تمدن اسلام، آینده‌ای برتر در دنیای رقابت
پروفایل کاربری شما

هویت و وظایف

سالگرد رحلت امام، بهانه ای گشت تا بازگشتی مجدد به سخنان و نظرات ایشان در رابطه با هویت روحانیت و وظایف این صنف اثرگذار و برجسته ی اجتماع داشته باشیم.

واژه روحانیت که در لغت به معنای تقدس و پاکی و پارسایی است([۱]) در طول تاریخ و در تمام ادیان و فرهنگ های مختلفبا همه ی اختلاف در دامنه معنا و هویت آن به ایفای نقشی اطلاق می شده است که مردم و پیروان ادیان و شرایع را از احکام و تعالیم دینی مورد قبول آگاه می ساخته است و بنا به عللی از جمله مصاحبت مستقیم و هم دلی با پیامبر و آورنده ی شرایع و یا دسترسی، مهارت و تسلّط لازم بر منابع و متون آن، قول و فعلش برای مردم حجت بوده، به واسطه ی آن تکلیف و وظایف خویش را باز می یافته اند([۲])، در واقع روحانیت، صنفی است که وظیفه ی اجرای احکام و شرایع دینی را بر عهده دارد.

هویت روحانیت

هویت سه نوع است: شخصی، باطنی، صنفی؛ گاهی منظور از هویت، هویت شخصی به معنای مشخصات فردی و ظاهری افراد و در یک کلام مشخصات شناسنامه ای آن هاست مانند تعیین پدر و مادر فرد، محل تولد و شماره شناسنامه ی او و محل صدور آن و ...، ولی گاهی مشخصات فردی و جسمی و ظاهری افراد منظور نیست بلکه منظور شناخت مشخصات آن ها از جنبه ی روحی است یعنی جنبه ای که بازگشت به حقیقت انسان دارد و در قرآن کریم و روایات به آن اشاره شده است، چنان که در قرآن کریم این جنبه ناشی از بُعد خلیفةالهی انسان دانسته شده و با این لحاظ، انسان جانشین و خلیفه ی خداوند در زمین محسوب می شود: )وَ إِذْ قالَ رَبّکَ لِلْمَلائِکَةِ إِنّی جاعِلٌ فِی اْلأرْضِ خَلیفَةً...(([۳])؛ [به خاطر بیاور] هنگامی را که پروردگارت به فرشتگان گفت: من در روی زمین جانشینی [نماینده ای] قرار خواهم داد....

ریشه و منشأ شجره ی طیبه ی روحانیت، پیامبران و امامان: هستند. به بیان دیگر بستری که طلبه در آن تربیت می شود از پیامبران سرچشمه می گیرد. ([۴])

برخی از روایات جایگاه و شأن علما را همان جایگاه و شأن پیامبران معرفی می کنند، از جمله: العلماء ورثةُ الأنبیاء([۵])؛ علما وارثان انبیا هستند؛ روشن است که توارث به تناسب موارد آن است، وارث شخص کیمیاگر، کسی است که اسرار کیمیا را بداند، وارث انبیا بودن هم به این معناست که انسان در اقدامات و تکالیف و موضع گیری های خود تا جایی که برای غیر نبی مقدور است، مثل انبیا عمل کند و متخلق به اخلاق و ویژگی های آنان باشد، عالم وارث پیامبر است یعنی در تعهدات و تکالیف انسانی و اجتماعی و دینی پیامبر، وارث و جانشین اوست و کسی است که باید جای خالی پیامبر را در میان قوم پر کند.

روایت دیگری نیز در این رابطه وجود دارد، مثل: الفقهاء امناء الرسل ما لم یدخلوا فی الدنیا ([۶])؛ فقها تا وقتی که دنیا طلب نباشند، معتمدان پیامبرانند.

امام خمینی(ره) روحانیت را جانشین پیامبران دانسته در این رابطه می فرمایند: حوزه های روحانیت، محل تدریس و تعلیم و تبلیغ و رهبری مسلمانان است. جای فقهای عادل و فضلا و مدرسین و طلاب است. جای آن هاست که امانت دار و جانشین پیامبران هستند، محل امانت داری است و بدیهی است که امانت الهی را نمی توان به دست هر کس داد.([۷])

وجود چنین منشأ و سرچشمه ای، قطعاً وظایف خاص و هویت ویژه ای را برای صنف روحانیت رقم می زند که بنیان گذار بزرگ انقلاب حضرت امام خمینی(ره)، در پیام های مکرر خویش به جامعه روحانیت به ابعاد مختلفی از آن اشاره فرموده اند که در ادامه برخی از آن ها یادآوری می گردد.

۱. تبلیغ اسلام

اسلام برای تبیین، حفظ و گسترش خود، محتاج کسانی بوده و هست که دین را بیاموزند و به دیگران آموزش دهند. از آن جا که این امر برای همگان میسر نیست، اسلام این وظیفه را بر عهده ی گروهی نهاده است که توانایی و رغبت به آن را داشته باشند. یکی از وظایف بسیار مهم روحانیت که بخشی از هویت آن را تشکیل می دهد، تبلیغ اسلام و احکام نورانی آن است.

۲. تهذیب نفس

امام خمینی(ره) براساس دیدگاه برگرفته از قرآن و اسلام ناب که از اندیشه ای عرفانی سیراب می شود، معتقد به تزکیه قبل از تعلم می باشند و روحانیت به عنوان مرزبانان حوزه ی اسلام، بیش از همه مخاطب این دستور قرار می گیرند، چنان که امام در هر کدام از بیانات خود که یادی از روحانیت کرده اند، در کنار آن به زهد و تقوا نیز توصیه کرده اند: حوزه های علمیه در هر جا هست، در هر جا حوزه های علمیه هم بیدار بشوند، هرجا هستند، امروز، روزی نیست که حوزه های علمیه مثل سابق عمل کنند، سابق وضع دیگر داشت حالا وضع دیگر، حوزه های علمیه بیدار باشند، تقوا را، تقوا را، تقوا را نصب العین خود قرار بدهید، فضلا، طلاب علوم دینیه، تقوا، تقوا، تنزیه نفس، مجاهده ی با نفس، یک مجاهد با نفس می تواند بر یک امت حکومت کند، مجاهده کنید، تهذیب کنید حوزه های خودتان ر([۸])، اگر در حوزه های علمی قدیمی تهذیب نباشد، اخلاق نباشد، آموزش معنوی نباشد، فقط آموزش علمی باشد، فقط علم در کار باشد، آن جا هم افرادی از آن خواهند بیرون بیایند که دنیا را هلاک می کنند، به هم می زنند.([۹])

ایشان صلاح و فساد جامعه را در گرو صلاح و فساد صنف روحانیت می دانند: ملت عزیز عموماً متعهدان و متخصصان خصوصاً و دولت مردان بالأخص به این دستگاه های آدم ساز و پشتوانه ارزشمند، اهمیت ویژه ای دهند و با جان و دل در تقویت و تهذیب آن بکوشند و حوزه های معظمه علمیه و اساتید محترم در کنار تعلیم قرآن و فقه و مقدماتش، تهذیب اخلاق و معارف اسلامی را که اساس است با عنایات خاص مورد توجه قرار دهند که: إذاصلح العالم صلح العالم و اذا فسد فسد([۱۰])؛ وقتی عالمدینی صالح باشد دنیا صالح می شود و وقتیعالِم فاسد شود دین به فساد کشیده می شود.

۳. پناهگاه محرومان

امام خمینی(ره) تاریخ هزار ساله ی پناهگاهی محرومان چه در مقوله ی اندیشه و تفکر و چه در مقوله ی معیشت و رفاه نسبی را برای روحانیت از افتخارات ایشان می دانند. ([۱۱]) استکبار پس از دریافت قدرت و ماهیت اسلام، تضعیف قدرت مسلمانان را در اولویت راهبرد خویش قرار داد: از یک سو به محو هویت اسلامی ایشان پرداخت و از دیگر سو، منابع مالی و ثروت های ملی ایشان را به غارت برد، بدین سبب امام(ره) همواره درصدد طرح دولت جهانی اسلام و زدودن غبار استضعاف از چهره ی مسلمانان بودند و بر این اساس وظایف روحانیت را در دو محور تبیین کردند:

محور اول: از بین بردن استضعاف فکری مسلمانان به وسیله ی راهکارهایی چون: ایجاد دولت جهانی اسلامی برای مسلمانان([۱۲])، احیای هویت اسلامی مسلمانان در سراسر جهان([۱۳])، پرهیز از غرب و شرق زدگی مردم به وسیله ی برجسته کردن نقاط فرهنگی ملل.

محور دوم: از بین بردن استضعاف اقتصادی مسلمانان به وسیله ی راهکارهایی چون: مقابله ی جدی با دو فرهنگ اقتصادی ظالمانه ی شرق و غرب و مبارزه با سیاست های اقتصاد سرمایه داری و اشتراکی در جامعه و جایگزین ساختن سیستم ناصحیح اقتصاد حاکم بر جهان با طرح ها و برنامه های سازنده و دربر گیرنده ی منابع محرومان و پا برهنگان([۱۴])، حشر و نشر و معارفه و هم نشینی با فقیران و مستمندان و پابرهنگان([۱۵]) برای آشنا شدن با مشکلات ایشان، کوشش برای رفاه طبقه ی محروم و رسیدگی به حال ایشان در هر مقام و منصب و موقعیتی که قرار دارند و این وظیفه به ویژه در مسئولیت های دولتی اجرایی شدیدتر می گردد([۱۶])، ارائه ی نظرهای اصلاحی در هنگام مشورت مردم با آنان([۱۷])، آماده شدن برای فداکاری بیشتر و در موقع لزوم استفاده از آبرو و اعتبار خود برای حفظ آبرو و اعتبار اسلام و خدمت به محرومان([۱۸])، و در نهایت تشکیل حکومت با انگیزه ی بسط عدالت اجتماعی که ایشان این امر را از بزرگ ترین واجبات و اقامه ی آن را از والاترین عبادات می دانند. ([۱۹])

۴ . حفظ وحدت

یکی از موارد بسیار مهمی که در اندیشه، تفکر و بیانات و عملکرد امام راحل۱ جلوه دایمی و مستمر دارد، وحدت است. از منظر ایشان، وحدت، ماهیتی الهی دارد و همه ی انبیا و اولیای الهی بر آن تأکید داشته اند و از مقاصد مهم آنان تلقی می شود: ... یکی از مقاصد بزرگ شرایع و انبیای عظام: که علاوه بر آن که خود، مقصود مستقل است، وسیله ی پیشرفت مقاصد بزرگ و دخیل تام در تشکیل مدینه ی فاضله می باشد، توحید کلمه و توحید عقیده است.... ([۲۰])

 

 

پی­نوشت:

[۱]. دهخدا، لغت نامه.

[۲]. بتیان، دفتر دهم، ص ۷.

[۳]. البقره۲ : ۳۰.

[۴]. حکیمی، محمدرضا، هویت صنفی روحانیت، ص ۲۸، علم الهدی، همان، ص ۸۴ و ۸۵ .

[۵]. وسائل الشیعه، ج ۲۷، ص ۱۱، روایت ۳۳۴۹۵.

[۶]. همان، ج ۷، ص ۲۸، روایت ۲۳۲۴۷.

[۷]. ولایت فقیه، ص ۱۳۳ و ۱۳۴.

[۸]. صحیفه ی نور، ج ۵ ، ص ۱۳۱.

[۹]. صحیفه ی نور، ج ۱۷، ص ۲۰ و ۲۱.

[۱۰]. صحیفه ی نور، ج ۱۹، ص ۱۰۵.

[۱۱]. صحیفه ی نور، ج ۲۰، ص ۲۴۴ ۲۲۷.

[۱۲]. وصیت نامه ی امام خمینی(ره).

[۱۳]. صحیفه ی نور، ج ۲۰، ص ۲۴۴ ۲۲۷.

[۱۴]. همان.

[۱۵]. همان.

[۱۶]. همان وصیت نامه ی امام خمینی(ره)، قسمت های ج و س.

[۱۷]. صحیفه ی نور، همان.

[۱۸]. همان، ج ۲۰، ص ۲۴۴ ۲۲۷.

[۱۹]. وصیت نامه ی امام خمینی(ره).

[۲۰]. امام خمینی(ره)، چهل حدیث، ص ۳۱۱ ۳۰۹ .

برگرفته از ویژه نامه جامعه