تمدن اسلام، آینده‌ای برتر در دنیای رقابت
پروفایل کاربری شما
موسسه مطالعات راهبردی
موضوع بحث: 

 « روش اطلاعات‌یابی و اطلاعات‌شناسی - تحلیل محتوا »  

 

مساله بحث: 

 چگونه می‌توان بیشترین و بهترین اطلاعات را در مورد یک موضوع به‌دست آورد؟ و از اطلاعاتِ موجود، بیشترین بهره‌برداری را برای حل مساله کرد؟

 

پیش فرض ها: 

.

فرضیه بحث: 

۱.  منابع معتبر اطلاعات = مجموعه‌هايي كه تجربه‌ها، آزمايش‌ها، وقايع،مشاهدات و برهان‌ها و هر چه كه حكايت مستقيم از واقعيت مي‌كند را در خود دارند. (منابع دست اول)

۲. با استفاده از ابزار «از کجا؟ و به چه اعتباری؟» باید منابع اطلاعات را اعتبارسنجی کرد.

۳. برای دست‌يابی به مناسبترین اطلاعات در کوتاهترین زمان،‌ نیاز به «طبقه‌بندی اطلاعات» است.

۴. «تحلیل محتوا» = ابزاری برای اطلاعات‌شناسی، که بواسطه لایه‌برداری از متن (با تشخیص کمیت، کیفیت و موقعیت اجزاء و روابط میان قسمت‌های مختلف متن)، به کشف مقصود و فضای مورد نظر مولف می‌انجامد.

 

تبیین بحث: 

طبیعی است که براي دست يابي به اطلاعات مورد نياز بايد به منابع اطلاعات مراجعه كنيم، مجموعه‌هايي كه تجربه‌ها، آزمايش‌ها، وقايع،مشاهدات و برهان‌ها و هرچه كه حكايت مستقيم از واقعيت مي‌كند را در خود دارند،منابع اطلاعات هستند. 

در تحقيق، محقق به دنبال كشف واقعيت است، بنابراين منابع اطلاعاتي كه بيانگر مستقيم واقعيت‌ها هستند براي او حائز اهميّت‌اند. در فرهنگ مادي و حسّ‌گرايانه فقط مشاهدات و آزمايش‌هاي تجربي بيانگر مستقيم واقعيت‌ها شمرده مي‌شوند و نهايت ادراك بيش از ظواهر مادي نيست ولي در نگرش اسلام علاوه بر مشاهدات تجربي، تفكرات و عقلانيات برهاني + گزاره‌هاي وحياني نيز بيانگر مستقيم واقعيات هستند.

منابعي قابل مراجعه هستند كه يا خودقابل مشاهده و تجربه باشند يا مولفينِ آنها گزارش مشاهده يا تجربه مستقيم خود و ياتوليدات فكري برهاني خود را (با ذكر مقدمات) ارائه كرده باشند. اين‌گونه منابع،منابع دست اول هستند. دسته ديگر از منابع، نتايج تحليل و بررسي‌هاي خود بر منابع دست اول را ارائه كرده‌اند اين‌گونه منابع، منابع دست دوم هستند.

منابع اطلاعاتي به صورت‌هاي مختلف وجود دارند:

 

  • اشخاص (صاحبان تجربه و مشاهده‌كنندگان+صاحب‌نظران)
  • تصاوير (عكس و فيلم= مواد بصري)
  • گفتارها (گفتگوها، مصاحبه‌ها،سخنراني‌ها= مواد سمعي)
  • اشياء
  • اماكن
  • و نوشتارها (كتاب، مقاله، سند،يادداشت، لوح و تابلو، ميكروفيلم)
  • چندرسانه‌اي‌ها (سي‌دي‌ها و نرم‌افزارها)

از هركدام از منابع فوق اطلاعات خاص خود را مي‌توان استخراج كرد. پس بايد قبل از مراجعه به منابع دورنمايي از محتويات آنها به‌دست آورد و با فهرست سؤالات تحقيق مقايسه نمود.

شما بعد از تهيه فهرست سؤالات تحقيق،ذهن جهت‌يافته داريد و گم نخواهيد شد و وقت خود را به اطلاعات نامربوط هدر نخواهيدداد. كافي است سؤالات خود را در دست داشته باشيد و سراغ افرادي را بگيريد كه ارتباطي با چنين سوالاتي دارند تا به اشخاص مناسب براي گفتگو و مصاحبه برسيد. محيط‌هاي علمي و تحقيقي بهترين زمينه براي يافتن اين‌گونه افراد است.

مصاحبه و پرسشنامه:

براي انجام يك مصاحبه با افراديا اخذ اطلاعات بايدسؤال داشته باشيم؛ سؤالات تحقيق راه شما را براي انجام يك مصاحبه يا ارائه يك پرسشنامه هموار كرده است. اما بايد اين سؤالات مناسب با موقعيت مصاحبه‌شونده وافرادي كه پرسشنامه به آنها داده مي‌شود تغييراتي بكند تا اينكه:

۱. مفاهيمي كه شما در نظر داريد با مفاهيم و ذهنيات افراد مقابل هماهنگي داشته باشد (مثلاً:شما در تحقيق "دين و زندگي"سوالي را به اين صورت مطرح مي‌كنيد كه فقاهت چه مقدار در راهبردهاي اجتماعي اهميّت دارد؟ درحاليكه منظور شما از فقاهت معناي واقعي آن يعني دين‌شناس بودن است. اما فرد پاسخگو از فقاهت ذهنيتي ديگر دارد كه دانستنِ احكام و رسالة عمليه دادن است).

۲. فرديا افراد پاسخگو بدون ملاحظات جنبي بتوانند نظر واقعي خود را ابراز كنند (سوال به ضرر يا نفع موارد خاصي كه حساسيت‌هاي جنبي ايجاد مي‌كند سبب انحراف مصاحبه از مسيراطلاع‌يابي خود خواهد شد، همين‌طورسؤال در موقعيت كمبود وقت و...).

۳. سوالات داراي القاءخاص و جهت‌گيري از پيش تعيين شده نباشند (مثلاً در تحقيق "دين و زندگي"سوالي به اين صورت: "علل ناهماهنگي دين و دنيا در چيست؟" داراي القاءِ ناهماهنگ بودن دين و دنياست درحالي‌كه هنوز اصل مطلب مورد تاييد واقع نشده است). 

كتاب‌هاي مرجع:

از دیگر منابع اطلاعاتی، كتاب‌هاي مرجع هستند؛ كتاب‌هاي مرجع، كتاب‌هايي هستند كه مجموعه علوم يا مجموعه اطلاعات اساسي در مورد يك علم را در قالب‌هاي خاصي كه داراي سه خصوصيت زير باشند جمع آوري كرده‌اند:

۱. اطلاعات ارائه شده در فشرده‌ترين حجم و كليدي‌ترين مفاهيم قرار دارند.

۲.نحوة تنظيم و ارائه مطالب طوري استكه مي‌توان در كوتاه‌ترين زمان به مطلب خاص مورد نياز رسيد.

۳.مجموعة مطالب ارائه شده داراي جامعيت در موضوع خود باشند.

نمونه‌های مصداقی کتاب‌های مرجع عبارتند از:

دائره‌المعارف‌ها- فرهنگ‌هاي لغت-فرهنگ‌هاي اصطلاحات و اصطلاحنامه‌ها- تاريخ‌تمدن – تاريخ علم و انديشه – مُعجم‌ها- سالنامه‌ها- سفرنامه‌ها و ...

دستة ديگري از كتاب‌ها كه در رديف كتاب‌هاي مرجع شمرده مي‌شوند كتابهاي "راهنما" و "فهرست‌هاي جامع" هستند. اينگونه كتاب‌ها به هدف آدرس‌دهي و راهنمايي سريع براي يافتن اطلاعات مورد نياز در كتاب‌هاي ديگر است. كتاب‌هاي راهنما عبارتند از: كتاب‌شناسي‌ها-فهرست‌ها- چكيده‌نامه‌ها- نمايه‌ها- سرعنوان‌ها

برخي نشريات نيز هويّتي مانند كتب مرجع دارند (اين نشريات  مجموعه‌اي ازمطالب كليدي و مهم را در ارتباط با موضوعات مختلف يا يك موضوع، در فواصل زماني خاص به طور مستمر ارائه مي‌كنند).

آيا هر كتابي كه عنوان دائره‌المعارف يا فرهنگنامه يا تاريخ تمدن را برخود داشت از جهت علمي معتبر و قابل اطمينان وجامع است؟ (يعني آيا مي‌توان گفت كه همه واقعيت‌ها را در موضوع خود نوشته است؟) پاسخ منفي است. اين‌گونه كتاب‌ها گرچه حالت گزارش و جمع آوري دارند اما از دخل و تصرف ذهنيات مولفين مصون نيستند. احتمال گزارشگريِِ انتخابي، ناقص و اشتباه،انتخاب عناوين و موضوعات غلط، ارائه تحليل‌هاي شخصي در خلال مطالب و در ضمن گزارش‌ها، سبب عدم اطمينان اوليّه مي‌شوند. در اين منابع نيز مانند ديگر كتاب‌ها بايد اعتبار مطالب ارائه‌شده احراز شود. به نمونه زير دقّت كنيد:

شهيد مطهري در بررسي كتاب"سيرحكمت در اروپا" تأليف محمدعلي فروغي مي‌نويسد:

"مرحوم فروغي در اين كتاب هر جاكه مسأله  فلسفي، غامض و پيچيده به نظرش مي‌رسدمي‌گويد: اين يك نوع وحدت وجود است؛ در صورتي كه بعضي از آنها  اصلاً ربطي به وحدت وجود ندارد."

روش اعتبار يابي كتب:

براي احراز اعتبار علمي كتاب‌ها،بايد از اصلِ"از كجا و به چه دليل؟" استفاده شود؛ مؤلف يا خود شاهد وتجربه كننده و مولِّد مطلب بوده يا از ديگران نقل كرده است، اگر مطلب مربوط به خوداوست بايد دليل آن يا قرائن مربوط به آن بررسي شود، و اگر از ديگران نقل كرده است بايد راستگويي و امانتداري + دقّت در نقل و مشاهده در او احراز شود. 

بررسي مقدمه كتاب و شيوة نگارش و تحقيقِ آن و منابعي كه استفاده كرده است + تاريخچه زندگي مؤلف از ضروريات اعتباريابي است. پس از بررسي شخصيت مؤلف و شيوه او در تأليف اين كتاب،بايد از برخي مطالب كتاب نمونه‌برداري كرد و صحت آنها را آزمود. مثلاً  اگر مؤلف مسيحي است بايد از بين مطالبي كه مربوط به مخالفين عقيدتي او است مواردي را انتخاب كرد و با مراجعه به كتاب‌هاي ديگر و منابع مربوطه، يك بررسي تطبيقي انجام داد كه آيا مؤلف دربارة مطالبي كه احتمالاًنسبت به آنها حساسيت دارد با انصاف و صدق برخورد كرده است يا نه؟ يا اگرمطالبي راجع به مكان يا اشيائي نقل كرده است با مراجعه به كتاب‌هاي ديگري كه راجع به آن مكان يا آن شيء مطلب داشته باشند، مي‌توان يك مقايسه انجام داد و ميزان دقّت مؤلف در نقل و مشاهده را تا حدودي اندازه گرفت.

 براي انتخاب منبعي معتبر مي‌توانيد ازدستورالعمل زير استفاده كنيد:

ابتدا فهرست کتاب را بررسی کنید؛ فهرست كتاب يكي از معيازهاي انتخاب كتاب است. محتواي كتاب را از فهرست آن مي‌توان تا حدودي پيش‌بيني كرد. فهرست يك كتاب جامع و معتبر داراي ملاك‌هاي زير است:

الف- مطالبي در جهتِ نگرش‌سازي نسبت به موضوع مانند:

  • تعريف موضوع
  • انگيزه توجه به موضوع
  • هدف از طرح موضوع
  • ضرورت موضوع
  • انواع موضوع
  • ساختار كتاب

ب- مطالبي در جهت الگوسازي كلي نسبت به موضوع مانند:

  • عناصر و اجزاء موضوع
  • نحوة ارتباط اجزاء با يكديگر
  • ارتباط موضوع با خارج از خود (عناصرتأثيرگذار و تأثيرپذير)

ج- مطالبي در جهت مرتبط ساختن موضوع با زندگي و واقعيت‌هاي كاربردي مانند:

  • روش استفاده از موضوع
  • روش ايجاد موضوع
  • دستورالعمل‌هاي اجرايي
  • هشدارها و توصيه‌ها

پس از بررسی فهرست با ملاک‌های فوق،‌ حداقل دو مورد زير را در متن بررسي کنید: (در قسمت‌هايي از متن كتاب به عنوان نمونه)

 ۱. آيا جملات نظم و بهم پيوستگي منطقي دارند؟ (ارائه مساله + فرضیه و مدعا + استدلال + شواهد + نقد فرضیه‌های رقیب)

۲. آيامحتواي ارائه شده با نيازهاي زندگي مرتبط است؟ 

ابزار طبقه‌بندی اطلاعات:

برای دست‌یابی به اطلاعات مناسب در زمان مناسب، نیاز به «طبقه‌بندی» داریم؛ طبقه‌بندي عبارت است از: "كنارهم قرار دادن اشياء يا مفاهيم براساس تشابه‌ و تمايز  با يكديگر و تعيين جايگاه و موقعيت آنها نسبت به يكديگر"؛ طبقه‌بندي يا رده بندي، تعيين سلسله مراتب است.

سرچشمه توجّه ذهن به طبقه‌بندي، مشاهدة اشياء مشابه (از جهت جنس يا نوع يا عوارض و آثار) است. اشياء يا مفاهيم مشابه در كنار هم قرار مي‌گيرند و از مقايسه آنها با هم، مفهومي‌كلي انتزاع مي‌شود (مانند مشاهده برگ چنار و برگ گيلاس و برگ انجير و..... كه با مقايسه آنها با هم مفهوم كلّي"برگ" انتزاع مي‌شود).  سپس اين مفاهيم كلّي با يكديگر مقايسه مي‌شوند و مفهوم كلّي‌تري انتزاع مي‌شود (مانند مقايسه مفاهيم: برگ، ساقه، ميوه و..... كه از بررسي آنها با هم مفهوم "گياه" انتزاع مي‌شود). و به همين ترتيب به سوي كلّي‌تر شدن پيش مي‌رود تا به كلّي‌ترين مفاهيم كه مفهوم "وجود" است مي‌رسد. براي يك طبقه‌بندي صحيح بايد اصول زير مراعات شوند :

 

۱. موضوع طبقه‌بندي مشخص شود (آيا مي‌خواهيم تمام دانش بشري را  طبقه‌بندي كنيم يا مثلاً اطلاعات مربوط به بدن را؟).

۲. كليه مفاهيم يا اشيائي را كه مي‌خواهيم طبقه‌بندي كنيم فهرست شوند (جامعيت).

۳. مواردي كه در موضوع كلّي طبقه‌بندي نيستند در فهرست ما داخل نباشند. (مانعيت يا خلوص).

۴. عناصرموجود در فهرست، با يكديگر مقايسه شوند و تشابهات و تمايزات  آنها استخراج شود (تشابه در جنس يا نوع ياعوارض و آثار).

۵. دسته‌بندي‌هاي به‌دست آمده بر اساس يكي از دو ملاك رتبه‌بندي شوند:

 

  • ‌ميزان اثرگذاري و اهميّت نسبت به هدفي كه به خاطر آن طبقه‌بندي مي‌كنيم.
  • ‌نوع ارتباط با يكديگر (ارتباط عام و خاص و ارتباط كلّي و جزئي يا ارتباط كلّ و جزء)
براي جستجوي موفق بايد ابتدا ذهن خودرا طبقه‌بندي كنيم تا بتوانيم روابط و جايگاه مطالب و منابع را تشخيص دهيم. ازاولين و مهم‌ترين قدم‌هايي كه در تحقيق بايد برداشته شود، طبقه‌بندي ذهن است. يك ذهن طبقه‌بندي نشده مانند يك انباري است كه چيزها را به وسط آن پرتاب كرده باشندتا فعلاً از جلوي دست و پا كنار برود با اين خيال كه وقتي لازم شد دنبالش مي‌گرديم و پيدا مي‌كنيم. آيا شما از چنين ذهني خوشتان مي‌آيد؟! در ذهن بايد جايي براي هرچيز در نظر گرفته شود و سپس هر چيز در جاي خود قرار داده شود. مطالبي كه بطور منظم در ذهن قرار داده مي‌شوند، به سهولت به ياد مي‌آيند. محقق بايد با ذهن طبقه‌بندي شده وارد تحقيق ‌شود. (انتقال به بحث تفصیلی طبقه‌بندی و طبقه‌بندی علوم)

تحليل محتوا:

مجموعه‌اي از كلمات وقتي تبديل به يك واحد اطلاعات مي‌شوند كه حكم و نسبتي بين آنها برقرار شود. كلماتِ "خدا"، "وجود" و "بي‌نهايت" تا وقتي تبديل به جملة "خدا وجودبي‌نهايت است." نشده‌اند اطلاعاتي را به انسان منتقل نمي‌كنند. كوچكترين واحداطلاعات، يك جمله است. يك جمله ازحداقل دو كلمه كه با يكديگر نسبت داشته باشندتشكيل مي‌شود، يك موضوع (مبتدا يا نهاد) و يك محمول(خبر يا گزاره) و يك نسبت (بودن يا نبودن). 

اصلي‌ترين جزء در جمله، جزئي است كه هدف و مقصود از توليد جمله است.گوينده يا نويسنده، در هر جمله نظر به خبر و گزاره‌اي دارد كه در آن جمله نهفته است و بيان مبتدا براي زمينه‌سازي است. بنابراين اصلي‌ترين جزء در هر جمله، خبرِجمله است اما اين مربوط به يك جمله است، اما مجموعه‌اي از جملات يعني تعدادي موضوعو خبرهاي راجع به آنها؛ اين جملات براي اينكه مقصودي را برسانند و هدفي را حاصل كنند بايد داراي انسجام و هماهنگي باشند، حلقة اتصال جملات به يكديگر موضوع آنهاست. جملاتِ"خدا وجود بي‌نهايت است پس خدا همه جا هست، چشم قلب بگشا و او را ببين" با يكديگر مرتبط‌اند و همگي راجع به خدا صحبت مي كنند.

ميزان تكرار يك موضوع در يك متن نشاندهنده ميزان حساسيت مؤلف يا گوينده نسبت به آن موضوع است. با تشخيص موضوعاتي كه دريك مجموعة اطلاعات از آنها صحبت شده است و محاسبه ميزان تكرار آنها مي‌توان بهضريب اهميّت اين موضوعات پي برد و جايگاه آنها را در كل متن به دست آورد ( نقشة متن را كشف كرد) و به مقصود مؤلف يا گوينده نزديك شد. مثلاً: در تعريف تحقيق تعبيرات مختلفي ارائه شده است،  براي تحليل اين تعريف‌ها و رسيدن به يك مفهوم جامع در تعريف تحقيق، بايد تعاريف را به موضوع ومحمول تجزيه كنيم و رابطه موضوع‌ها را با هم و محمول‌ها را با هم بسنجيم.

در تحليل يك متن بايد موارد زيراستخراج شوند:

۱.جملاتي كه بيانگر نيازي است كه متن براي پاسخگويي به آن است.

۲.جملاتي كه بيانگر هدف مؤلف است.

۳.جملاتي كه زمينه‌سازي است.

۴.جملاتي كه بدنة مطلب است.

۵.جملاتي كه بيانگر توصيه‌ها و نتايج مؤلف است.

در هر يك از محورهاي پنجگانة فوق، سه گونه جمله وجود دارد : (دقت شود)

‌أ-جملاتي كه بيانگر ادعاهاي مؤلف است.

‌ب-جملاتي كه بيانگر استدلال‌‌هاي مؤلف است.

‌ج-جملاتي كه بيانگر نقدها و ارزيابي‌هاي مؤلف است.

مدل تحليل سه‌بُعدي :

سه محور اصلي در تحليل محتوا عبارتنداز :

  1. كشف قوانين و معادلاتي كه در پسِپردة مطالب نهفته است به طوري كه منطقي بودن يا نبودنِ مطلب، احساس شود.
  2. استخراج نفع مطلب و ضرر مطلع نبودناز آن، به طوري كه اهميّت مطلب در زندگي ملموس شود.
  3. نقد و بررسي مطالب و نظريات مشابه،به‌طوري‌كه موقعيت مطلب نسبت به موارد مشابه به دست آيد.

 هر متني مجموعه‌اي از مطالب است،امّا نه مطالبي پراكنده بلكه مجموعه‌اي كه هدفي را دنبال مي‌كند. جملات با يكديگرتركيب مي‌شوند و نتايج جديدي را توليد مي‌كنند. يك كتاب منطقي و منسجم در مجموع،يك جمله بيشتر نيست. جمله‌اي كه بيانگر هدف اصلي و اولويت اول مؤلف است. مؤلف سؤال و نيازي را احساس كرده و با تلاش علمي‌و عملي، پاسخي را براي آن يافته و درصددانتقال پاسخ به مخاطبين خود است. طبيعي است كه ارائه يكباره پاسخ يا ممكن نيست يامفيد نخواهد بود. مخاطبين بايد پيش نيازهاي فهمِ پاسخ را داشته باشند و زمينه‌هاي لازم براي ادراك ذهنيت مؤلف را به‌دست آورند. بنابراين مؤلف از نقطه‌اي آغاز مي‌كندكه به نظر او مي‌تواند زمينه‌هاي لازم براي رسيدن به هدف را ايجاد كند.

 مؤلف بايد ذهن و روح مخاطب را حركت دهد و ازنقطه آغاز به نقطه هدف برساند. حركت ذهن از يك نقطه براي رسيدن به نقطه ديگر، درحقيقت روند يك تفكّر منطقي است. ذهن در صورتي به يك نتيجه جديد مي‌رسد كه بتواند معلومات قبلي خود را تركيب كند يا در زمينه يك تجربه جديد قرار گيرد. مؤلف درصورتي مي‌تواند مخاطبين خود را حركت بدهد كه از گزاره‌هاي آشنا شروع كند و با يك تركيب شفّاف و آگاهانه به نتايج بعدي برسد و با تركيب نتايج قبلي به نتايج جديدتريدست يابد و به همين ترتيب تا اينكه به نتيجه نهايي و جمله هدف برسد.

امّا چون مولفين معمولاً از ذهن منطقيِ شكل يافته استفاده نمي‌كنند و مطالب را به‌صورت صُغري و كُبري تنظيم نمي‌نمايند بلكه از قابليّت منطقي ناخودآگاه خود استفاده مي‌كنند، لذا معادلات منطقي و تركيب‌هاي موجود بين جملات ويا مقدمات منطقي يك جمله، معمولاً نهفته مي‌ماند. محقق بايد اين حلقه‌هاي رابط راتشخيص دهد و بيرون بكشد.

مهارت در تبديل جملات روزمره به قضيه‌هاي منطقي(موضوع و محمول) و تبديل گفتارها به قياس‌هاي منطقي (صُغري و كُبري و نتيجه)براي يك محقق از ضروريات است. 

سه نمونه قالب تحلیل محتوا: (روی عبارت هر کدام کلیک کنید.)

۱. جدول شاخص‌های ارزیابی یک نظریه

۲. جدول شاخص‌های ارزیابی یک مقاله علمی

۳. قالب چکیده‌نویسی تفصیلی

نقطه اصلي تحقيق و نقطه اتصال به زندگي، نقطه تبديل اطلاعات به عمل است؛ نشان دادن كاربرد يك مطلب يعني نشان دادن منافع آن در زندگي؛ آنچه بيشترين انگيزه و حركت را ايجاد مي‌كند تا انسان چيزي راپيگيري كند كاربرد آن در زندگي است. آنچه بيشترين دقّت و موشكافي را براي كشف علوم ايجاد كرد تأثير اطلاعات در زندگي بود.

مجموعة اين سه مرحله از آية ۱۲۵ سوره نحل استخراج شده‌ است: «اُدْعُ اِلي سَبيِلِ  ربِِّك  بِالحكْمَهِْْ   والمَوعظَهِْْ  الحَسَنَهِْْ و جَادِلـهُم  بِالَّتِي هِي اَحْسَن»

نتایج آثار و لوازم پذیرش بحث: 

اگرمي‌خواهيد ذهن خود را بر اساس نگرش اسلام به هستي طبقه‌بندي كنيد بايد كل هستي رادر برابر خود قرار داده، جايگاه تمام موجودات را در هِرم هستي مشخص كنيد و ارتباطات آنها را با خدا و با يكديگر تعيين كنيد و موقعيت انسان را در اين هستي معلوم كنيد و لايه‌ها و جوانب مختلف زندگي او را در نظر بگيريد و براي هر يك ازآنها يك برنامه و الگوي كاربردي ارائه دهيد. 

يك محقق حوزوي بايد بتواند تمدني راكه اسلام براي بشريت به ارمغان آورده است شناسايي كند (تمدني با تمام زوايا وجوانب آن) و راه و روش تحقق آن را از منابع اسلام به‌دست آورد.

استفاده از ابزار «نمایه بر متن» کمک زیادی برای کشف نقشه ذهنی موجود در منبع اطلاعاتی می‌کند.

مباحث و مفاهیم کلیدی مرتبط به این بحث:

 

روش تحقیق ، کشف اطلاعات ، ملاک اعتبار منابع، طبقه‌بندی ذهن ، نقشه تمدنی

 
تیترها