تمدن اسلام، آینده‌ای برتر در دنیای رقابت
پروفایل کاربری شما

این سوال را از حجت الاسلام و المسلمین سید محمد محسن دعایی مدیر عامل موسسه مطالعات راهبردی علوم و معارف اسلام پرسیدیم و ایشان در پاسخ گفتند: به عبارت بهتر و ملموس تر، اگر فرض کنیم و در فرض نیز محال بودن دخالت ندارد، وزیر اقتصاد در جمهوری اسلامی در رسانه ملی اعلام کند که حوزه های علمیه و دانشگاه ها و مردم محترم جمهوری اسلامی تئوری های به کار گرفته سالهای قبل ما بر اساس تئوری های ورشکسته غربی است، یعنی کیفیت اداره اقتصاد مبتنی بر تئوری های وارداتی غربی، آن هم ورژن های قرون وسطایی است و ما نیز چون احساس کردیم که این روند به بدبختی ختم شده و عدالت اجتماعی را ذبح کرده و در پرتوی آن هزاران و میلیون ها نفس زایل شده و به خاطر این مدل های اقتصادی روزانه هزاران معصیت انجام می شود و بنده نیز تصمیم گرفتم که این سیستم اقتصادی را متوقف کنم، آیا حوزه های علمیه می توانند یک سیستم جایگزین که مبتنی بر وحیانیت و تفقه روش مند به شکل جایگزین به ما بدهند؟

وی افزود: در این شبیه سازی حوزه های علمیه چه پاسخی به این مقام ارشد مسئول خواهند داد؟ آیا چیزی بیش از یک سری مباحث حقوقی اقتصاد، در حد آنچه جایز است یا جایز نیست، از سوی حوزویان به این مقام ارشد اقتصادی تحویل داده می شود؟

تلاش هایی برای تئوری پردازی در مکتب اقتصادی اسلام، علم اقتصاد اسلام و... شروع شده است؛ از مرحوم شهید صدر و مطالعات شهید مطهری و پژوهشگاه های مختلف فعالیت هایی انجام شده است ولی آیا می توانیم یک مکتب اقتصادی اسلامی مبتنی بر فقاهت روش مند حوزوی که بتواند کل سیستم اقتصادی غرب زده وارداتی پرآسیب را از چرخه مدیریت اقتصادی حذف کند و اصول و روش های اسلامی را برای رسیدن به آرمان های اقتصاد اسلامی در سطح راه ها، راهبرد و سیاست و مدل برای مدیریت تمام نهادهای اقتصادی فعال از جمله بانک، بیمه، مالیات، تامین اجتماعی و ده ها نهاد دیگری که زیرساخت های آنها بر اساس نگاه های غربی و وارداتی و التقاطی ایجاد شده است ارایه کنیم؟

ایشان در ادامه گفت: در اینجا این سؤال مطرح می شود که اگر حوزه ها بگویند که ما توان چنین کاری نداریم باید مدعیان جامعیت اسلام و تمامیت و کارآمدی اسلام برای مدیریت جوامع بشری ادعای خود را پس بگیرند و چون این ادعا قابل پس گرفتن نیست، زیرا مخالف نص قرآن است و دین ما نیز یک دین کامل و بی نقص است و روایات و مبانی متقن دینی نیز بر این کمال و جامعیت دین برای مدیریت بشر در عصر غیبت صحه گذاشته است، می توانیم نتیجه بگیریم که ناخواسته، حوزه های علمیه در این زمینه یک قصورات و کم کاری هایی را احتمالا انجام داده باشند.

از این روی به نظر می رسد که حوزه های علمیه باید در کنار فعالیت های گسترده در تولید ادبیات اسلامی، نشر کتب و تربیت مبلغین و دفاع از کیان اسلام، پاسخ به شبهات اعتقادی و ترویج مذهب در اقصی نقاط  کشور و جهان، تاسیس مدارس و پژوهشگاه ها و سایت ها و شبکه های خبررسانی و... خدمات مختلف دیگری که به حق قابل قابل استحصا نیست و باید نسبت به رفع این خلاء اساسی که فقدان آن، باعث شده است که نظریه حکومت اسلامی در عصر غیبت از یک پشتوانه تئوریک جامع متکی به عمل، کم بهره یا بی بهره باشد، گام های جدی و عمیقی بردارد.

وی در پایان افزود: اگر بخواهیم این بحث را در یک بحث خلاصه کنیم، باید بگوییم که گرایش «فقه تمدنی» باید در حوزه های علمیه ایجاد و فعال شود و موسسه مطالعات راهبردی علوم و معارف اسلام بدون هیچ ادعایی تلاش می کند که زمنیه های اولیه را برای فعال سازی این گرایش را در بین فضلای حوزه و طلابی که علاقه دارند دین را در خدمت زندگی معنا کنند قرار دهد.