تمدن اسلام، آینده‌ای برتر در دنیای رقابت
پروفایل کاربری شما
موسسه مطالعات راهبردی
موضوع بحث: 

 « روش موضوع‌شناسی و مساله‌شناسی » (نمونه شبکه مسائل)

 

مساله بحث: 

 چگونه می‌توان به‌صورت منظم و جامع، موضوعی را تحلیل و بررسی کرد و چگونه می‌توان شبکه مسائل یک موضوع را استخراج کرد؟ (تبدیل تحقیق موضوع‌محور به تحقیق مساله‌محور) 

 

پیش فرض ها: 

این بحث تابعی از مبانی هستی‌شناسانه، معرفت‌شناسانه و روش‌شناسانه است. (انتقال به بحث پارادایم شبکه‌ای)

 

فرضیه بحث: 

۱. از آنجایی که پدیده‌ها، دارای ابعاد، زوایا، لایه‌ها و مراتب مختلفی هستند، برای موضوع‌شناسی باید از ترکیب ابزارهای منطقی، فلسفی و روش تحقیقی استفاده کرد تا بیشترین دید و تحلیل نسبت به موضوع به‌دست آید. (تولید شبکه مسائل برای یک موضوع)

الف. ابزارهای فلسفی که ماموریت تحلیل وجودی را به‌عهده دارند.

ب. ابزارهای منطقی که ماموریت تحلیل مفهومی را به‌عهده دارند.

ج. ابزارهای روش تحقیقی که ماموریت کشف انواع ترکیب پدیده را برای تولید مفهوم جدید یا مصداق جدید به‌عهده دارند.

۲. ابزار اصلی تبدیل موضوع به مساله، برقرار کردن ارتباط موضوع با نیاز است.

۳. پس از تبدیل موضوع به مساله، برای «مساله‌شناسی» نیز باید ابزارهای فلسفی،‌ منطقی و روش‌تحقیقی فعال شوند.

 

تبیین بحث: 

در مبانی هستی‌شناسانه، معرفت‌شناسانه و روش‌شناسانه، به‌دست آمد که موضوعات و پدیده‌ها، بسیط نیستند و از اجزاء و ابعاد و زوایا و لایه‌هایی تشکیل شده‌اند که برای ذهن آدمی قادر به پردازش همه آنها به‌طور موازی و هم‌زمان نیست، لذا باید ابزارهای تحلیل هر یک را به نوبت و به‌تدریج به‌کار ببرد تا بتواند بیشترین اطلاعات را از پدیده اکتشاف کند.

سه علمی که به‌طور خاص به «اکتشاف حقایق» می‌پردازند عبارتند از: ۱. فلسفه عام و فلسفه‌های مضاف مانند فلسفه علم،‌ ۲. منطق و معرفت‌شناسی، ۳. روش تحقیق؛ لذا استفاده از ابزارهای هر سه علم، برای دست‌یابی به بهترین تبیین در مورد پدیده، ضروری است.

ماموریت علم «فلسفه» ، تشخیص واقعیت از توهمات و تعیین موقعیت پدیده در ساختار هستی و روابط وجودی میان موجودات است. (علت است یا معلول؟ واحد است یا کثیر؟ سابق است یا لاحق؟ قدیم است یا حادث؟ قوه است یا فعل؟ و ...) ابزارهای فلسفی که ماموریت تحلیل وجودی را به‌عهده دارند عبارتند از: 

الف- «اُسّ المطالب = سوال از چیستی؟ سوال از واقعی بودن؟ سوال از چرایی؟ سوال از چگونگی؟»

ب - «علل اربع = سوال از عامل پدید آورنده(علت فاعلی)، سوال از جنس پدیده (علت مادی)، سوال از شکل و صورت و قالب پدیده (علت صوری)، سوال از هدف تحقق پدیده (علت غایی)»

ج - «مقولات عشر = کمّ ، کیف ، زمان ، مکان ،‌ اجزاء درونی ، روابط بیرونی ، نحوه اثرگذاری، نحوه اثرپذیری ، موقعیت نسبت به دیگر پدیده‌ها» 

د - «مقوّمات ستّه حرکت = چه چیزی تغییر می‌کند؟ چه چیزی تغییر می‌دهد؟ ، چه تغییری می‌کند و چه مقدار تغییر می‌کند؟ در چه زمانی در چه مکانی؟ نقطه شروع تغییر و نقطه پایانی تغییر؟» 

ابزارهای منطقی که ماموریت تحلیل مفهومی را به‌عهده دارند عبارتند از: 

تعیین نوع مفهوم (جنس، فصل،‌ نوع، معقول اول، معقول ثانی) ،‌ توصیف و تعریف موضوع، تفسیر موضوع (کشف دلالت‌های تضمنی و التزامی در تعریف) ، مصادیق و اقسام موضوع، موارد مشابه، موارد متضاد. 

ابزارهای روش تحقیقی که ماموریت کشف انواع ترکیب پدیده را برای تولید مفهوم جدید یا مصداق جدید به‌عهده دارند عبارتند از: 

الف - زمینه‌های سه‌گانه «نگرش‌ساز،‌ راهبردساز، راهکارساز» 

ب - مراحل ششگانه سیستم (ورودی، خروجی، نقطه شروع پردازش،‌ مرکز ثقل، نقاط بحران، مراحل پردازش) 

ج - ابعاد سه‌گانه برنامه‌ریزی(تشخیص و توصیف وضعیت موجود، تشخیص و توصیف وضعیت مطلوب، تشخیص و توصیف چگونگی حرکت از وضع موجود به وضع مطلوب)

د- تعیین موقعیت پدیده در فضای پارادایمی

ه - تعیین موقعیت پدیده در فضای آینده‌پژوهی (نسبت پدیده با روندها و روندسازی، پیش‌ران‌ها، اقدامات، سناریوها، علائم تغییر، شگفتی‌سازها) 

و - مراحل شش‌گانه روش تحقیق (مساله‌یابی، اطلاعات‌یابی درونی از موضوع،‌ اطلاعات یابی درباره موضوع، فرضیه‌سازی، مدل‌سازی، آزمون و بازخورد)

ترکیبی از ابزارهای فوق در جدول زیر ارائه شده است:

مراحل اصلی

فرآیند تحقیق

فرمول تغییر

علل اربع

فرآیند سیستم

 

نگرش‌سازی

طرح مسأله

برای

علت غایی

هدف

 

در

علت مادی

نقطة شروع

 

از

صورت اولیه

نقاط بحران

 

به

علت صوری

نقطة پایان

 

کشف اطلاعات در موضوع

با

علت فاعلی

(عامل تحقق فرآیند اصلی)

نقطة مرکزی

 

کشف اطلاعات دربارة موضوع

 

راهبردسازی

تجزیه و تحلیل اطلاعات

با

 

فرضیه‌سازی

 

راهکارسازی

مدل‌سازی (فرآیندسازی)

با

برنامة حرکت

 

نحوه تحلیل هر مساله: (مطالب این قسمت تا ابتدای بحث «الگوریتم» اقتباس از کتاب ارزشمند «روش‌شناسیی مطالعات دینی» تالیف جناب آقای دکتر قراملکی است)

در تحلیل هر مساله (یک جمله سوالی مرتبط با نیاز) باید «نوع مساله = گونه‌شناسی مساله» تعیین شود که کدامیک از موارد زیر است: 

 

  1. تعریف
  2. توصیف 
  3. تفسیر 
  4. تبیین 
  5. توجیه 
  6. توصیه

همچنین باید «تبارشناسی مساله» انجام پذیرد یعنی اطلاعات لازم برای حل این مساله، عمدتاً در چه علمی قرار دارد؟ و همچنین باید «ساختارشناسی مساله» صورت پذیرد (هم ساختار زبانی، هم ساختار منطقی)

محورهای زیر از كتاب "۱۰۱تكنيك حل‌ خلاق مساله"، جيمز هيگينز، ترجمه دكتر محمود احمدپوردارياني اخذ شده است:

براي تحليل محيط و شناسايي مساله مي‌توان از روش‌هاي زير  استفاده كرد:

  1.  مقايسة محيط مورد نظر با محيط‌ها و مسائل ديگر
  2. توجه و حساسيت نسبت به علائمِ ضعيف و به‌ظاهر بي‌اهميت
  3. فرض محيط‌هاي برتر و جديدو مقايسه با وضعيتي آرماني
  4. پُر كردنِ چك‌ليست‌ها
  5. طوفان فكري معكوس(در وضعيت به‌ظاهرخوب به‌دنبال مساله‌تراشي باشيم نه راه حل)
  6. اهميت به نظرخواهي و پيشنهادات وشكاياتِ ديگران
  7. ايفاي نقش(خود را به‌جاي فرد يا محيط ديگر بگذاريم و از دريچة اوبه خود نگاه كنيم)
  8. طرح سوالِ "چه تفاوتي نسبت به قبل پديد آمده است؟"
  9. طرح مساله با فرد ديگر و بررسي واكنش او
  10. تهية نموداري از كليّة علل احتمالي(شروع از علل ساده به سوي علل پيچيده)
  11. نوشتن مساله به‌صورت‌هاي مختلف و ديدهاي متفاوت
  12. عصاره‌گيري از مساله(ابتدا فقط اجزاء بسيار مهم آن را بنويسيد و كم‌كم گسترش دهيدتا تمام حيطه‌ها را در بر بگيرد؛ اين عمل با طرح "چراهاي متوالي" و"چيست‌هاي متوالي" انجام مي‌گيرد يعني بعد از هر پاسخ به يك سوال، يك"چرا" و يك "چيست" براي همان پاسخ مطرح كنيد و دوباره پاسخ دهيد.)،
  13. نمودار "چرا_چرا" را رسم كنيد(طرح يك چرا براي اصل مساله و فهرست كردن علل احتمالي، سپس طرح چرا براي هر يك از علل)
  14. مساله را با فعل ومفعولي به‌صورت مصدري بنويسيد.(مثلا: "بهينه‌سازيِ اطلاعات و قابليت‌هاي اساتيدِ معارف به‌منظور تقويت گرايشات ديني دانشجويان").

 

براي حركت به‌سوي حل‌مساله و دست‌يابي به پاسخ مي‌توان از روش‌هاي زير استفاده كرد:

  1. هرچه را دربارة مساله مي‌دانيد بنويسيد(ظن و گمان‌ها، قرائن و شواهد، اطلاعات پراكنده و احتمالي)
  2. بررسي اطلاعات نوشته شده براي دست‌يابي به الگويي كه ارتباط دهندة اين اطلاعات است
  3. مقايسه و تشبيه موضوع با نمونه‌يي كه در طبيعت وجوددارد (مثلا آسان‌سازي استخراج سنگ از معادن از مشكلات عمدة معدن‌داران است، باتداعيِ ذهني‌يي كه بين شيوة طعمه‌خوردن ملخ و بيرون كشيدن سنگ از معدن انجام شددستگاه استخراجي با چنگك‌هاي مخصوصي طراحي شد)
  4. راه‌حل‌هاي گذشته و ديگران تحليل شود كه چرا موفق بوده يا نبوده است؟،
  5. برشمردن صفاتِ موضوع و دسته‌بندي آنها وتغيير دادنِ يك‌به‌يك آنها با استفاده از آزمون و خطا و تحليلِ نتيجه
  6. برشمردن موضوعات مرتبط با موضوعِ اصلي و انجام مراحلي كه در برشمردن صفات ذكر شد
  7. رديابي مساله تا رسيدن به سرچشمه و نقطه آغازين(مثلا: چرم/ دباغي/ حيوان/ دامداري/ زمين/...) و تغيير دادن هر يك از حلقه‌ها و بررسي اثر و نتيجة تغيير
  8. معكوس كردنِ مساله (متضاد مساله را طرح كنيد و براي آن راه حل بدهيد. مثلا: مساله اصلي دست‌يابي به شيوة بهبودِ محصول است، آن را به ضدش تبديل مي‌كنيم، صورت مساله مي‌شود: دست‌يابي به شيوه خرابتر كردنِ محصول)
  9. دربارة مساله و موارد مرتبط سوالِ "چه مي‌شود اگر...؟" را مطرح كنيد(بررسي پيامدهاي تمام احتمالات ممكن)
  10. مساله را يك سطح به عقب ببريد و به كلي‌ شدن نزديك كنيد (مثلا: به‌دنبال راه كاهش پرسنل هستيم، آنرا تبديل به "راه صرفه‌جويي در نيرو" كنيم)
  11. با كساني كه پيشنهادات شما را دائم رد مي‌كنند جلسه داشته باشيد و از نقدهاي آنها ايده بگيريد
  12. جريان برخورد خود با مساله و تلاش براي حل آن را به‌صورت يك داستان و سناريو بنويسيد
  13. از نمودارها و ماتريس‌ها براي احاطه بر جوانب موضوع استفاده كنيد.

 

الگوریتم تحلیل یک موضوع و تبدیل به شبکه‌ای از مسائل به صورت زیر است:

 

در روش تحقیق، برای کشف واقعیت‌ها،از رویکردتلفیقی، تطبیقی استفاده می‌کنیم؛ تلفیق و تطبیق شش رویکرد زیر:[۱]

رویکرد تحلیل زبانی، تحلیل مفهومی،پدیدارشناسی و تجربی[۲]، تحلیل وجودی[۳]، تاریخی[۴]،میان‌رشته‌ای که به ترتیب ذکر شده، مورد استفاده قرار می‌گیرند:[۵]

 

توضیح: (هر شش مرحله در دو قسمت ارائه شده است.)

براساس «روش تحقیق شبکه‌ای» ، دست‌یابی به واقعیت در هر پدیده، نیازمند محاسبه موقعیت آن پدیده در کل شبکه هستی است.(انتقال به بحث تفصیلی «روش تحقیق شبکه‌ای»)

برای پوشش تمام ابعاد و ظهورات وجودی موضوعات، باید موارد زیر مورد بررسی قرار گیرند:

ظهور لفظی، ظهور ذهنی، ظهورعینی مادی، ظهور مثالی ماورائی، ظهور سیال تاریخی، ظهور علمی (رشته‌های علم)

در تحقیقات در بسیاری از موارد در اولین مواجه،با «مفاهیم دارای لفظ» روبرو هستیم و الفاظ نماد و مرآه مفهوم هستند و مفاهیم دارای منشاء تولید خارجی یا روانی یا ذهنی می‌باشند.‌ براین اساس، ابتدا با رویکرد«تحلیلی» با موضوع مواجه می‌شویم تا با شکافت مفهومی به ذاتیات و عوارض آن پیببریم. در اولین مواجه با مفهوم، با لفظ روبرو هستیم و در بدترین حالت، هیچ معنایی از این لفظ نمی‌شناسیم و به ذهن متبادر نمی‌شود لذا در قدم اول به سراغ کشف اجمالی معنی لفظ می‌رویم.

 

مراحل اول: تحلیل قدم‌به‌قدمِ لغوی

۱.      به کتاب لغت مراجعه کن و معنی اولیه (عرف عام) اینلفظ را بدست بیاور و ثبت کن.[۱]

۲.       در صورتی‌که لغت مربوط به زبان‌هایی است که ریشه و وزن دارند، ریشه و وزن لغت را با مراجعه به دستور زبان آن زبان کشف کن.

۳.      معنای ریشه را در کتاب لغت، به‌دست بیاور و ثبت کن.

۴.      معنای وزن (حالت کلمه) را با مراجعه به دستورزبان، به‌دست بیاور.

۵.      اشتراک و تفاوت معنای ریشه با معنای لغت مورد نظررا ثبت کن.

۶.      کتب لغت را براساس زمان تالیف، مرتب کن و براساس زمان، معنای لغت را استخراج کن.

۷.      اشتراکات و تمایزات معنای لغت در این محور زمانی را ثبت کن

۸.      مترادف‌های لغت را با مراجعه به کتب لغت مربوطه به‌دست بیاور.

۹.      اشتراک[۲]و تمایزات معنای لغت با مترادف‌هایش را ثبت کن.

۱۰.   متضادهای لغت را با مراجعه به کتب لغت مربوطه به‌دست بیاور.

۱۱.   اگر چند متضاد دارد، اشتراک معنایی بین خودِمتضادها را کشف کن.

۱۲.   با عملیات نقیض‌گیری، از روی معنای متضاد، معنای اصلی را بساز و ثبت کن.

۱۳.   با مراجعه به فرهنگ لغت‌های چند زبانه، معادل کلمة مورد نظر را در زبان‌های دیگر شناسایی کن.

۱۴.   با مراجعه به کتب لغت معتبر در زبان‌های دیگر،معنای لغت را استخراج کن و ثبت کن.

۱۵.   جدولی تطبیقی از معانی‌ای که ثبت کرده‌ای[۳]ترسیم کن.

۱۶.   با اشتراک‌گیری از جدول، معنای لغت را بنویس

 

مرحله دوم: تحلیل قدم‌به‌قدمِ مفهومی[۴]

پس ازاینکه تصوری از معنی لغت به‌دست آمد به تحلیل مفهوم می‌پردازیم و همین‌طور درصورتی که مفهومی داشتیم که هنوز لغتی برای آن وضع نشده است (لغات و اصطلاحات جدید)

کلید اصلی در تحلیل مفهومی «کشف تمایزها» است؛ شروع تحلیل نیز از رصد مرزها و اولین تمایزهاست.

هر مفهومی با عالم خارج از ذهن[۵]ارتباطی دارد و به مصداق و شیء‌ای اشاره می‌کند[۶]یا از مجموعه‌ای از مصادیق انتزاع شده است[۷]یا به حالت و وضعیت و نسبتی که میان مصادیق مختلفی وجود دارد اشاره می‌کند[۸]بنابراین:

۱.      ابتدا در ساده‌ترین حالت، به‌دنبال مصداق مادی مفهوم[۹]بگرد، اگر مصداق قابل مشاهده داشت، براساس الگوریتم «رویکرد تحلیل تجربی» عمل کن.[۱۰]

۲.      اگر این مفهوم در تو یا دیگران احساس خاصی ایجاد می‌کندبراساس الگوریتم «تحلیل پدیدارشناسانه» عمل کن.[۱۱]

۳.      بدون توجه به مصداق یا احساس از مفهومِ مورد نظر، آن را باجدول مفاهیم پایه مقایسه کن.[۱۲]

۴.      اگر در آن جدول وجود دارد برای تعریفش به فلسفه، منطق یامعرفت‌شناسی مراجعه کن.[۱۳]

۵.      مفهوم را با جدول مقولات مقایسه کن.[۱۴]

۶.      اگر خودِ مفهوم یا مصداقِ مفهوم، در این جدول صدق می‌کند،به تعریف مقولات در فلسفه مراجعه کن.

۷.      مصادیق مفهومِ مورد نظر را بررسی کن آیا مفهوم به ذاتی اشاره دارد[۱۵]؟ اگردارد آنگاه وصفی را که ذات حامل آن است با تحلیل لغوی و تحلیل پدیدارشناسانه[۱۶]کشف کن.[۱۷]

۸.      اگر مصداق مفهوم، خود، یک مفهوم است[۱۸]آنگاه مصادیق دیگر آن را پیدا کن و با استفاده از مکانیزم «اسکن کردن و تناظر یک‌به‌یک صفات و خصوصیات» صفات مشترک بین مصادیق را استخراج کن و وجه تمایز آنها راکشف کن.

۹.      آیا مفهوم به وصف و حالتی دلالت دارد؟ اگر دارد آنگاه آن وصف و حالت را با جدول مفاهیم پایه مقایسه کن اگر در جدول وجود دارد به تعریف آن مراجعه کن؛ اگر وجود ندارد به مرحله دوازده (تحلیل وجودشناسانه) برو.

۱۰.   آیا مفهوم به نسبتی دلالت دارد؟ اگر دارد آنگاه طرفین یااطراف نسبت را کشف کن.

۱۱.   قدر مشترک و حلقه رابط میان طرفین نسبت را با مکانیزم«اسکن»، کشف کن.

۱۲.   اگر مفهوم مورد نظر هیچ‌کدام از موارد فوق نیست آنگاه فاصله و حلقه‌‌های مفهومی میان مفهوم مورد نظر با مفاهیم پایه را براساس الگوریتم «تحلیل وجود‌شناسانة» زیر کشف کن:[۱۹]

۱۳.   مفهوم مورد نظر را به‌عنوان یک حالت و اثر مجهول در نظربگیر و «محلّ» آن یعنی فضا، بستر، زمینه، موقعیت، خمیرمایه‌ای را که مفهوم مورد نظر،در آن ظهور و بروز کرده است کشف کن. (جوهر = علت مادی = جنس = ما هو فی جنسه؟)[۲۰]

۱۴.   چند مفهوم مشابه (نه مترادف) که احساس می‌کنی در اصل و ریشه با مفهوم مورد نظر تشابه دارند را کشف کن، وجه مشابهت را بررسی کن (کشف جنس ازطریق بررسی مصادیق مشابه)، میزان مطابقت این وجه را با نتیجه مرحله سیزده مقایسه کن. (آزمون صحت کشف جنس از طریق بستر مفهوم)

۱۵.    (مرحله کشف حالت و اثر مجهول) ← مفهوم مورد نظر در اولین تداعی:

چه صفتی را در ذهن شما متبلور می‌کند؟ آن را ثبت کن.

چه حالتی را به ذهن شما خطور می‌دهد؟ آن را ثبت کن.

توجه به چه اثری را در ذهن شما فعال می‌کند؟ آن را ثبت کن.

۱۶.   این صفت، حالت و اثری که به نظر شما رسیده است (با کاوش درونیِ حسّ از مفهوم و بدون توجه به امور بیرون از مفهوم[۲۱])،مصداق کدامیک از مفاهیم پایه فلسفی است؟ (در سوالِ «آیا..........، مصداقی از..........است؟ در جای خالی اول، مفهوم موردنظر و در جای خالی دوم به‌نوبت یکی‌یکی مفاهیم پایه را قرار دهید و صحت حمل را امتحان کنید[۲۲].)[۲۳]

۱۷.   هر کدام از مفاهیم پایه که در این معادله صدق کرد، به لوازم مفهومی آن در فلسفه مراجعه کنید و مفاهیم مرتبط با آن را بنویسید.[۲۴]

۱۸.   هر مفهومی دارای منشأئی است که پیدایش آن مفهوم از آنجا آغاز شده است، وجود منشاء و بحث پیدایش، ملازم با بحث «تغییر» و «حرکت» است، مهم‌ترین قسمت در دست‌یابی به حقیقت یک موضوع، کشف «فرمول تغییر» و «معادلة حرکتِ» آن است.برای رسیدن به این هدف، براساس الگوریتم «تحلیل وجودی»[۲۵]عمل کن.

۱۹.   هر مفهومی به علتی و با احساس و موقعیت خاصی، در اولین باردر تاریخ تفکر بشر، مورد توجه متفکری قرار گرفته و توضیح در مورد او از جایی شروع شده است. سپس در مسیر ملاحظات و تاملات فکریِ دیگر اندیشمندان قرار گرفته و تغییرو تحولاتی یافته است. کشف فضایی که سبب شده به این مفهوم توجه شود و سپس کشف تغییرو تحولات و علل ایجاد این تغییرات در سیر اندیشة بشری، موجب می‌شود، علل و ابعادمختلف موضوع، در صحنة عمل آشکار شود و مقایسة نتایج این آشکارسازی با نتایج مرحلة«تحلیل وجودی» آزمونی طرفینی برای صحت تشخیص تحلیل‌گر خواهد بود. برای رسیدن به این هدف، از الگوریتم «تحلیل تاریخی» استفاده کن.[۲۶]

۲۰.   برای تکمیل فرآیند «تحلیل تاریخی»، به‌طور خاص تحلیل‌ها وتوضیحاتی را که در علوم مختلف از «مفهوم مورد نظر» صورت گرفته است استخراج کن و بااستفاده از الگوریتم «تحلیل میان‌رشته‌ای»[۲۷]،ابعاد، آثار و لوازم مفهوم را کشف کن.

۲۱.   نتایج شش تحلیلِ «لغوی، مفهومی، پدیداری و تجربی، وجودی،تاریخی، میان‌رشته‌ای» را با استفاده از الگوریتم «تحلیل تطبیقی»[۲۸]مقایسه و جمع‌بندی کن.

 

 

[۱] پیش‌نیاز: احراز موجه بودن کتاب لغت مورد مراجعه

[۲] روح معنی، معنای عام،معنای پایه

[۳] محورهای ۱،۳،۵،۷،۹،۱۲،۱۴

[۴] علامه طباطبایی درمورد هویت «تحلیل مفهومی» چنین بیان فرموده است: عملیه علی مفهوم لانقدر ان نتصورهالا ان نتصور مفهوما آخر. (نهایه ص۱۰۶)

[۵] اعم از عالم مادی و عالم روحی درونی (ادراکات حضوری)

[۶] مفاهیم جزئی

[۷] مفاهیم کلی

[۸] اعتباریات

[۹] تعبیری که در منطق ارسطویی نسبت به این مرحله از فرآیند آمده چنین است: انظر الی اشخاص المحدود(مفهومی که قرار است مورد حدّ قرار بگیرد) (ر.ک. منطق منظومه، ص۲۲۸)

[۱۰] الگوریتم تحلیل تجربی:

۱.       دید کلّی به موضوع بیانداز؛ محدوده‌های موضوع و مرزهای موضوع را مشخص کن تا از موضوعات دیگر تمیز داده شود.

۲.       با حواس پنجگانه آن را نقطه‌به‌نقطه مرور کن (عملیات اسکن کردن)

۳.       به‌دنبال مرزهای تمایز در آن شیئ بگرد.

۴.       موضوع را به قطعات بزرگ تقسیم کن؛ اجزاء اصلی تشکیل دهندة موضوع را تعیین کن. (این نحوه عملکرد، در کتب منطقی به شرح زیر آمده است: من الطرق المعتبرة في اقتناص الجنس و الفصل، القسمة. و هي تنقسم إلى قسمة الكل إلى أجزائه،و إلى قسمة الكلي إلى جزئياته؛ فالقسمة طريق إلى تحليل المركبات إلى بسائطها، و متى حصلت البسائط، تميّز الجزء الجنسي عن الفصلي‏ ر.ک. المنطق الملخص، ص۹۰)

۵.       اجزاء و قطعات را از سمتی به سمت دیگر کاوش (scan) کن؛ یعنی زاویة دیدهای مختلف را برای کاوش کردن موضوع مورد بررسی قرار بده.

۶.       درون هر جزء را اسکن کن و اجزاء تشکیل‌دهنده آن راکشف کن. (تا جایی این عملیات را ادامه بده که دیگر امکان عملی برای تجزیه نداشته باشی.)

۷.       روابط بین اجزاء را از عمق به سطح کشف کن. (رابطه =اثرگذاری و اثرپذیری)

۸.       ماتریس روابط درونی را ترسیم کن.

۹.       به خارج از مرزهای موضوع توجه کن و موضوعات را لایه‌به‌لایه از نزدیک‌ترینِ مکانی به‌ دورترین، از سطح زمین رو به بالا، از جسم به‌ ذهن و سپس به روح، از گذشته به حال و سپس آینده، از صورت مادی به منشاء وجودی ماورائی، اسکن کن و موضوعات احتمالا تاثیرگذار را کشف کن.

۱۰.    آنچه را مشاهده می‌کنی توصیف و ثبت کن. (چه اجزاء وروابطی مشاهده می‌شود با توصیف کمیت و کیفیت و جهت = مهارت مشاهدة دقیق)

۱۱.    ماتریس روابط بیرونی را ترسیم کن.

۱۲.    با توجه به ماتریس روابط درونی و روابط بیرونی، اجزاء و روابط را کنار هم بگذار و «کلّ» را بازسازی کن تا معنای وضعیت موجود کشف شود. (معنا = آثار، نتایج و لوازم؛ موقعیت حرکتیِموضوع در شبکه هستی).

[۱۱] الگوریتم تحلیل پدیدارشناسانه:

فقط به احساس خود توجه کن وآن را توصیف کن و ثبت کن.

مفهوم را به دیگران عرضه کن واحساسی را که نسبت به آن دارند ثبت کن. (در انتخاب دیگران، جهت‌گیری خاص نداشته باش و پراکندگی را اولویت بده.)

فقط آثار مثبت احتمالی مفهوم را جستجو کن و ثبت کن.

فقط آثار منفی احتمالی مفهوم را جستجو و ثبت کن.

فقط تغییرات مفهوم در شرایط مختلف را جستجو کن و ثبت کن.

فقط آینده احتمالی مفهوم راتصور و توصیف کن.

فقط بر جایگزین‌های احتمالی مفهوم تمرکز کن و آنها را توصیف کن.

[۱۲] جدول مفاهیم پایه عبارتند از: وجود، ماهیت، ماده، صورت، جنس، فصل، وحدت، کثرت، قوه،  فعل، شدت، ضعف، حرکت، ثبوت، حدوث، قدم، سبق،لحوق، جزء، کل، تناقض، تضاد، ربط، استقلال، وجوب، امکان، امتناع، عدم، کلی، جزیی،علت، معلول، تمایز، تشابه، تساوی، معیت.

[۱۳] فلسفه، منطق، معرفت‌شناسی عام (یعنی مفاهیمی که در تمام فلسفه‌ها، منطق‌هاو نظریات معرفت‌شناسانه، به‌عنوان مفاهیم پایه تلقی می‌شوند.)

[۱۴] جدول مقولات عبارتنداز: ذات و جوهر، جسم، زمان، مکان، کمیت واندازه‌، کیفیت و چگونگی، وضعیت، نسبت، ارتباط (اثرگذاری و اثرپذیری)، احاطه ودربرداشتن.

در منطق ارسطویی، از این مرحله از فرآیند چنین تعبیر شده است: «فالحد بالتركب اقتناصه و ذا بأن تستشرفوا أي تنظروا أشخاص المحدود لاتحادهما بالذات حتى تعلموا علما تعقليا أن الأشخاص من أيالأجناس العشر ای المقولات فتظفر عقولكم بجنسها الأعلى أولا فتأخذوا بعد ذلك مقوماتهاالأخر من أجناسها و فصولها البعيدة و القريبة و تصطادوا حدودها» (ر.ک. منطق منظومه ص۲۲۱)

[۱۵] مانند اسماء خاص(خدا، جبرئیل، ابلیس، قرآن و ...)

[۱۶] مثلا لفظ ارسطو به فردی با مشخصاتِ .....اطلاق می‌شود.

[۱۷] براساس نظریة توصیفی بودن هویت اسماء خاص (در فلسفه تحلیلی و علم اصول)

[۱۸] معقولات ثانی

[۱۹] در این محور ، محقق باید با زبان تحلیل‌های مبتنی بر «وجود – عدم» آشنا باشد و بتواندبراساس شکافت وجودشناسانه، مفهوم مورد نظر را به مفهوم پایه متصل گرداند.

مبنای اصلی این نحوه تحلیل برسه اصل زیر است:

۱.       «نفوذ به ذات از طریق آثار، حالات، صفات، ظهورات و روابط»

۲.       رابطة علت‌ومعلولی میان مفاهیم (منتزع از رابطه علت‌ومعلولی میان ماهیات)؛ با چهار قسم علل (علت فاعلی،علت مادی، علت صوری، علت غائی)

۳.       جدول مقولات (عوارض ذات)

[۲۰] در بحث موضوع و مسائل علم، آمده است که «ما یبحث فیه عن عوارضه الذاتیه» و بحث از شاخص «محمول ذاتی» ارائه شده و چنین آمده است که:

محمول ذاتی آن است که یا موضوع در تعریف آن اخذ شودیا جنس موضوع یا معروض موضوع یا معروض جنس موضوع (شرح اشارات ج۱ص۶۰)

مثلا: «محبت» = حالتی روحی روانی که..... (اثر تمایل به همراهیِ با همدلی را ایجاد می‌کند.)

[۲۱] مانند توجه به علت یامرتبطات مفهوم

[۲۲] مساله: این صحت حمل،برای ارزیابی و آزمونش، آیا چیزی غیر از حسّ درونی (احساس یکی بودن) که به بدیهیات پایه بازگشت می‌کند دارد؟ اگر ندارد، آنگاه به چه دلیل حسّ شخصی افراد از این صحت حمل می‌تواند ملاک باشد؟ به‌نظر می‌رسد باید اثبات شود این حسّ، حسّ نوعی است نه شخصی.

از سوی دیگر با دیدن بحث«پارادوکس‌‌ها» و منشاء خلاقیت و تولید علم بودن توجه به آنها، به‌ذهن می‌رساند که عدم حسّ هوهویه و صحت حمل، نمی‌تواند ملاک عدم صحت حمل باشد. (به اَسناد مربوط به بحث پارادوکس‌شناسی مراجعه شود.)

[۲۳] مثلا: محبت، مصداقی از فضای وحدت و کثرت است.

[۲۴] مثلا: در مفهوم پایة«وحدت و کثرت»، دو طرفی که وحدت بین آنها باید ایجاد شود بررسی می‌شود. (وحدت حقیقی یا اعتباری یا انضمامی، جهت وحدت، سطح و لایه وحدت و ....)

[۲۵] الگوریتم «تحلیل» وجودی به شرح زیر است:

۱.تصور و پذیرش هر مفهومی، مبتنی برتصور و پذیرش پیش‌فرض‌هایی است، پیش‌فرض‌های عام وجودی مرتبط با این مفهوم را کشف کن. (در مقابل پیش‌فرض‌های خاص مربوط به کاربرد مفهوم مورد نظر در علوم مختلف)

۱.فرمول تغییر را مناسب با مفهوم موردنظر تکمیل کن.

(فرمول تغییر عبارتست از: تغییر در........از...........به............با............برای.....................؛ یعنی:

تغییر در چه ماده‌ای؟ از چه صورتِ موجودی؟ به چه صورتِ مطلوبی؟ با ایجاد چه زمینه، ابزار و لوازمی؟ برای تحقق چه هدفی؟)

۲.معادلة حرکت را مناسب با مفهوم موردنظر تکمیل کن.

(معادلة حرکت عبارتست از: حرکتِ در .............. از ................... به ..................... در مراحلِ ......................... با  کمیت ........... و کیفیت.............................. در زمان..................... درمکان ............................ در ارتباط با ......................که توسط علتِ .............................. شروع شده و توسط علتِ ................................. ادامه یافته است ، و نقطه اوج آن ....... ......... ...... ..... ....است تا به.......................................برسد؛ یعنی:

 حرکت در چه ماده‌ای، از چه نقطه شروعی؟ به چه نقطه پایانی؟ با عبور از چه مراحلی؟ با چه کمیت و کیفیت و زمان و مکان و وضعیت و جهتی؟ توسط چه علت فاعلی؟ و علت مبقیه‌ای؟ با حداکثر چه سقف قابلیت و مرکز ثقلی؟به چه علت غائی‌ای؟) قاعدة «ذوات الاسباب لاتعرف الا باسبابها» دلالت بر ضرورت اتخاذ علل اربع در تعریف موضوع و کشف حقیقت مورد نظر دارد.

[۲۶] الگوریتم تحلیل تاریخ 

[۲۷] الگوریتم تحلیل میان‌رشته‌ای 

هر مفهومی در هر علمی، مبتنی بر پیش فرض‌ها و اصول‌موضوعی‌ای است، پیش‌فرض‌های مفهوم مورد نظر در هر علمی را کشف کن.

[۲۸] الگوریتم تحلیل تطبیقی 

 

تعبیر دیگری از مراحل فوق:

 

قدم اول:

از ابزار سه لایه نگرش راهبردراهکار شروع کن

در لایه نگرش, از ابزار شش محور توضیح, از تعریف اولیه شروع کن

در تعریف اولیه از ابزارتحلیل مفهومی شروع کن

در تحلیل مفهومی از "مطلب ما = سوال از چیستی" در اس المطالب و قدم اول الگوریتم تعریف موضوع محور شروع کن 

قدم دوم:

در لایه نگرش / ابزار شش محورتوضیح, به محور توصیف برو

در محور توصیف, به ابزار پارادایم ها برو و پارادایم شبکه‌ای را در نظر بگیر                   

به ابزار شبکه مسائل برو وجایگاه موضوع را در شبکه مسائل مشخص کن

در محور توصیف / ابزار تحلیل مفهومی, به علل اربع برو

برای دقیق سازی علل اربع به ابزار فرمول تغییر برو

سپس مرحله دوم الگوریتم تعریفرا اجرا کن (با تمرکز بر مقولات عشر) 

نتیجه یک:

تعریف توصیفانه موضوع را به عنوان نگرش اولیه + باور (در عناصر فرهنگ) + ورودی در مراحل شش گانه نگرشی دیگر + محور اول از مقاله علمی مطرح کن

 قدم سوم:

به مراحل شش گانه کارگاه های نگرشی دیگر برو و وارد مرحله نقطه پایان بشو

به مراحل برنامه ریزی برو و وارد توصیف وضعیت مطلوب بشو

به مراحل آینده پژوهی برو و وارد توصیف وضعیت مطلوب بشو

به ابزار عناصر ده گانه فرهنگ برو و محصول و نماد و تمایلات و ساختار و قانون مطلوب خروجی را تولید کن

به محورهای یک مقاله علمی برو و فرضیه خود را تعریف کن 

نتیجه دو:

خروجی سیستم و وضعیت مطلوب و آینده مرجح را در قالب یک فرضیه مطرح کن.

 قدم چهارم:

به ابزار لایه ای برو و لایه راهبردسازی را انتخاب کن

به ابزار مراحل برنامه ریزی برو و مرحله توصیف وضعیت موجود را انتخاب کن

به ابزار مراحل شش گانه سیستم برو و مرحله نقطه شروع را انتخاب کن

به الگوریتم تعریف موضوع محوربرو و ابزار تحلیل تجربی و تحلیل وجودی را انتخاب کن.

به ابزار مراحل آینده پژوهی برو و مرحله کشف روندها را انتخاب کن. 

نتیجه سه:

ورودی و نقطه شروع سیستم رابرای راهبردسازی در قالب وضعیت موجود توصیف کن 

ابزارهای مفهوم ساز (چیستی)

ابزارهای فرآیندساز (چرایی وچگونگی)

ابزارهای مدل‌ساز 

 

تعبیر دیگر از الگوریتم تبدیل موضوع به مساله: 

۱.موضوع را دریافت کن. (از سیستم پایه برای تشخیص حداقل‌های لازم در موضوع استفاده کن)

۲.از ابزار نگرش ساز استفاده کن. (سبد ابزارهای نگرشی)

الف: تعریف لغوی و اصطلاحی(ابزار تعریف اولیه، قدر مشترک اولیه)

ب: تعیین پارادایم(زاویه دید) ۱:پارادایم تجربی(دید علوم تجربی) ۲: تفسیری(دید روانشناسانه با ابزار مصاحبه کیفی)۳: انتقادی(دید جامعه شناسانه با ابزار کیفی) ۴: شبکه ای(دید فلسفی)

ج: از ابزار تعریف توصیفی (علت مادی و صوری) استفاده کن که عبارتند از: سوال از هویت و چیستی، الگوریتم تعریف تحلیل لغوی و مفهومی،علت مادی و صوری، عوارض تسعه

۳.از ابزار راهبرد ساز استفاده کن.(سبد ابزارهای راهبرد ساز)

الف: فرمول تغییر(با رویکرد کلان) از و به(مقدمه راهبرد سازی)،با(راهبرد سازی البته در سطح کلان)، برای(هدف راهبردی)

ب: مراحل برنامه ریزی

ج: تبیین(علت فاعلی)، توجیه(غایی)،توصیه(رابطه با عمل)، تفسیر(کشف روابط)

د: سازماندهی، هدایت، کنترل

ه: نقطه شروع، نقطه شروع، برنامه حرکت، نقاط بحران

 

تعبیر دیگر از الگوریتم تولید شبکه مسائل: 

۱ – تفکر سیستمی را اتخاذ کن. (این موضوع دارای اجزاء ورودی ، پردازش و خروجی است . بین ورودی های سسیتم ، ارتباط صورت می گیرد . هر یک از ارتباطات ، یک مساله برای سیستم تعریف می کند . در سیستم باید ارتباطات بین اجزاء تنظیم شود . این ارتباطات بین اجزاء باید به گونه ای تنظیم شود که منجر به تولید خروجی و محصول شود.)

۲- موضوع را دریافت کن .

۳- استخراج مفهوم مرکزی و مفاهیم مرتبط با مراجعه کتابخانه‌ای ، شخصیت‌ها، همایش‌ها ، جستجو در فضای مجازی ، عناوین تحقیقات و پایان نامه ها ، محصولات رسانه‌ای و... (انجام مطالعات اسنادی و کتابخانه‌ای)

۱-۳ – مفهوم مرکزی این موضوع را بر اساس مطالعات فوق استخراج کن .

۳-۳- با فعال کردن نگاه میان رشته‌ای، مفاهیم مرتبط با مفهوم مرکزی را استخراج کن . (کلید واژه های مفهومی یا عرصه هایا حوزه های

      مرتبط) [منظور از نگاه ....]

۴ - نگاه میان رشته‌ای مفهومی رافعال کن. (یک مفهوم با سایر مفاهیم ارتباط دارد. دامنه ارتباطات یک مفهوم با سایر مفاهیم، هندسه مفهومی آن مفهوم را شکل می‌دهد . بر اساس هر یک از ارتباطات، یک مفهوم یا مساله جدید شکل می گیرد که حوزه بین‌رشته‌ای مفاهیم نام دارد. 

هندسه مفهومی= مفهوم +ارتباطات مفهوم با سایر مفاهیم + دامنه و برد ارتباطات مفهوم با سایر مفاهیم 

۵ - وجوه ارتباطی بین مفاهیم را به نحو شفاف تبیین کن.

۶ – مفاهیم بین رشته‌ای حاصل از ارتباطات بین مفاهیم را ثبت کن.

۷- دامنه (تعداد مفاهیمی که این مفهوم بر روی آنها اثر می گذارد) و برد (میزان اثر گذاری بر سایر مفاهیم) ارتباطات مفهومی این مفهوم با سایر مفاهیم را مشخص کن.

۸- مفاهیم مرتبط را با رجوع به عرف نخبگانی (نویسنده گان ، پژوهشگران ، نظریه پردازان) به استقراء تام نزدیک کن .

۹ – در هر یک از حوزه های مرتبط ، موضوعات مرتبط را استخراج کن . (کلید واژه های مصداقی)

۱۰ – موضوعات را به اشتراک بگذار و موضوعات مشترک را از غیر مشترک تفکیک کن .

۱۱- موضوعات مشترک را با رجوع به عرف نخبگانی به استقراء تام نزدیک کن .

۱۲- اگر در مرحله فوق به حوزه مرتبط دیگری برخورد کردی ، به مرحله ۲ برگرد و مفاهیم مرتبط را تکمیل کن .

۱۳ – در صورت پیدا کردن مفهوم جدید و تکمیل مفاهیم ، موضوعات مرتبط با آن را استخراج کن و همین سیر را تا مرحله ۷ انجام بده .

۱۴ – موضوعات مشترک را بر اساس سیر از کل به جزء دسته بندی کن . ( از کلان ترین موضوع تا خرد ترین موضوع )   

۱۵ – موضوعات را با هر یک از مقولات عشر ، علل اربع ، رئوس ثمانیه (پاورقی۱۵)، ادات استفهام و ... ضرب کن (شفاف سازی موضوعات ) و حاصل آن را بنویس .

۱۶ – مرحله ۹را تا حدی جلو  برو که موضوعات برای تبدیل به مساله شدن ، به حد کافی شفاف شده باشند .

۱۷ – در هر یک از موضوعات شفاف شده ، وضعیت مطلوب را تبیین و ترسیم کن . (وضعیتی که برای رسیدن به هدف لازم است.)

۱۸ - در هر یک از موضوعات شفاف شده ،وضعیت موجود را ارزیابی و شفاف کن . (آسیب شناسی وضعیت موجود)

۱۹ - در هر یک از موضوعات شفاف شده ،تفاوت وضعیت موجود با وضعیت مطلوب را محاسبه کن. (کمیت = مقدار و اندازه تفاوت) و کیفیت ( صفت مفقوده وضع موجود که بادارا بودن آن ، به وضعیت مطلوب ارتقاء می یابد ) تفاوت را بدست بیاور.

۲۰ – بر اساس محاسبه تفاوت وضعیت موجود با وضعیت مطلوب ، آسیبی را که وضع موجود به آن مبتلا است، شناسائی کن. (علت بوجود آمدن وضعیت موجود)

۲۱ - بر اساس محاسبه تفاوت وضعیت موجود با وضعیت مطلوب و آسیبی که وضع موجود به آن مبتلا است، نقص وضع موجود که علت تحقق آسیب در وضعیت موجود شده است راشناسائی کن. (علت بوجود آمدن آسیب در وضعیت موجود)

۲۲- دامنه اثر گذاری علت را بررسی کن. (این علت ، عامل بروز چه مسائلی شده است؟) 

۲۳- علت را در شبکه علل بررسی کن:

                                                 الف - علت را هویت شناسی کن

                                                 ب - علت را در بین علل جایگاه شناسی کن ( نسبت این علت با سایر علت ها )

                                                 ج - نسبت علت را با سایر علت ها بسنج ( آیا این علت خود معلول علت دیگری نیست؟ )

۲۴ – بر اساس نقص و آسیب بوجود آمده در وضعیت موجود ، نیاز وضعیت موجود را برای حرکت به سمت وضعیت مطلوب شناسائی کن.

۲۵ – نیاز وضعیت موجود برای حرکت را در هرم نیاز ها جایگاه شناسی کن. (زمینه سازی برای پاسخ – شناسائی نحوه پاسخ)

۲۶ – نیاز بدست آمده را در قالب " چگونگی " در دو محور راهبردی و راهکاری به سوال تبدیل کن . (شفاف سازی ارتباط فضای موجود با زندگی)

۲۷ – نسبت نیاز به دست آمده را با سایر نیاز های بدست آمده از جهت علت و معلولی ( اثر گذاری و اثرپذیری ) بررسی کن .

۲۸ – در بررسی اثر گذاری و اثر پذیری بین نسبت های نیازها ، نسبت ها را بر اساس میزان و مقدار اثر گذاری و تخریب، دامنه اثر گذاری و تخریب ( روی چه تعداد از مسائل اثر میگذارد ) و برد اثر گذاری و تخریب ( تا کجا و کی اثر می گذارد ) بررسی کن.

۲۹ – مسائل را بر اساس سه شاخص فوق اولویت بندی و تبدیل به هرم نیاز ها کن . ( شبکه نیاز ها ) 

 

دو تصویر از روش تولید شبکه مسائل برای یک موضوع:

 

 

(نمونه جدول شبکه مسائل)

 

نتایج آثار و لوازم پذیرش بحث: 

۱. تحول در علوم انسانی و حرکت به سمت علوم انسانی اسلامی، نیازمند «روش تحقیق شبکه‌ای» است که در قالب شش‌محورِ فوق ارائه گردید. این مجموعه را می‌توان به صورت زیر مدل کرد:

 

۲. برای موضوع‌شناسی فقهی، همین مراحل باید طی شود تا بتوان حکم واقعی آن را در تمام جوانب و مقیاس‌ها کشف کرد.

۳. در علم اصول‌فقه، که تحلیلی‌ترین مباحث در آن مطرح می‌‌گردد،‌ اصولیین برای مساله‌شناسی مراحلی را طی می‌کنند که در زیر ارائه شده است:

 

دستورالعمل تحلیل مساله براساس عملکرد اصولیین[۱]

۱.       نوشتن مساله به صورت یک جمله

۲.       تعیین مفاهیم و روابط و سور و نسبت‌ و جهت در جمله

۳.       بررسی تمام احتمالات در تعریف مفاهیم (با چه گونه پدیده‌ای روبرو هستیم؟)

۴.       تعیین رویکرد (از منظر چه علمی به این مفهوم نگاه می‌کنیم؟)

۵.       تعیین جایگاه‌های احتمالی و مناسب این مساله در ساختار آن علم[۲]

۶.       احتمال‌پردازی در انواع مصادیق محتمل برای این مفهوم (با جستجوی به کار رفتن مفهوم مورد نظر درکلیه حیطه‌های آن علم)[۳]

۷.       احتمال‌پردازی در انواع اقسام محتمل برای مفهوم (با جستجوی به کار رفتن مفهوم مورد نظر در کلیه حیطه‌های آن علم)[۴]

۸.       تعیین عامل و ملاک تحقق مصداق‌ها – مناط مفهوم(چه چیزی سبب شده است که این مفهوم در این مصداق به‌کار برود؟)[۵]

۹.       دقیق‌سازی مناط و عامل و فرآیند موجود در مفهوم مورد نظر، با توجه به متناقض‌ها یا متضادهایا مترادف‌ها و مشابه‌ها[۶]

۱۰.    دقیق‌سازی مناط و عامل و فرآیند موجود در مفهوم مورد نظر، با توجه به آثار و لوازم تحقق آن[۷]

۱۱.    تعیین حیث مفهوم در مساله[۸]

۱۲.    تعیین مبادی تصوری و تصدیقی مساله (تا محل نزاع با ما یبتنی علیه النزاع جدا شود.)[۹]

۱۳.    نسبت‌سنجی میان مفهوم مورد نظر با موارد مشابه یا متضادش[۱۰]

۱۴.    تعیین شرایطی که این مفهوم تغییر میکند یا از بین می‌رود[۱۱]

۱۵.    تعیین تاثیراین مفهوم در مفاهیم یا پدیده‌های دیگر[۱۲]

۱۶.    حدس پاسخ‌های احتمالی به این مساله (تا با دیدن برخی پاسخ‌ها، احتمال معنی سوال رد یا تاکیدشود.)[۱۳]

۱۷.    بازسازی نهایی صورت مساله[۱۴]

 

 

[۱] مرحوم نائیینی درفوائد الاصول

[۲] مثلا در بحث اجتماع امر و نهی،‌ گفته می‌شود: هذه المساله ینبغی ان تدخل فی الملازمات العقلیه غیرالمستقله

[۳] مثلا در بحث منظور از«اطلاق» ، کلیه مواردی که در علم اصول، کلمه اطلاق و مطلق به‌کار رفته است جستجوشود و مورد بررسی قرار گیرد. همینطور انواع دلالت مفهوم بررسی شود (دلالت مطابقی آن چیست؟ دلالت تضمنی آن چیست؟ دلالت التزامی آن چیست؟)

[۴] مثلا در بحث اطلاق،اگر اطلاق یک مفهوم است، انواع ساختاری مفاهیم (لابشرط، بشرط لا، بشرط شیء -  مفهوم سلبی یا ایجابی – مفهوم واقعی یااعتباری- ...؟) -  در این قسمت کلیه قیدهاو وصف‌هایی که این مفهوم گرفته است باید جستجو شود و تحلیل شود. مثلا قید مندوحه در اجتماع امر و نهی

[۵] مثلا در بحث اطلاق،آیا عامل ادراک اطلاق، صرفا عقلی است یا لفظ باید دخیل باشد؟

[۶] مثلا در بحث اطلاق،بحث از تقابل اطلاق و تقیید و اینکه این تقابل عدم و ملکه است یا تضاد است؟ -  همینطور فرق ساختاری جستجو شود مانند فرق باب تزاحم و تعارض با باب اجتماع امرونهی

[۷] مثلا در بحث اطلاق،بحث از اینکه اطلاق داخل موضوع له است یا خارج از آن است و با قرائن فهمیده می‌شود؟

[۸] حیث تعلیلی یا حیث تقییدی

[۹] همین تعبیر در بحث اجتماع امر و نهی در اصول فقه آمده است.

[۱۰] مثلا در بحث اطلاق،از بحث تفاوت آن و نسبت آن با بحث «عام» و تقدم عام بر مطلق بحث می‌شود.

[۱۱] مثلا در بحث اطلاق،از اینکه چه موقع اطلاق منتفی می‌شود بحث می‌شود.

[۱۲] مثلا در بحث اطلاق،استفاده از مفهوم در شرط بودن یا مانع بودن در یک حکم دیگر

[۱۳] مثلا در بحث اجتماع امر و نهی، عبارت صاحب اصول فقه چنین است: اذا کانت المساله کذلک فالمکلف عاص.

[۱۴] مثلا در بحث اجتماع امر و نهی آمده است: فقد اجاد صاحب المعالم اذ عبّر فی المساله بکلمه «توجه» بدلاعن الاجتماع فقال: هل یجوز توجه الامر و النهی الی شیء واحد. 

[۱۵] در کتب منطقی تحت عنوان رؤوس ثمانیه موارد زیر ارائه شده است: (القدماء يذكرون فيصدر كتبهم ما يسمونه الرووس الثمانيه)

الاول الغرض لئلا يكون طلبه عبثا (هدف علم)

الثانی المنفعه و هي مايتشوقه الكل طبعا لينشط بالطالب و يتحمل المشقه (كاركردهاي علم)

الثالث السمه و هي عنوان العلم ليكون عنده اجمال ما يفصله (هويت علم)

الرابع المولف ليسكن قلب المتعلم (سرچشمه علم)

الخامس انه من اي علم هو ليطلب فيه ما يليق به (سنخ علم، براي روش‌شناسي)

السادس انه في اي مرتبه هو ليقدم علي ما يجب و يوخر عما يجب (جايگاه علم در طبقه‌بندي علوم)

السابع القسمه ليطلب في كل باب  ما يليق به (ساختارعلم)

الثامن الانحاء التعليميه و هي التقسيم اعني التكثير من فوق و التحليل و هو عكسه و التحديداي فعل الحد و البرهان (روش‌شناسي)

مباحث و مفاهیم کلیدی مرتبط به این بحث:

 

روش تحقیق ، تحقیق موضوع محور ، تحقیق مساله محور‌، موضوع‌شناسی ، الگوریتم تحلیل مساله

 
تیترها