تمدن اسلام، آینده‌ای برتر در دنیای رقابت
پروفایل کاربری شما
موسسه مطالعات راهبردی
موضوع بحث: 

 « روش تدریس تفکرساز و مهارت‌ساز » چیست؟ چرا؟ و چگونه؟ (تدریس کارگاهی)

 

 

مساله بحث: 

یک استاد چگونه می‌تواند موقعیتی را ایجاد کند که فراگیران به‌جای حفظ مطالب علمی در طول سیر تحصیل، از همان ابتدا، تحصیلی مبتنی بر تولید فکر و علم و خلاقیت داشته باشند؟ و چگونه می‌تواند فرآیندی را اجرا کند که فراگیران از همان ابتدا، از مطالب علمیِ به‌ظاهر صِرفاً نظری و تئوری، برای حل مسائل و رفع نیازها در عمل استفاده کنند؟

 

پیش فرض ها: 

۱. روش تدریس زیرمجموعه علوم تربیتی است؛ علوم تربیتی تابعی از هویت تربیت است؛ هویت تربیت تابعی از هویت انسان است.

۲. هويت انسان = حیوانی با قابلیت عقلانیت شبکه‌ای؛ که دارای نیروی حرکت‌زای غریزه، فطرت، احساسات و عواطف و تمایلات، تفکر و عقل، اراده و انتخاب است که قابلیت تشدید و تضعیف دارد. (سه حیطة شناختی، عاطفی، حرکتی) (انتقال به مبانی انسان‌شناسانه)

۳. تربيت = جهت‌دهی به قوای انسان برای رشد، به‌طوری که منجر به توانایی انجام مستقل یک کار شود. 

۴. هدف تربیتِ انسان، خروج از محدودیت‌های وجودی است.

۵. آموزش = ابزار تغییر درشناخت و احساس انسان است که منجر به تغییر در رفتار می‌شود.

۶. تحصیل= برقراری ارتباط ادراکی با مجموعه‌ای منظم و منطقی از بسته‌های علمی، به‌طوری‌که منجر به یادگیری شود.

۷. خلاقیت و نوآوری = توانایی کشف اجزاء و روابط پنهان از دید عمومی در باره یک موضوع و پدیده و بازسازی آن، براساس یافته‌های جدید؛ و به تعبیر دیگر، خلاقیت = تلاش معرفتی برای کشف اجزاء و روابط نهفته در شبکه هستی (انتقال به بحث تفصیلی در مورد خلاقیت)

۸. مهارت = توانایی استفاده از اطلاعات، برای انجام صحیح، مستقل  و مکرر یک کار (انتقال به بحث تفصیلی در مورد مهارت‌محوری)

تحقیق = مراحل و ضوابط لازم برای کشف صحیح و تحلیل موجّه اطلاعات به هدف حل یک مساله؛ «تحقیق»، تولید اطلاعات است و نه جمع‌آوری اطلاعات تولیدشده قبلی. (انتقال به بحث تفصیلی در مورد روش تحقیق شبکه‌ای)

 

فرضیه بحث: 

۱. تدریس تفکرساز و مهارت‌افزا = فرآیند هدايت فراگير به‌‌سوي تشخيص مساله و فعال‌سازي تفکر او براي حل‌مساله، و اقدام عملی توسط فراگیر برای حل مساله در كلاس (شبیه‌سازی عملی فرآیند تولید علم و کاربرد علم)

۲. کارگاه آموزشی = فراهم‌سازی محیط آموزشی برای اجرای عملی تولید مطالب مورد نظر توسط شرکت‌کنندگان؛ کارگاه آموزشی، فضای انتقال مطالب نیست، فضای تلاش برای تولید مطالب، با راهنمایی و هدایت و کنترل استاد است.

 

تبیین بحث: 

مرکز ثقل تحصیل، یادگیری است؛ «يادگيري» عبارت است از: شكل گرفتن روح در اثر برقرار شدن ارتباط ادراكي با يك موضوع، به منظور انجام يك عمل براي رفع يك نياز (در تعابیر روان‌شناسانه چنین گفته می‌شود: یادگیری ایجاد تغییر نسبتا پایدار در رفتار است.) 

يادگيري وقتي تحقّق مي‌يابد كه فرد بتواند از اطلاعاتي كه به‌دست آورده است براي حركتي در زندگي استفاده كند. بر اين اساس هنگامي‌علم آموز مي‌تواند به اين سطح برسد كه:

 

  • نياز به مطلب را لمس كند.
  • امكانات و معادلات موجود در هستي را تشخيص دهد. (برای دست‌یابی به پاسخ)
  • كيفيّت ارتباط بين امکانات و نيازها را كشف كند.
  • توجّه متمركز به اهميّت موضوع در زندگي پيدا كند.
  • بتواند مستقلاً بين امكانات و عناصر مفيد با موقعيّت نياز ارتباط برقرار كند و عناصر نامطلوب را كنار زند. (مجموعه اهداف شناختي، رواني و عملي) 

ركن اصلي اين تعريف "شكل گيري"روح است؛ يادگيري حالتي است كه در روح (نه فقط در ذهن) ايجاد مي‌شود و حقيقتي را در خود مي‌يابد. خصوصيات اين تعريف عبارتند از :

 

  • برقراري ارتباط ادراكي با يك موضوع (مي‌خواهيم چيزي را بشناسيم)
  • ارتباطي كه به خاطر انجام يك عمل برقرار شده است. (وقتي مي‌خواهيم كاري بكنيم بايد اطلاعات لازم را به‌دست آوريم)
  • عملي كه سبب رفع يك نياز و حل يك مشكل است.
  •  احساس نياز تصميم به رفع آن
  • كسب اطلاعات لازم
  •  تبديل اطلاعات به عمل رفع نياز

مهم‌ترين ابزار براي تبديل اطلاعات به عمل، نشان دادن اهميّت مطلب در چرخة زندگي است. اهميّت مطلب نيز در صورتي  ملموس می‌شود كه نياز به آن احساس شود. به هر مقداري كه اين احساس قوي‌تر باشد، مطلب درس مهم‌تر خواهد شد و توجّه متمركزتري را ايجاد خواهد كرد و تلاش بيشتري براي دست‌يابي به روشي كه رفع نياز كند صورت خواهد گرفت. در اثر اين تلاش است كه يادگيري محقَق مي‌شود. 

مقدمه ۱) تحصيل براي يادگيري علم است.

مقدمه ۲) يادگيري، با تبديل اطلاعات به عمل توسط خودِ طالب‌علم صورت مي‌پذيرد.

مقدمه ۳) تبديل اطلاعات به عمل درصورتي انجام مي‌شود كه طالب‌علم نياز به اطلاعات را لمس كرده باشد و قوانين وجودي مربوط به موضوع را كشف نمايد و عناصر موثر و مانع را تشخيص دهد.

مقدمه ۴) طالب‌علم به‌وسيله تفكّر مي‌تواندمطالب را كشف كند.

نتيجه:

تحصيل يعني: تلاش طالب‌علم براي  دست‌یابی به مهارت در تفكّر، تفكّري كه اطلاعات لازم براي رفع نياز را كشف ‌كند و به عمل تبديل ‌نمايد. و تدریس یعنی: تلاش استاد برای هدایت طالب علم به‌سوی دست‌یابی به مهارت تفکر کاربردی

تدریس ياددادن روش تفكّر است؛ و يادگرفتن روش تفكّر جز با فعّاليّت خود طالب‌علم محقق نمي‌شود. نقش معلم زمينه‌سازي براي فعّاليّت فكري طالب‌علم و هدايت او به سوي فعاليّت‌هاي فكري ثمربخش است. استاد، بايد طالب‌علم را در موقعيّت احساس نياز قرار دهد تا اهميّت رفع نياز براي او ملموس شود؛ سپس به سوي كشف امكانات رفع نياز هدايت كند (نه اينكه اطلاعات لازم را مستقيماً در اختيار او بگذارد؛ طالب‌علم بايد جستجو كند و خود اطلاعات لازم رابه‌دست آورد؛ استاد نقاط نفوذ به مطلب و سرچشمه‌هاي استخراج آن را به طالب‌علم نشان مي‌دهد). و در نهايت، طالب‌علم را راهنمايي مي‌كند تا از امكانات و اطلاعات به‌دست آمده براي حلّ‌مسأله و رفع نياز استفاده كند و آنها را در عمل بكار ببرد.(دقّت كنيد)

فعاليّت‌هاي طالب علم براي انجام يك تحصيل صحيح :

• تشخيص نيازي كه درس پاسخگوي آن است.

• فهم اهميّت موضوع( نقش اين نياز در زندگي)

• جستجو اطلاعات لازم براي رفع نياز

• كشف ارتباط معلومات به‌دست آمده با موضوع نياز

طالب‌علم مي‌آموزد، تا زندگي كند پس بايد طوري بياموزد كه بتواند در تمام زمينه‌هاي زندگي مشكلات خود راحل كند و بتواند بعد از خروج از مراكز علمي به يادگيري ادامه دهد؛ يعني تشخيص دهدكه چه بايد بداند؟ و چگونه بايد عمل كند؟ زندگي نيازمند نگرش‌هاي كلان و خرد است،زندگي نيازمند ابداع و طراحي است، رسيدن به كمال و هدف نيازمند تفكّري خلّاق است.طالب علم بايد خود را به تفكّر خلّاق برساند. (انتقال به بحث سطوح فهم و ادراک)

 اهميّت تدوين اهداف درس به قدري است كه اگر در طراحي تحصيلي فقط بتوانيم آنها را دقيق و شفّاف تعيين كنيم به آستانه موفقيّت رسيده‌ايم. اهدافي مفيد و موفّق خواهند بود كه در آنها به نيازها و مسائل زندگي واقعي پرداخته شده باشد. (انتقال به فهرست اهداف مهارتی برای تک‌تک علوم حوزوی)

گزارشی از کتاب «راهنمای تدریس با اقتباس از نگرش اسلام»: 

در ساختار آموزش و تعليم سه متغيرمبنائي وجود دارد : علم آموز، محتواي آموزش و استاد. هدف يك مجموعه آموزشي ايجاد تغيير مثبت در نگرش و عملكرد علم‌آموزان است. اين هدف با ايجاد ارتباط بين علم آموز و محتواي آموزشي حاصل مي‌شود. نقش استاد برقراري اين ارتباط است.

دو سوي اين ارتباط، دو لايه از عالم وجود هستند. يك لايه، روح و ذهن علم آموز است و لايه دوم حقيقت موجود در هستي. هردو لايه از يك طيف گسترده تشكيل شده‌است. هر نقطه از طيف وجوديِ روح، تشكيل دهنده نوعي از ادراك است كه با نقطه متناظر خود در طيف وجوديِ حقايق بيروني اتحاد برقرارمي‌كند. در اين ميان مهارت استاد، تشخيص موقعيت ادراكي علم آموز و موقعيت وجودي محتواي آموزش است. استاد با تشخيص فاصله ميان اين دو موقعيت، از مفاهيم مياني و واسطه‌اي خاص استفاده مي‌كند تا زمينه ارتقاء وجودي علم آموز فراهم شود و با حقيقتي كه آموزش مي‌بيند، اتحاد وجودي پيدا كند. در اين صورت " فهم"حاصل مي‌شود و يادگيري محقق مي‌گردد.

اين کتاب درصدد پاسخگويي به سوالات زير است :

•چگونه موقعيت ادراكي علم آموز را تشخيص دهيم؟

•چگونه موقعيت وجودي و سطح علمي‌محتوا را بشناسيم؟

•فهم چيست؟ چه مراتبي دارد و چگونه حاصل مي‌شود؟

•حلقه‌هاي مفهومي ‌كه رابط بين سطح ادراكي علم آموز و طيف وجودي مطالب آموزشي هستند را چگونه ايجاد كنيم؟

پاسخ اين سوالات نياز اولية يك مدرس است. دقّت در اجراي يك روش تدريس صحيح، رمز موفقيت يك مجموعة علمي ‌و آموزشي است.

اگر تحول به سوي كمال را مي‌خواهيم،اگر از وضعيت علمي ‌و عملي طلاب نگران هستيم، بايد در روش تدريس و تعليم خود تجديدنظر كنيم.

بهترين متن‌ها اگر صحيح آموزش داده نشوند قدرت تغيير در افكار و رفتار را نخواهند داشت. امّا يك متن عادي با يك تدريس روشمند مي‌تواند سطحي از تعادل و مطلوبيّت را ايجاد كند. كتاب " راهنماي تدريس " بر اساس چنين نيازي طراحي گرديده‌است.

ساختار كتاب از سه لايه تشكيل شده است :

۱. نگرش‌ها (ايجاد نگرش‌هاي لازمنسبت به علم آموزي و تدريس )

۲. راهبردها (ارائه خط مشي و قالب‌كلّي براي يك تدريس موفق )

۳. راهكارها (ارائه برنامه‌هاي عملي براي اجراء يك تدريس موفق )

 

عصاره لاية اول :

چكيده كتاب در اين محور، ضرورت آموزش بر اساس نظرية " دعوت سه بُعدي " است. سرمنشاء اين نظريه، آية شريفه" اُدْعُ اِلي سَبيِلِ  ربِِّك بِالحِكْمَهِْْ  والمَوعِظَهِْْ  الحَسَنَهِْْ وجَادِلـْهُم بِالَّتِي  هِيَ اَحْسَن" (آیه۱۲۵ سوره نور) است. براساس اين نظريه، علم آموزي عبارت است از: ايجاد زمينه‌ براي اتحاد درون و برون انسان (شبکه هستی) . چگونگي اين زمينه سازي در محور دوم كتاب تشريح شده است.

عصاره لاية دوم :

به استناد آية شريفة فوق، زمينه سازي براي ارتقاء ادراكي انسان و اتصال به حقايق وجودي، سه راهبرد دارد :

۱. تبيين مطلب درس با استفاده ازمعادلات و قوانين هستي، به طوري كه حداقل منطقي بودن مطلب درس براي علم آموز ملموس شود.(حكمت)

۲. تشريح مطلب درس با ارائه نتايج مثبت عمل به آن و ضررهاي ناديده گرفتن آن، به طوري كه تأثير مطلب در روند زندگي براي علم آموز مشهود شود. (موعظه حسنه)

۳. عرضه مطالب مشابه و رقيب و مقايسه آنها با يكديگر براي كشف نقاط ضعف و قوت، به طوري كه برتري مطلب درس بر موارد مشابه براي علم آموز معلوم گردد. (جدال احسن)

علمي ‌موجب تغيير مثبت در رفتار مي‌شود كه:

منطقي بودن آن لمس شود، مفيد بودن آن مشهود باشد و ضرر عمل نكردن به آن تبيين شود، برتري توصيه‌ها و برنامه‌هاي آن بر ديگر موارد معلوم شود.

 وجه تسميه نظرية "دعوت" به "دعوت سه بُعدي "، وجود راهبردهاي سه‌گانه فوق است. امّا چگونه مي‌توان در عمل به اين آموزش سه بُعدي دست يافت؟ چگونه مي‌توان علم آموز را از سه جهت به سوي علم و ادراك فراخواند و محتويات دروني او را با اين محركهاي سه‌گانه به سوي تعالي و رشد حركت داد تا با حقيقت متحد شود و واقعيات را در وجود خود لمس كند؟ محور سوم كتاب پاسخگوي اين سؤال است.

عصاره لاية سوم : (ابزارهای پنچگانه برای عملیاتی کردن «دعوت سه‌بُعدی»)

چكيده اين قسمت از كتاب عبارت است از: چگونگي آموزش بر اساس روش حل مسأله و تفكّر نقّادانه. سرچشمه اين راهكار اجرائي براي پياده سازي آموزش فعال، روايات زير هستند :

 

اين روش در قالب "كارگاه ‌هاي علمي ‌و آموزشي" پياده سازي مي‌شود. هدف يك كارگاه آموزشي فراهم سازي زمينه براي مهارت در موارد زير است:

•تشخيص نيازهاي واقعي و تفكيك آنها از نيازهاي كاذب

•نقشه ريزي براي رفع نياز و حل مسأله

•همفكري و همياري براي رسيدن به پاسخ

•طراحي و مدل سازي براي استفاده عملي از پاسخ

•كشف نقاط بحران و انحراف

•توليد فكر و نه جمع افكار

قسمت سوم كتاب چگونگي اجراي كارگاههاي آموزشي و علمي ‌را بررسي مي‌كند. (دریافت فایل کتاب)

علم براي زندگي است وزندگي حركت به سوي كمال و ابديت است. علم ارتقاء روح به سوي كمال است و البته در اين هستي يك كمال و ابديت بيشتر نيست، وحده لا اله الا هو.

نتایج آثار و لوازم پذیرش بحث: 

۱. با استفاده از روش حل مسأله و تفكّرنقّادانه مي‌توان زمينه ارتقاء فهم و ادراك علم‌آموزان را به سطح ادراك مجردات و فهم‌هاي شهودي فراهم ساخت.

۲. نمودار جریان روش تدریس فعال (فلوچارت روش تدریس)

 

 

 

تیترها