تمدن اسلام، آینده‌ای برتر در دنیای رقابت
پروفایل کاربری شما
موسسه مطالعات راهبردی
موضوع بحث: 

تحلیل مفهوم نیاز و مدل نیازها

مساله بحث: 

 نقشه راهنما برای تعیین محورهای برنامه‌های پیشرفت و توسعه اجتماعی کجاست؟ و چگونه است

پیش فرض ها: 

.

فرضیه بحث: 

فرضیه‌های بحث:

۱. نياز، كشش روح به سوي يافتن چيزي در خودش است. (اتحاد وجودی)

۲. هر احساسِ نيازي منشاء پیدایشی دارد که باید کشف شود تا قابل مدیریت شود.

۳. نیازها دارای انواع صادق و کاذب، ضعیف و قوی،‌ خودآگاه و ناخودآگاه، موقت و دائم، ساده و ترکیبی، جسمی و روحی، اولیه و متعالی هستند.

۴. نیازها دارای نقشه و مدل هستند.

۵. توسعه و پیشرفت و تمدن‌سازی = تلاش برای پوشش بهینة و پایدار کلیه نیازهای انسان در تمام سطوح و حیطه‌ها

۶. اسلام مدلی را برای شبکه نیازهای انسان تعریف کرده است.

 
تبیین بحث: 

جدول زیر نمونه‌ای از تعاریف تحلیلی در مورد «نیاز» است:

 

ردیف

تعریف

منبع

۱.                     

ضرورت حیاتی 

تنشی که در جست و جوی رضایتی است که بازگشت به تعادل همراه خواهد داشت.

طبقه خاص موضوع‎های ارضا کننده که تنش به سمت آنها هدایت شده است.

انگیزش و هیجان (موکیل،الکس) ص۲۶

۲.                     

به نیروی ذهنی اطلاق می‎شود که موجب انگیزش و سرزدن رفتار خاصی از آدمی می‎گردد تا نیاز بیدار شده ارضا شود. 

انگیزه، خواست، تمایل، آرزو را مترادف نیاز دانسته‎اند.۱- احساس کمبود، ۲- تصور نامشخص از چاره، ۳- کشاکش ۴- تشخیص جهت، ۵- تشخیص شئ مطلوب.

نیازسنجی اطلاعات (بابایی،محمود) ص۳

 

۳.                     

تمایلات نسبتاً ثابتی در افراد که می‎تواند رفتار آنها را در جهتی خاص موجب گردد.

حالتی است اختصاصی برای هر شخص و مرکزی که سایر مفاهیم یا عوامل تحریکی ناشی از آن هستند.

حالتی است که باعث حرکت شخص یعنی باعث عمل اومی شود،

۱- ایجاد تنیدگی می‎کند. ۲- ارزشهای نسبی را به نظر می آورد. ۳- سبب به کار افتادن فشار می‎گردد.

واژه نیاز احساس کمبود، همراه با کوشش در جهت برطرف کردن آن است

نیاز فاصله و خلاء بین واقعیت موجود و شرایط مطلوب که با توجه به ارزشهای جامعه امکان ظهور می یابد.

نیازها را کشاکش بین دو ادراک می‎دانند، ادراک شخصی از یک وسیله ارضا و ادراک او از آن که نمی‎تواند همان موقع آن وسیله را به دست آورد.

نیاز از یک خواست که باعث رها شدن انرژی می‌گردد ونیرویی ایجاد می کند که برای نیل به هدف خاصی رفتار ویژه‎ای را موجب می شود.

نیاز فطری هست و ظهور هر نیاز ایجاد تنیدگی یا ناراحتی می کند،

حرکت و فعلی را موجب می گردد و چون زاده نارضایی است آدمی را به سوی هدف رضایت بخش متوجه می‌سازد

یک انگیزه درونی است، انگیزه مهم آدمیان نیازهای آنهاست

تئوریهای نیاز ص۱۰

تئوریهای نیاز ص۴۲

تئوریهای نیاز ص۹

تئوریهای نیاز

تئوریهای نیاز ص۱۸

تئوریهای نیاز ص۶

۴.                     

خواسته‌های افراد

فقدان یا ضرورت چیزی است؛ عبارت است از چیزها یا وسعیت‎هایی که وجود ندارند اما ضروری است که زمینه حضور آنها فراهم گردد و چیزی نباز محسوب می شود که در باره آن محرومیت و جود داشته باشد

نیازسنجی آموزشی، الگوها و فنون ص۷

(کورش فتحی واجارگاه) ص۱۲

۵.                     

شیوه تفکر و رفتار شخص حکایت از نیازها و هدف‎ها می‎کند

تصوری که شخص از خود دارد موجب می شود که بعضی نیازها و هدف‎ها در او اهمیت پیدا کند بخصوص نیازها و هدف‎هایی که به حرمت ذات شخص مربوط می‎شود

فرد در اجتماع (کراچلید بلافکی فصل انگیزش و شناخت)

۶.                     

عبارت است از به هم خوردن تعادل و کمبودی که هنگام محرومیت از یک چیز رخ دهد.

مراد از نیاز محرومیت فیزیولوژیابی بافت‎هاست و منظوراز سایق پیامدهای روانی این نیاز است

نیاز: انگیزشی پیشین، سایق، غریزه مترادف هستند

سایق تجلی یک نیاز زیستی زیربنایی است که رفتار را می‎انگیزد تا شی را بیابد که بتواند کمبود بدن را برطرف کند و بدن دوباره به حالت تعادل برگردد.

دیدگاهای روان شناختی (آیت‌الله مصباح یزدی) ص۶۶

۷.                     

فقدان و عدم در برابر وجدان و وجود. فقر، نداری. آرزو و خواست در برابر امکان و واقعیت

نیاز یک حس و یک واقعیت خاستگاه آن درون آدمی است

نیاز سنجی آموزشی با رویکرد پودمانی ص۲۵

۸.                     

مشوق یک موقعیتی که می‎تواند نیازی را برطرف کند یا در نفس خود جالب باشد

روان شناسی عمومی (اسپینزا راتوس)

۹.                     

مفهوم نیاز مفهومی نسبی است و متاثر از ارزشها، نگرشها و دستور العمل است

نیاز سنجی آموزشی در شرکت پژوهش وفناوری پتروشیمی دی ماه ۱۳۸۶

۱۰.                  

میل به دست آوردن چیزی و یا وصول به مقصود و هدفی می‎باشد. با واژه‎های محرک، انگیزه، میل، مترادف است

نظریه‌های مربوط به شخصیت (سیاسی،علی اکبر)

۱۱.                  

نیاز احساس کمبود، همراه با کوشش در جهت برطرف کردن آن، فرهنگ لغت: حاجت، میل وخواهش معنی شده است

پیام زن اسفند ۱۳۸۱ شماره۱۳۲

۱۲.                  

نیاز حالت کمبود، میل، حالت برانگیختگی ارگانیسم در اثر یک نیاز

نیازها، تمایلات، مشوق‎ها مفاهیمی هستند که با یکدیگرمترادفند

انگیزش و هیجان، نیازهای فیزیولوژیکی

۱۳.                  

نیاز عبارت است از فاصله‎ی اولویت‎بندی شده‎ی وضع موجود از وضع مطلوب

نیاز به عنوان یک مفهوم حسی (زنده) و تقابلی، همواره در برگیرنده‎ی جنبه عدمی و سلبی نسبت به جنبه وجودی و اثباتی مفهوم مقابل خویش است

نیاز سنجی آموزشی بارویکرد پودمانی ص۶۱،۶۲

۱۴.                  

نیاز وقتی با عنصر شناخت و آگاهی همراه شود انگیزه فرد را تشکیل می دهد و انگیزه قطع نظراز شناخت و آگاهی فقط در حد یک نیاز مطرح است

دیدگاهای روان شناختی ص۱۰۳

۱۵.                  

نیازها شرایط درونی فرد هستند که برای ادامه زندگی و پرورش ضروری‎اند

نیازها و انگیزها در طول یگدیگر و در واقع دو تعبیر از یک فرآیند هستند

نیاز جزء حقیقت انسان است. جنبه هستی است و انگیزه بعد بایستی وجود انسان است

روان شناختی ص۷۴

۱۶.                  

نیرویی که از ذهنیات و ادراک آدمی سرچشمه و اندیشه وعمل را چنان تنظیم می‎کند که فرد به انجام رفتاری می‎پردازد تا وضع نامطلوبی را در جهتی معین تغییر دهد و حالت نارضایی را به رضایت و ارضا تبدیل کند.

نظریه های مربوط به شخصیت (سیاسی،علی اکبر)۵۰

۱۷.                  

یک حالت تنش همراه با نارضایتی، مرتبط با یک الزام (زیستی، روان شناختی، یا اجتماعی ) هدایت شده در جهت طبقه‎ای از اشیاء ارضا کننده که فرد را در جهت جستجوی یک حالت تعادل ارضا کننده ازطریق دستیابی به اشیای متعلق به یک مجموعه معین سوق می دهد

مفهوم نیاز بر دو رکن استوار است:

اولاً باید نوعی هنجار وجود داشته باشد. مثلاً باید مبنایی ثابت و اصیل برای زندگی و اعتقادی سالم و حق نسبت به یک موضوع وجود داشته باشد. ثانیاً: این واقعیت در میان باشد که آن هنجار و معیار محقق نشده ثابت و استوار نیست

انگیزش و هیجان ص۲۸

انگیزش و هیجان ص۱۲ و ۱۳

 

انسان، پدیده‌ای را مشاهده مي‌كند يا حالتي را لمس مي‌كند كه داراي كمالي نسبت به اوست (از جهاتي داراي وجودي قوي‌تر است.) با مقايسة موقعيت خود و موقعيت آن موجودِ داراي كمال، احساس كشش به سوي آن كمال در او به وجود مي‌آيد و مي‌خواهد كه به آن دست يابد (اتحاد وجودي پيدا كند.)؛ حتي در مانند غذا و احساس گرسنگي نيز اين قاعده جاري است. كسي كه نيازمند به غذا است حالتي در خود احساس مي‌كند كه با حالت قبل از گرسنگي تفاوت دارد. او در خود كشش به سوي برقراري دوباره حالت قبل از گرسنگي مي‌يابد. اين كشش، «نياز به غذا» است.

هر احساسِ نيازي داراي زمينه‌هاي سه‌گانه زير است :

۱. مشاهده يك كمال و ادراك برتري آن.

۲. مراجعه به نفس و مشاهده اين‌كه فاقد آن كمال است.

۳. توجّه مجدد به آن كمال با حالت كشش به سوي اتحاد با آن.

فرد تا احساس نياز نكند حركتي نخواهد كرد و تا به كمال و ايده‌آلي توجّه نكند متوجّه نياز خود نخواهد شد. اين سه محور، نقش مهمّي‌در برانگيختن انسان براي حركت‌هاي علمي‌و عملي دارند.

به عبارت دیگر: هرگاه شیئی نقصی داشته باشد که با کمالی در شیء دیگر قابل برطرف شدن باشد، از رابطة میان این دو موقعیت، «نیاز/ احتیاج» انتزاع می‌شود. بنابراین مفهومِ «نیاز»، مفهومی انتزاعی است که از ملاحظة فقدان/ خلاء چیزی در انسان، با یک امر وجودی در قیاس با یک هدف غایی به دست می‌آید.

بنابراین نیاز بریافته از سه مؤلفه است (مناشئ انتزاع مفهوم نیاز):

۱. فقدان / خلاء/ نقص : فقدان چیزی در انسان، و اینکه دقیقاً انسان فاقد چیست، تحت تأثیر دو مؤلفة «ابعاد وجودی انسان و شرایط محیطی» است.

 ۲. امر وجودی: همان کمال به معنای فلسفی است، یعنی وجود.

۳. هدف غایی: هدف غایی امری وجودی است که مبدأ ارزش برای امورات وجودی دیگر است. [۱]

هدف غایی دو مصداق دارد:

  1.  هدف غایی تکوینی که امری وجودی است که در ساز و کار خلقت قرار دارد.
  2. هدف غایی منتخب انسان، که امری وجودی است که انسان برای جهت بخشی به رفتارهای زندگی خود انتخاب می‌کند.[۲]

نتیجه: اکنون اگر پر کردن آن فقدانها در قیاس با یک امر وجودی، در راستای رسیدن به آن هدف غایی باشد، «کمال مطلوبِ» شیء محسوب شده و پر کردنِ آن فقدانها نیاز محسوب می‌شود؛ و الا کمالِ مطلوب محسوب نشده و پرکردن آن فقدانها نیز نیاز محسوب نخواهد شد.

مثلاً برای انسان مؤمن (یعنی انسانی که هدف غایی او با ایمان به خداوند تعریف می‌شود) پر کردن خلأهایی که مقدمة رسیدن به اهدف اختصاصی انسان کافر است، «کمال» محسوب نمی‌شود. بنابراین: نیاز(انسان) یعنی: نقصی در انسان که مطلوب است با وجودی پُر شود. 

ادراک نیاز (خودآگاه):

انسان ابتدا با ملاحظة یک امر وجودی، سپس با مقایسة «انسان + شرایط محیطی خاص» با آن امر وجودی، سپس با دانستن هم‌راستا بودنِ رفع آن نقص با هدف غایی، نیاز به امری وجودی را ادراک می‌کند. پس ادراک نیاز یعنی انسان نقص و جایگاه نقص (نسبت آن با هدف غایی) را ادراک می‌کند.

نیاز کاذب:

با توجه به اینکه کاذب یا صادق بودن یک نیاز مربوط به مرحلة ادراک و شناسایی است؛ و با توجه به مؤلفه‌هایی که در تعیین نیاز برشمرده شد، یعنی «ابعاد وجودی انسان، شرایط محیطی + امر وجودی + هدف غایی»، چنانچه در شناسایی هر یک از این مؤلفه‌ها خطایی صورت گیرد، نیاز ما به همان میزان کاذب خواهد بود.

احساس نیاز (خودآگاه):

در پی درک یک نیاز، آن نیاز با نیازهای دیگر مورد سنجش قرار گرفته و در یک نظام اولویتها مورد ملاحظه قرار می‌گیرد، و اگر همچنان از ضرورت برخوردار بود، «احساس نیاز» هم پیدا می‌شود.

برخی احساس‌های نیاز، نسبی هستند، زیرا با توجه به تلقی (در بُعد ذهنی) و احساس (در بُعد قلبی) هر فرد از هدف غایی در زندگی، در انسان شکل می‌گیرد.

احساس/ ادراک نیازهای ناخودآگاه :

تفکیک بین مرحلة ادراک نیاز و احساس نیاز در موارد نیازهای خودآگاه است.

اما در نیازهای ناخودآگاه، آن احتیاج در ساختار وجودی انسان تعبیه شده است و با فعال شدن آن، ما نیاز را احساس (= ادراک حضوری) می‌کنیم. بنابراین در چنین مواردی ادراک حصولی نداریم بلکه ادراک حضوری داریم که همان احساس نیاز است، بدون تفکیک بین ادراک و احساس.

جهت گیری نیاز، وابسته به چیست؟

اوصافی [۳] که دلالت بر جهت خاصی در نیاز می‌کنند، مانند الهی و غیر الهی، دنیایی و آخرتی، و ... در اصلِ جهت، وابسته به هدف غایی و در کمّ و کیف آن وابسته به میزان مقدمیّت آن نیاز نسبت به هدف غایی و میزان بکارگیری آن نیاز از سوی فرد به عنوان مقدمه برای رسیدن به هدف غایی،[۴] می‌باشد.

 

شبکه مسائل «نیاز»:

برای تحلیل و بررسی هر نیازی، باید به سوالات جدول زیر که جدول تبدیل یک نیاز به شبکه مسائل نیاز است پاسخ داده شود (مهم):

ردیف

کلید واژه های مرتبط با نیاز

مسائل متناظر با نیاز

۱

محور کلی نیاز

آیا این نیاز خود یک محور کلی است یا اینکه زیر مجموعه محور دیگری از نیاز ها است ؟ اگر این نیاز یک محور کلی نیست ، محور کلی آن نیاز چیست ؟

۲

محور های جزئی نیاز

نیاز های زیر مجموعه این نیاز کدامند ؟

۳

نحوه انشعاب نیازهای زیرمجموعه از آن محور کلی

نحوه انشعاب نیاز های زیر مجموعه از آن محور کلی نیاز چگونه است ؟

۴

هویت این نیاز

هویت این نیاز چیست ؟

۵

منشا تولید این نیاز

منشا تولید این نیاز چیست ؟

۶

بنیادین بودن یا فطری بودن پاسخگویی به این نیاز

آیا این نیاز از نیاز های بنیادین یا فطری بودن بشر است ؟

۷

اجزاء و لایه های این نیاز

اجزاء و لایه های این نیاز تا ذرات بنیادینش چیست ؟

۸

فرآیند تولید این نیاز

فرآیند تولید این نیاز چگونه است ؟

۹

فرآیند شناخت و توجه به این نیاز

فرآیند شناخت و توجه به این نیاز چگونه است ؟

۱۰

نحوه بروز این نیاز

نحوه بروز این نیاز چگونه است ؟

۱۱

مقیاس خرد این نیاز

مقیاس خرد این نیاز چیست ؟

۱۲

مقیاس کلان این نیاز

مقیاس کلان این نیاز چیست ؟ این نیاز چگونه تبدیل به مقیاس کلان می شود ؟

۱۳

هدف از پاسخگویی به این نیاز

هدف از پاسخگویی به این نیاز چیست ؟ پاسخگویی به این نیاز چه آسیبی را برطرف می کند ؟

۱۴

صادق یا کاذب بودن این نیاز

این نیاز یک نیاز صادق یا کاذب است ؟

۱۵

شاخص صدق و کذب این نیاز

شاخص تشخیص صدق و کذب این نیاز چیست و چگونه است ؟

۱۶

نحوه تشخیص پاسخگویی به این نیاز

چگونه می توان نحوه پاسخگویی به این نیاز را تشخیص داد ؟

۱۷

نحوه پاسخگویی به این نیاز در مقیاس خرد

نحوه پاسخگویی به این نیاز در مقیاس خرد چگونه است ؟

۱۸

فرآیند و سیستم پاسخگو به این نیاز در مقیاس کلان

فرآیند و سیستم پاسخگو به این نیاز در مقیاس کلان کدام است ؟

۱۹

بحران حاصل از عدم پاسخگویی به این نیاز

بحران حاصل از عدم پاسخگویی به این نیاز چیست ؟

۲۰

نحوه رابطه علی و معلولی این نیاز با سایر نیاز ها

رابطه علی و معلولی این نیاز با سایر نیاز ها چگونه است ؟

۲۱

اهمیت و فوریت پاسخ به این نیاز در بین سایر نیازها

اهمیت و فوریت پاسخگویی به این نیاز در بین سایر نیاز ها چگونه است ؟

۲۲

آثار پاسخگویی به این نیاز در زندگی ( حل مساله )

آثار پاسخگویی به این نیاز در زندگی ( حل مساله ) چیست ؟

۲۳

شاخص صحت پاسخ به این نیاز

شاخص صحت پاسخگویی به این نیاز چیست ؟ و چگونه می توان آن را تشخیص داد ؟

۲۴

جایگاه این نیاز در بین سایر نیاز ها در هرم نیاز ها ( طبقه این نیاز در بین طبقه بندی نیاز ها

جایگاه این نیاز در بین سایر نیاز ها در هرم نیاز ها چگونه است ؟

۲۵

نحوه تضاد این نیاز با سایر نیاز ها

نحوه تضاد این نیاز با سایر نیاز ها گونه است ؟

۲۶

منشا و علت تضاد این نیاز با سایر نیاز ها

منشا و علت تضاد این نیاز با سایر نیاز ها چیست ؟ این علت تضاد چگونه بوجود می آید ؟

۲۷

نحوه حل تعارض این نیاز با سایر نیاز ها

نحوه حل تعارض این نیاز با سایر نیاز ها چگونه است ؟

۲۸

ملاک برتری یک نیاز بر سایر نیاز ها در مقام پاسخگویی

ملاک برتری یک نیاز بر سایر نیاز ها در مقام پاسخگویی چیست ؟ ( شاخص ها )

۲۹

نحوه ارزیابی صحت پاسخگویی به این نیاز

نحوه ارزیابی صحت پاسخگویی به این نیاز چگونه است ؟

۳۰

نحوه علت یابی عدم تحقق پاسخگویی صحیح به این نیاز

نحوه علت یابی عدم تحقق پاسخگویی صحیح به این نیاز چگونه است ؟

۳۱

نحوه توسعه کیفی و کمی پاسخگویی به این نیاز

نحوه توسعه کیفی و کمی پاسخگویی به این نیاز چگونه است ؟

۳۲

دوام و پایداری نحوه پاسخگویی به این نیاز

چگونه می توان پاسخگوئی به این نیاز را بادوام و پایدار کرد ؟

۳۳

آسیب ها یا بحران های حاصل از عدم پاسخگویی پایدار و مداوم به این نیاز

آسیب ها یا بحران های حاصل از عدم پاسخگویی پایدار و مداوم به این نیاز چیست ؟

۳۴

نحوه اعمال نگاه رو به بینهایت و ابدیت در پاسخگویی به این نیاز

نحوه اعمال نگاه رو به بینهایت و ابدیت در پاسخگویی به این نیاز چگونه است ؟

۳۵

آسیب ها یا بحران های حاصل از عدم اعمال نگاه رو به بینهایت و ابدیت در  پاسخگویی به این نیاز

آسیب ها یا بحران های حاصل از عدم اعمال نگاه رو به بینهایت و ابدیت در  پاسخگویی به این نیاز چیست ؟

۳۶

نحوه رصد این نیاز در آینده

نحوه رصد این نیاز در آینده چگونه است ؟

۳۷

نحوه تغییر این نیاز در آینده

نحوه تغییر این نیاز در آینده چگونه است ؟ نمونه تغییر یافته آن در آینده چیست ؟

۳۸

مهندسی این نیاز در بین نقشه نیاز ها

مهندسی این نیاز در بین نقشه نیاز ها چگونه است ؟

 

مدل نیازها:

مشهورترین مدل نیازها متعلق به «ابراهام مازلو» است که به شکل زیر تدوین شده است:

 

۱) نیازهای زیستی: گرسنگی تشنگی، و امثال آنها،

۲)نیازهای ایمنی: احساس امنیت کردن و دور از خطر بودن،

۳)نیازهای تعلق و محبت: به دیگران پیوستن، پذیرفته شدن، تعلق داشتن،

۴) نیازعزت نفس: اجرا و دستیابی، نشان دادن کفایت در کارها، مورد تأیید و شناخت دیگرانواقع شدن،

۵)نیازهای شناختی: دانستن، فهمیدن و کاویدن،

۶)نیازهای ذوقی: تقارن، نظم و زیبایی،

۷)خودشکوفایی: رسیدن به تحقق نفس و شکوفا ساختن توانایی بالقوه

گسترش‌ها و اصلاحاتی بر این مدل صورت گرفت که در جدول زیر می‌توان مشاهده کرد:

 

مدل مازلو [۵]

گسترش ۷ مرحله ای از مدل مازلو [۶]

گسترش ۸ مرحله ای از مدل مازلو  [۷]

مدل CIA

نیازهای حوزه زیستی

نیازهای حوزه امنیت

نیازهای حوزه تعلق و عشق

نیازهای حوزه ارج گذاری واحترام

نیازهای حوزه خودشکوفایی

نیازهای حوزه زیستی

نیازهای حوزه امنیت

نیازهای حوزه تعلق و عشق

نیازهای حوزه ارج گذاری واحترام

نیازهای حوزه شناختی

نیازهای حوزه زیبایی شناختی

نیازهای حوزه خودشکوفایی

نیازهای حوزه زیستی

نیازهای حوزه امنیت

نیازهای حوزه تعلق و عشق

نیازهای حوزه ارج گذاری و احترام

نیازهای حوزه شناختی

نیازهای حوزه زیبایی شناختی

نیازهای حوزه خودشکوفایی

نیازهای حوزه تفوق و رهبری

نیاز به کنترل

درونی: کنترل خود، سلامتی، آرامش درونی، اعتماد به نفس، دانش و مهارتها

بیرونی:امنیت، کنترل دیگران، اعتماد به دیگران

نیاز به هویت

درونی: باورها و ارزشهای روشن ، راستی ، آگاهی به خویشتن،

بیرونی:ارتباط با دیگران، تعلق به گروهها، احترام دیگران، موقعیت اجتماعی

نیاز به برانگیختگی

درونی : خلاقیت و تفکر، حل مساله، خیال بافی

بیرونی: تعاملات اجتماعی ، ارتباط فیزیکی با دیگران، تجربه های جدید 

مدل‌های دیگری نیز مطرح شده است:

 

مدل آلدرفر (Clayton Paul Alderfer)

مدل برتون (John Burton)[۱۰

روزنبرگ (Marshall Rosenberg)[۱۱

موجودیت: شامل نیازهای زیستی و امنیت

وابستگی: شامل نیازهای اجتماعی و قدر شناسی بیرونی

رشد: شامل نیازهای رشدی و قدرشناسی درونی

عدالت توزیعی

امنیت و ایمنی

تعلقها

خودباوری

کمال شخصی

هویت

امنیت فرهنگی

آزادی

مشارکت

پرورش جسمانی

وابستگی به یکدیگر

عشق راستین

خودمختاری

بازی، سرگرمی

جشن و عزا

آیینهای معنوی

 

مدل مک کللند McClelland۵

مدل کانوKano۶

مدل هرزبرگFrederick Herzberg۷

رویکرد نیازهای پایه(Basic Needs Approach۸

موفقیت Achievement

پیوستگی و ارتباط Affiliation

قدرت Power

نیازهای پایه

نیازهای کاربردی و مهارتی

نیازهای هیجانی

(حوزه مورد مطالعه: رضایت شغلی)

فاکتورهای سائق و انگیزه بخش: مانند: مسئولیت پذیری، دیده شدن، چالشهای شغل،...

فاکتورهای سلامت شغلی: مانند: دستمزد، امنیت شغلی، جایگاه شغلی، ...

(حوزه مورد مطالعه: حداقل های لازم برای محاسبه خط فقر مطلق)

مواردی مانند:

تغذیه

سرپناه و مسکن

لباس

آموزش

بهداشت

درمان

 

جامع‌ترین مدل‌های مطرح شده مدل مکس‌نیف است:

نیازهای انسان

بر طبق طبقه بندی ارزشها

بودن (کیفیتها)

این ستون صفات و خصوصیات فردی یا جمعی را ثبت می کند، که در ساختار اسمی بیان می شوند

داشتن (چیزها)

این ستون اصلها، قواعد، قوانین، ابزارها(نرم افزاری)، را ثبت می کند که می توانند در قالب یک یا چند کلمه بیان شوند

انجام دادن ( فعالیتها)

این ستون فعالیتهای فردی یا جمعی را ثبت می کند که در قالب افعال بیان می شوند

تعامل (شرایط و محیط)

این ستون موقعیتها و جایگاهها را (زمان و مکان ) را ثبت می کند

زیست

سلامت جسمی و روانی

تغذیه، کار، سرپناه

تغذیه کردن، پوشیدن، استراحت ، کار کردن

محیط زیست، زمینه اجتماعی

حفاظت، امنیت

مواظبت، سازگاری، استقلال

امنیت اجتماعی، نظام های سلامت، کار

تعاون، طرح ریزی، مواظبت از ...، کمک کردن

محیط اجتماعی، مسکن

تعلق، عاطفه

احترام، خوش خلقی و بذله گویی، سخاوت، شهوت

دوستی ها، خانواده، ارتباط با طبیعت

سهیم کردن، مواظبت از ...، عاشق شدن، ابراز کردن، احساسات

حریم خصوصی، فضاهای صمیمی و خودمانی با هم بودن

فهم

انتقادی، ظرفیت، کنجکاوی، بصیرت

ادبیات، معلمان، سیاستها، آموزشی

تجزیه و تحلیل، بررسی، تفکر، وارسی و جستجو کردن

مدارس، خانواده ها، دانشگاهها، انجمن ها

مشارکت

پذیرا بودن، تخصیص، خوش خلقی و بذله گویی

مسئولیتها، وظایف، کار، حقوق

همیاری کردن، جداشدن، اظهار عقیده کردن

وابستگی ها، جشنها، کلیساها، همسایه ها

فراغت

کنجکاوی، پذیرا بودن، تصویر پردازی، بی پروایی، خوش خلقی و بذله گویی، آرامش خاطر، شهوت

بازیها، مناظر، کلوپها، جشنها، آرامش ذهن

رویا پردازی، در فکر فرو رفتن، یادآوری زمانه قدیم، آزاد گذاشتن رویاها، یادآوری، راحت بودن، خوش بودن، بازی کردن

حریم خصوصی، صمیمت، فضاهای خومانی، وقت آزاد، مکانهای پیرامونی، مناظر

آفرینش

اشتیاق، عزم، بصیرت، تصویر پردازی، جسارت، عقلانیت، خودمختاری، اختراع کنندگی، کنجکاوی

قابلیتها، مهارتها، روش، کار

کار کردن، اختراع کردن، ساختن، طراحی کردن، مقایسه کردن، تفسیر کردن

کاگروهها، گروههای فرهنگی ، مخاطبین، فضاهایی برای اظهار نظر، آزادی دنیوی/ مادی

هویت

حس تعلق، سازگاری، تشخص و تمایز، خود باوری(عزت نفس)، مدعی بودن

نمادها، زبان، ادیان، عادتها، سنتها، گروههای مرجع، جنسیت، ارزشها، اصول و رویه ها، حافظه تاریخی، کار

متعهد به خود شدن، مواجه شدن، تصمیم گرفتن، شناختن خویش، تصدیق خویش، خودشکوفا کردن، رشد کردن

روند و آهنگ اجتماعی، جایگاههای هرروزه، جایگاههایی که هر شخص به آن تعلق دارد، زمینه های بلوغ رسیدن

آزادی

خودمختاری، خودباوری (عزت نفس)، عزم، اشتیاق، مدعی بودن، ذهن باز داشتن، جسارت، سرکش بودن، تساهل

حقوق برابر

مخالفت کردن، انتخاب کردن، متفاوت از دیگری بودن، ریسک پذیر بودن، توسعه آگاهی و هوشیاری، متعهد به خویشتن شدن، نافرمانی کردن

انعطاف پذیری دنیوی و اخروی

:

مدل نیازها با اقتباس از نگرش اسلام: (مدل دو لایه‌ای ده بُعدی)

فرضیه اولیه ای برای «مدل نیاز» با اقتباس از روایات در این زمینه تدوین شده است (انتقال به گزارش تفصیلی):

 

مدل نیازهای انسان با اقتباس از گزاره‌های دین مقدس اسلام

۱۰

الحُرِّیَّة

(نیاز به آزادگی)

نیازهای جهت‌دهنده به سمت

زندگی باطنی اخروی

۹

 

حُسْنُ الخُلْق

(نیاز به خوش اخلاقی)

 

۸

الأدَب

(نیاز به ادب)

۷

الدِین

(نیاز به دین)

۶

العَقْل

(نیاز به عقل)

۵

الدَعَة

(نیاز به آسایش)

نیازهای

زندگی ظاهری دنیوی

۴

 

الأنیس الموافق (الزوجة الصالحة، الولد الصالح، الخلیط الصالح)

(نیاز به همدم هم‌دل (همسر و فرزند و دوستان سالم))

 

۳

الغِنَی

(نیاز به دارایی کافی)

۲

الأمْن

(نیاز به امنیت)

۱

صِحَّةُ البَدَن

(نیاز به سلامت جسمی)

نتایج آثار و لوازم پذیرش بحث: 

۱. تمدن وقتی شکل می‌پذیرد که اجتماع بشری به‌صورت جمعی و بدون وابستگی به افراد یا شرایط خاص،‌ پاسخ به کلیه لایه‌های نیاز را پوشش بدهد و ساختار و فرآیندهایی برای ارضاء کلیه لایه‌های نیاز، تعریف کرده و به‌صورت مستمر فعال نگاه دارد.

۲. برای تدوین الگوی پیشرفت و توسعه، مدل نیازها به‌منزله «نقشه راهنما» عمل می‌کند. (این تعبیر متعلق به جناب دکتر سلیمان خاکبان است.) 

۳. برای نیازسنجی باید به سوالات جدول «شبکه مسائل نیاز» پاسخ داد. (انتقال به صفحه نیازسنجی و ابزارهای آن)

۴. تولید شبکه موضوعات و مسائل زندگی، تابعی از مدل نیازهاست. (انتقال به صفحه شبکه موضوعات و مسائل)

انتقال به انجمن بحث و گفتگو

مباحث و مفاهیم کلیدی مرتبط به این بحث:

 

انسان‌شناسی ، نیازشناسی ، مدل نیازها ، هرم نیازها‌، نقشه تمدنی ، الگوی پیشرفت و توسعه

[۳]- شایان ذکر است که همه اوصاف نیاز در یک مرتبه نیستند، فلذا هرچند برخی امور از نیازهای مادی محسوب می‌شوند اما این مانع از آن نیست که آخرتی و الهی هم باشند. این توارد اوصاف با درجات مختلف بر یک نیاز نیز بر حسب نظام اولویتهایی است که هر انسان برای خود دارد.

[۴]- متناظر با بحث نیت در فضای دینی. مثلاً اگر نیاز به تغذیه را لحاظ کنیم، این نیاز تا میزان خاصی میان برخی اهداف غایی مشترک است، اما اینکه همین نیاز رنگ هدف غاییِ خاصی را به خود بگیرد بسته به آن است که فرد آن را در ملاحظه با هدف غایی می‌خواهد رفع کند، یا خیر. فلذا در فضای دینی - به عنوان مثال - برخی اموری که ظاهراً رنگ دنیایی دارند اگر در راستای تأمین نیازهای آخرتی به کار گرفته شوند، آخرتی محسوب می‌شوند.

 

تیترها