تمدن اسلام، آینده‌ای برتر در دنیای رقابت
پروفایل کاربری شما
isin
موضوع بحث: 

 « انتظار موعود » چیست؟ چرا؟ و چگونه؟ (اسلاید بحث + انتقال به کارگاه نگرشی دیگر به مهدویت)

 

مساله بحث: 

 در زمان عدم دسترسی به «ولی الله» که منبع آگاهی برتر است، برای زندگی طبق نظر خداوند، چه باید کرد؟ آیا صِرف مراجعه به فقیه دین‌شناس کفایت می‌کند؟

 

پیش فرض ها: 

.

فرضیه بحث: 

۱.  تفکر «مهدویت» = نظریه اسلام در مورد پایان تاریخ بشری = برپایی جامعه بین‌المللی آرمانی بشر که همه نفوس در آن بتوانند رو به کمال و سعادت حرکت کنند(زمینه، فرصت‌ها،‌ منابع،‌ برنامه، ابزارها، راهنما، برای این حرکت مهیا باشد.)

۲. انتظار صحيح و فعال = تلاش براي ملموس كردن برتري نظام فکری، قانونی و فرهنگی ارائه شده توسط دين در برابر سيستم‌هاي بشري و غير ديني.

۳. ملموس شدن ضعف رقيب از سویی و كمال سيستم مورد نظر از سوی دیگر، و قابل دسترس بودن آن، متقابلا سبب فوران حس انتظار موعود مي‌شود و نفوس را به‌سوي او راهبري مي‌كند و جامعه را براي پذيرش او مهيا مي‌سازد.

 

تبیین بحث: 

 

آموزة "انتظار موعود" ازمولفه‌هاي اساسي زندگي ديني است و از موثرترين راه‌ها براي موفقيت در زندگي و تحقق عبوديت و رضاي خداوند شمرده شده است. "هويت انتظار" چيست؟

"انتظار"، حالتي روحي و احساسي دروني است كه در اثر مولفه‌هاي چهار‌گانة زير پديد مي‌آيد:

۱. احساس نياز به چيزي

۲. تشخيص امكانات و قابليت‌هاي رفع آن نياز در چيز ديگر

۳. قابل دسترس بودن موضوعِ رفع‌كنندة نياز

۴. تلاش براي زمينه‌سازي و تدارك شرايط تحقق موضوع

اين چهار مولفة حالت كشش و گرايش به سوي موضوع و انتظارِ تحقق موضوع را ايجاد مي‌كنند. اگر مولفة چهارم را حذف كنيم،فقط حالت طلب و كشش روحي ايجاد مي‌شود و احساسي به‌نام "انتظار" تحقق نخواهد يافت. هر چه بيشتر زمينه‌ها و شرايط لازم براي تحقق موضوع تدارك شود، حال انتظار شديدتر و قوي‌تر مي‌گردد.

آنچه وعده داده شده است زندگي جهاني مبتني بر خدامحوري است كه رشد دنيا و آخرت را به‌دنبال دارد، زندگي‌اي كه تمام قابليت‌هاي مادي و معنوي در مسير رشد و تكامل خود قرار گيرند. چنين وعده‌اي مبتني بر ظهور موعودي است كه معماريِ اين زندگي جهاني را به‌عهده دارد و ظهور چنين موعودي مبتني بر تحقق شرايط و تدارك زمينه‌هايي است كه توجه و طلب نفوس از مهمترين آنهاست. براي جلب نفوس و توجه جهاني به‌سوي اسلام، ارائه تفكرهاي آرمان‌خواه اسلام لازم است ولي كافي نيست. آنچه نفوس را به سوي كمال و برتري اسلام حركت خواهد داد،لمس و احساس فضاي زندگي الهي و عادلانه و رشديافته اسلامي است. احساس نياز و نقص وناهنجاري در وضعيت موجود بدون ترسيم ملموس كمالِ مطلوب، سردرگمي و تحير را به‌دنبال خواهد داشت؛ دست‌يابي به مدل‌ها و سيستم‌هاي زندگي جهاني براساس نظام معرفتي،قانوني و فرهنگي اسلام است كه فضا را براي لمس و حسّ زندگي مطلوب فراهم مي‌كند.

فردِ منتظر، پيوسته به‌دنبال فراهم‌سازي زمينه و شرايط موعودِ خويش است، اين موعود در نگرش شيعه، معمار تمدن اسلام است،تحقق تمدن اسلام، هويتّي انفجاري ندارد كه به‌يكباره گسترده شود بلكه بمانند ديگر معادلات هستي، تدريجي و با زمينه‌سازي و تهيه شرايط است.

براي تمدن‌سازي، نياز به نگرش‌سازي،قانون‌سازي و فرهنگ‌سازي است و در هر سه فضا در صورتي بشريت رو به آستان حقايقِ اسلام خواهد آورد كه توان مطالعه و مقايسه نظريات اسلام با ديگر رقبا را داشته باشد و برتري اسلام را حس كند. اين زمينة رقابتي در صورتي كه آموزه‌هاي اسلام به‌صورت مدل‌ها و سيستم‌هاي بهم‌پيوسته ارائه شوند بسيار كاراتر و موثرتر عمل خواهد كرد.

فردِ منتظر، با تلاش براي ارائه مدل‌ها و سيستم‌ها و نظام‌هاي اسلام براي زندگيِ جهاني، انتظار خود را عينيت مي‌بخشد، فعال و مقتدرانه مي‌نمايد. چنين اقتداري طنين انتم‌الاعلون ان كنتم مومنين را بلندمي‌كند و قلوب جهانيان را به‌سوي اسلام مي‌كشاند.

آموزة "انتظار"، نفوس را به‌سوي تدارك شرايط ظهور مي‌كشاند. توجه بشريت به تمدني جهاني بر اساس عدالت و معنويت، آماده شدن فكري و قلبي و عمليِ عده‌اي براي همراهي با منُجي از شرايط اوليه و ضروريِ ظهور است. حركت به سوي ارائه حقايق اسلام به‌صورت مدل‌ها و سيستم‌هاي عيني زندگي، اين دو مولفه را به بهترين نحوه فعال خواهد ساخت.

از سوي ديگر با لمس و احساس برتري سيستم‌ها و نظام‌هاي اسلام، شوق به تحقق تمدن جهاني افزايش مي‌يابد و احساس"انتظار" را تشديد مي‌كند.

اين حركت دوسويه منجر به فوران حس مطالبة موعود و تكميل شدن زمينه عيني تحقق كامل شبكة تمدني اسلام مي‌گردد و شرايط ديگرِ جهاني كه فشار ظلم و تجاوزهاست موانع اقدام عملي را مرتفع مي‌سازد و نقطه عطف ظهور محقق مي‌گردد.

 

نتایج آثار و لوازم پذیرش بحث: 

 

نگرش اسلام در مورد پايان تاريخ، برقراري تمدّن يكپارچه جهاني براساس آموزه‌هاي اسلام است. از آنجائيكه هويّت تمدن، زندگي جمعي در سيستم‌هاي بهم‌پيوسته است، براي تمدن‌سازي نياز به سيستم‌سازي است و هر انديشة تمدن‌سازي براي تحقق تمدنِ موردنظرش چاره‌ايي جز طراحي و اجراي نظام‌ها و سيستم‌هاي به‌جريان‌ اندازندة ابعادمختلف زندگي ندارد. سيستم‌هاي آموزشي، رسانه‌اي، فرهنگ عمومي، امنيتي، غذائي،دادگستري، اقتصادي، مديريتي، حكومتي، خانوادگي، توليد و ابزارسازي، خدماتي، معماري و شهري و ...كه براساس فرآيندها و معادلات ارتباطي تعريف شده از طرف دين و گزاره‌هاي ديني فعال شده باشند مي‌توانند با بهم‌پيوستگيِ خود، تجلي‌دهندة تمدن اسلام شوند.

از سوي ديگر، فرآيند تمدن‌سازي فرآيندي تدريجي و نيازمند بسترسازي‌هاي درازمدت است و تا نگرش نخبگان و ديد عمومي به ضرورت سيستم‌سازي، و در سيستم‌سازي به ضرورت فرآيندسازي، و در تعريف فرآيندها به اهميت داده‌هاي دين معطوف نشود،‌ فضاي حركت به سوي تمدن اسلام شكل نخواهد گرفت.

با حركت به سوي نظام‌سازي و سيستم‌سازي، احساس انتظار موعود فعال ‌شده، تقويت مي‌گردد؛ چرا كه حس انتظار برآيند چهار عاملِ: تشخيص نياز، تشخيص كمال، قابل دسترس بودن كمال مورد نظر، و تلاش براي تدارك شرايط تحقق آن است.

بدون مولفة چهارم يعني تلاش براي زمينه‌سازي شرايط تحقق كمال مطلوب، حس انتظار حاصل نمي‌شود و فقط حس طلب و گرايش به‌وجود مي‌آيد. ظهور تمدن موعود اسلام،‌نيازمند حركت به‌سوي سيستم‌سازي براساس دين است؛ پس:

منتظر واقعي نهضت سيستم‌سازي ونظام‌سازي ديني را به‌ جِدّ پيگير خواهد بود.

از سوي ديگر نيز با تلاش براي طراحي سيستم‌هاي زندگي براساس گزاره‌هاي دين، حس انتظار تشديد مي‌گردد و نفوس با اشتياق بيشتر به مطالبة سيستم‌ها و نظام‌هاي ديني رو مي‌آورند و نهضت فكريِ زمينه‌ساز براي ظهور و تحقق حكومت جهاني مهدوي گامي فراخ به پيش مي‌گذارد.

 مباحث و مفاهیم کلیدی مرتبط به این بحث:

تمدن مهدوی ، مهدویت ، موعودگرایی ، انتظار سازنده ، سیستم‌های دینی

 
تیترها