تمدن اسلام، آینده‌ای برتر در دنیای رقابت
پروفایل کاربری شما

.أَعُوذُ بِاللَّهِ مِنَ الشَّيْطَانِ الرَّجِيم  بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمنِ الرَّحيم‏

الْحَمْدُ لِلَّهِ وَالصَّلَاةُ وَالسَّلَامُ عَلَى رَسُولِ اللَّهِ وَعَلَى آلِهِ آلِ اللَّهِ وَاللَّعْنُ الدَّائِمُ ‏عَلَى أَعْدَائِهِمْ أَعْدَاءِ اللَّهِ مِنَ الْآنَ إِلَی يُوْمِ لِقَاءِ اللَّهِ

قال مولانا الامام ابوالحسن موسي بن جعفرعليه السلام: «« تَفَقَّهوافی دینِ الله فإنَّ الفقه مفتاحُ البَصیرة وتَمامُ العِبادة والسّببُ إلی المنازل الرفیعة والرُّتبِ الجَلیلة فی الدین والدنیا وفَضلُ الفَقیه علی العابدكَفَضلِ الشمسِ علی الكواكب ومَن لَم یَتَفَقَّه فی دینهِ لَم یَرضَ اللهُ لهُ عملاً»» ( تحف العقول ص۴۱۰)

 ترجمه:((در دین خدا،دنبال فهم عمیق باشید؛زیرا فهم عمیق در دین :كلید بصیرت است.كمال تمام عبادت است. سبب تحصیل مقام‌های والا و مراتب شكوهمند در امور دین و دنیاست.وبرتری فقیه بر عابد،مانند برتری خورشيد بر ستارگان است.و کسی كه در دینش فهم ِعمیق نجوید،خداوند هیچ عملی را از او نمی‌پسندد.))

بیست و پنجم رجب الأصبّ در طليعه تحوّل فصلي و عرصه تجلّي حيات نباتي گياهان و بهار طبیعی درعالَم ماده، شاهد حادثه عظيم عروج روح ملكوتي حضرت امام موسي بن جعفرعليهما السلام و صعود عظماي آن به لقاء الهي هستيم.اين مصيبت و فراق و ترک حيات نباتي حضرت ،بر اهل مُلك تسليت باد و این صعود و اتصال و تجلّی حيات طيبّه حضرت بر اهل ملكوت تهنيت باد.

 به اين مناسبت به  شرح مختصري در حدیث فوق از فرمايشات حضرت  وبيان  سيره علمي معصوم نهم و امام هفتم شيعيان علیه‌السلام  می‌پردازیم:

مقدمه:

شیخ مفید رضوان‌الله تعالي علیه در ارشاد ص ۲۷۷ ۲۷۹. می‌فرماید: ابوالحسن موسی بن جعفر (علیه‌السلام) عابدترین و فقیه‏ ترینِ اهل زمانش بود، ..و ازلحاظ کرامت نفس در عالی‌ترین درجه قرار داشت... مردم از او بسیار روایت نقل کرده‌اند واو افقه اهل زمان بود و کتاب خدا را از همه بهتر حافظ بود، مردم مدینه او را«زین المتهجّدین»می‏نامیدند...

نه‌تنها مردم عادي ، حتي خلفاي جور زمان حضرت نيز سؤالات فقهي خود را از آن حضرت می‌پرسیدند. 

به‌عنوان نمونه :

««درتفسیرعیاشی: ج ۱ ص ۱۸۷ ذیل آیه «ان اوّل بیت وضع للناس»[ آل‌عمران: ۹۶] این‌طور روایت‌شده است كه: حسن بن علی بن نعمان می‌گوید:وقتی‌که مهدی عباسی مسجدالحرام را توسعه داد، خانه‌ای در طرح توسعه‌ی حرم قرار گرفت .لذا مهدی عباسي  از صاحبان خانه خواست تا آن را بفروشند چون در طرح توسعه حرم قرارگرفته بود. ولی  صحابان خانه حاضر به فروش منزلش  نشدند. مهدی عباسي از همه فقهاي عصرش  فتوا خواست،همه گفتند:چیز غصبی نمی‌شود داخل در مسجدالحرام شود و جزء آن باشد،

علی بن یقطین كه از کارگزاران حضرت در دربار عباسي بود ،خليفه را راهنمايي كرد كه: اگر خلیفه اجازه دهد من اين سؤال را به  موسی بن جعفر علیه‌السلام بنویسم، و جوابش را به شما خبر دهم؟؟لذا مهدي عباسي با مشورت علي بن يقطين به حاکم مدینه نوشت از موسی بن جعفر بپرس: خانه‌ای است می‏خواهیم داخل در مسجدالحرام بکنیم، صاحبانش حاضر به فروش نیستند، در این امر چاره چیست؟ حاکم اين سؤال را از امام (علیه‌السلام) پرسید، حضرت فرمود: ناچاریم که جواب بدهیم؟ گفت:آری، ضرورتی است که پیش‌آمده است.

 حضرت نوشت: ««بسم‌الله الرحمن الرحیم ان کانت الکعبة هی النازلة بالناس فالناس اولی بفنائها و ان کان الناس هم النازلون بفناء الکعبه فالکعبه اولی بفنائها»».( به نام خداوند رحمن ورحيم اگرکعبه بعدازخانه ساختن مردم ساخته‌شده است، مردم به اطراف آن سزاوارترند و اگر مردم به اطراف کعبه آمده‌اند، کعبه به اطرافش اولی است) .

 امام علیه‌السلام یکی از احکام و مصادیق حریم را در اینجا بیان فرموده است و چون خانه‌های اطراف کعبه، بعد از کعبه ساخته‌شده بودند، حق کعبه در توسعه مقدم بود. 

مهدی عباسي چون نامه را خواند بوسید و دستور داد خانه مزبور را خراب کرده داخل مسجد نمایند، صاحبان خانه محضر امام (علیه‌السلام) آمدند که به مهدی نامه بنویسد اقلاً قیمت خانه را بدهد، امام مرقوم فرمود:««مقداری به آن‌ها پول بدهد، مهدی آن‌ها را با پول راضی کرد.»» 

بعدازاین مقدمه باید عرض كرد: از طریق عقل و نقل ثابت‌شده است كه مراد از فقه وتفقّه«« مجموعه معارف دين كه موجب كمال انسان است »» هست،كه از آن به «علم حقيقي» تعبير می‌کنیم نه علوم ظاهري و فرمولی،كه از آن به«علوم رسميه» ياد می‌کنیم. يعني علم حقيقي تنها به معارفي كه موجب رشد و تعالی معنوي و تکامل نفساني و قرب به مقام عزّ ربوبي باشند اطلاق می‌گردد، نه آنچه در لابه‌لای كتب و مصنفات درج گرديده و هركس به هر نحو و با هر نیّتی به دنبال آن برود.به دست خواهد آورد.

از طرفي عقل حكم می‌کند به لزوم خروج انسان از قوّه به فعل و اینکه  انسان فطرتاً کمال‌جو و سعادت طلب است .و لزوم تحصيل آنچه موجب اين خروج از قوّه به فعل می‌شود  و باعث وصول به كمال و سعادت می‌شود، متحقق شدن به حقائق حقّه ومتفقّه شدن به فقه است .

 حال می‌بینیم در اين حديث ارزشمند آقا امام موسي بن جعفر عليهماالسلام تنها راه سعادت و کمال وازقوه به فعليت رسيدن انسان را مطرح می‌فرماید: وبر اساس عمل به رسالت هدايت تشريعي به انسان‌ها خطاب می‌کند كه:««در دین خدا،دنبال فهم عمیق باشید؛»» زیرا  اين فهم عمیق در دین درجه‌ات تكامل و سعادت و فعليت شما تأثير دارد .

اولاً:اين تفقّه ««كلید بصیرت است»». بصيرت يعني فهم برتر در انجام وظايف اسلامي و انساني  به‌طوری‌که هیچ‌گاه در انجام‌وظیفه دچار تحيّر و تلوّن و توقّف نشويد. .

ثانیاً : اين تفقّه ««كمال تمام عبادت است »». چه اينكه عبادات بدون فهم وتفقّه يا مقبول نيست يا تأثير تكاملي خود را از دست می‌دهد.  

ثالثاً: اين تفقّه ««سبب تحصیل مقام‌های والا و مراتب شكوهمند در امور دین و دنیاست.»» ازآنجایی‌که دين مبين به دنبال تأمين سعادت دنيوي و اخروی است . چون حيات دنيوي مقدمه‌ای براي حيات أخروي است و همه اعمال انسان در دنیا نقش تعیین‌کننده‌ای در سعادت أخروي انسان دارند.

امام موسي بن جعفر علیه‌السلام جايگاه انسان فقيه را در دنيا نسبت به انسان‌های عابد در غالب يك استعاره عالي ترسيم می‌کند. می‌فرمایند:««برتری فقیه بر عابد،مانند برتری خورشيد بر ستارگان است»». و با دقت در اين استعاره می‌توان درك كرد كه چه نكات ارزند ه اي در تبيين جايگاه فقيه  نسبت به ديگران وجود دارد.

و  حضرت در پایان مهم‌ترین و عالی‌ترین و کاربردی‌ترین  اثرتفقه در دین را به‌صورت سلبي بيان می‌فرمایند.وان عبارت است از این‌که: ««كسی كه در دینش فهم ِعمیق نجوید،خداوند هیچ عملی را از او نمی‌پسندد.»» . يعني مهم‌ترین  وظیفه‌ای كه انسان در جهت تحصيل سعادت و تکامل  و به فعاليت رساندن در همه ساحت‌های انساني دارد تأمين رضايت خداوند است . و در اين فقره از حديث شرط رضايت خداوند از انسان در اعمال و نيّات تفقّه می‌باشد.

اميدواريم خداوند علي أعلي به بركت  اين كلام آقا امام موسي بن جعفر علیهماالسلام توفيق فهم عميق در همه شئونات ديني به همه ما مرحمت وعنايت بفرمايند. والسلام عليكم و رحمۀ الله و بركاته.