل، وظايف شغلي كاركنان به روشني تجزيه و تحليل و شناسايي مي گردد. فاصله توانمندي موجود كاركنان با مهارت هاي لازم براي انجام شرح وظايف شغلي به عنوان نياز آموزشي در نظرگرفته مي شود. تكنيك تجزيه و تحليل شغل, سابقه طولاني دارد و به لحاظ ساده بودن سال هاست كه براي استخدام و آموزش كاركنان از آن استفاده مي شود. اين تكنيك براي كاركنان حرفه اي مثل نظام سلامت، تكنيك نسبتاً مناسبي مي باشد.

عليرغم تنوع زياد الگوها و تكنيك هاي نيازسنجي ، هيچكدام بر ديگري ارجحيت ندارد و انتخاب و طراحي الگوها و مدلها بستگي به پروژه‌هاي آموزشي خواهد داشت. الگوها و فنون نيازسنجي را مي توان در شش طبقه مورد نقد و بررسي قرار داد كه عبارتند از:

الف) الگوهاي هدف محور

     شالوده اساسي اين طبقه ، فرايند تعيين فاصله بين وضعيت موجود و وضعيت مطلوب و سپس تعيين اولويتها براي عمل است. الگوها و تكنيكهاي متنوعي در اين طبقه قرار مي گيرند. مثل الگوي قياسي استقرايي كافمن ، پيشنهادي كلاين ، تحليل سازماني استوت و ... و فنوني نظير ماتريس مهارت، تجزيه و تحليل شغل، تحليل وظيفه، تحليل عملكرد و نيز فنون پيمايشي نظير پرسشنامه( فتحي ، ۱۳۷۵).

ب) تكنيك هاي توافق سنج

     شالوده اساسي اين طبقه فرآيند بررسي و جمع آوري نظرات افراد درباره نيازها و ايجاد توافق ميان عقايد مختلف است. از جمله تكنيك هاي اين طبقه، تكنيك كافمن و هرمن ، فن دلفي ، تل استار ، مدل سه بعدي  سويگرت و... است (فتحي ، ۱۳۸۱).

ج) تكنيكهاي مسئله محور

   شالوده اساسي اين طبقه، فرآيند تعيين عملكردهاي منفي يا شناسايي مشكلات موجود در عملكرد افراد و پيشنهادات اقدامات اصلاحي جهت رفع معايب مي باشد. از جمله تكنيك هاي اين طبقه ، تكنيك رويداد حساس ،درخت خطا ، آزمون وظايف كليدي و الگوي سازماني و الگوي تحليل عملكرد وظيفه پيشنهادي را مي توان نام برد (عباس زادگان و ترك زاده ، ۱۳۷۹)

د) الگوي تركيبي

   اساس اين طبقه فرآيند مشخص كردن فاصله بين وضعيت موجود و مطلوب ، تعيين نقاط ضعف و بررسي نظرات و نگرش ها براي رسيدن به توافق نسبي مي باشد. از جمله الگوهاي اين طبقه الگوي نيازسنجي در سطح موسسه ، درسطح منطقه آموزشي ، طرح جامع نيازسنجي ، الگوي تحليل swot   تحليل وظيفه ، تحليل نيازهاي يادگيري، ديك و كري، پروچاسكا و .... را مي توان نام برد (يارمحمديان و بهرامي ۱۳۸۳)

ه) تكنيك هاي كيفي

اساس اين طبقه ، توجه دقيق به ديدگاهها و نظرات افراد و صاحبنظران جهت توصيف و تشريح شرايط محيطي پديده ها ميباشد. تا بدين لحاظ به روابط ميان متغيرها و عمق ساختار آنها پي برده شود از اين روقبل از هر اقدامي بايد نيازسنج ، شناخت دقيقي نسبت به مخاطبان يا شركت كنندگان در پروژه نيازسنجي داشته باشد و اطمينان پيدا كند كه افراد مذكور صلاحيت و توانايي لازم را براي شركت در نيازسنجي كيفي را خواهند داشت. از جمله تكنيك هايي كه در اين طبقه قرار مي گيرند عبارتند از: مشاهده ،مصاحبه ، تكنيك مشاوران كليدي ، طوفان مغزي، بررسي اسناد و مدارك ، طرح شاغل شايسته و تكنيك اقناعي است (يارمحمديان و بهرامي ، ۱۳۸۳). 

(انتقال به مقاله تفصیلی منتخب در مورد تکنیک‌های نیازسنجی)

نتایج آثار و لوازم پذیرش بحث: 

 

ثمره اصلی شناسایی شبکه نیازها و گام اول در طراحی مدیریت و برنامه ریزی کلان و راهبردی برای تعالی سازمانی ، دست‌یابی به نقشه پیشرفت یک کشور و تولید یک تمدن است.     

مباحث و مفاهیم کلیدی مرتبط به این بحث:

 

برنامه‌ریزی ،‌ نیازسنجی ، نیازشناسی، شبکه مسائل ، تکنیک‌های نیازسنجی ، الگوی پیشرفت و مدل توسعه

 
تیترها